چین اکنون در یک دوراهی واقعی ایستاده: اگر سیاست «کیفیت به جای کمیت» را جدی بگیرد، باید بخشی از کارخانهها را تعطیل یا ادغام کند و بیکاری و ناآرامی اجتماعی را بپذیرد.
علیرضا عباسی: چین در حال تجربه یکی از پیچیدهترین چالشهای اقتصادی دهه اخیر است: تولید صنعتیاش به سرعت در حال افزایش است، اما تقاضای داخلی نمیتواند این حجم عظیم را جذب کند و نتیجه، انباشت مازاد ظرفیت، جنگ قیمتهای بیرحمانه و فشار دفلیشن شدید در بخش تولید شده است.
کارخانههای چینی، بهویژه در صنایع استراتژیک مانند خودروهای برقی، باتریهای لیتیم-یون و پنلهای خورشیدی، طی پنج سال گذشته سرمایهگذاریهای عظیمی دریافت کردهاند. فقط در بخش خودروهای انرژی نو (NEV)، ظرفیت تولید اعلامشده تا پایان ۲۰۲۵ به بیش از ۴۰ میلیون دستگاه در سال خواهد رسید، در حالی که فروش داخلی و خارجی واقعی در سال ۲۰۲۴ احتمالاً کمی بیشتر از ۱۰ میلیون دستگاه باشد. در پنلهای خورشیدی، چین هماکنون بیش از ۸۰ درصد ظرفیت تولید جهانی را در اختیار دارد و نرخ بهرهبرداری ظرفیت در این صنعت در برخی استانها به زیر ۵۰ درصد سقوط کرده است. گزارشهای بانک جهانی و مؤسسه پیترسون نشان میدهد نرخ متوسط بهرهبرداری ظرفیت صنعتی چین در سال ۲۰۲۴ به حدود ۷۵ درصد کاهش یافته؛ پایینترین سطح از زمان بحران کووید.
وقتی تقاضای داخلی ضعیف میماند (مصرف خانوارها هنوز به سطح پیش از پاندمی بازنگشته و بازار املاک در رکود عمیق است)، شرکتها برای خالی کردن انبارهای پر، چارهای جز کاهش شدید قیمت ندارند. در سال ۲۰۲۴، قیمت متوسط خودروهای برقی در بازار چین بیش از ۲۵ درصد افت کرد و برخی مدلها تا ۴۰ درصد ارزان شدند. شاخص قیمت تولیدکنندگان (PPI) چین برای سی و سومین ماه متوالی در منطقه منفی باقی ماند؛ طولانیترین دوره دفلیشن صنعتی از دهه ۱۹۶۰ تا کنون.
چرخه معیوب اقتصاد چین
دولت چین به خوبی از خطر این چرخه معیوب آگاه است: کاهش قیمت → کاهش سود → کاهش دستمزد و سرمایهگذاری → کاهش بیشتر تقاضا. مقامات بارها از عبارت «رفتار قیمتی غیرمنطقی» استفاده کردهاند و شرکتها را تهدید به جریمه کردهاند که زیر هزینه تمامشده نفروشند. در عین حال، پکن همچنان یارانههای هنگفتی به همین صنایع استراتژیک تزریق میکند و نمیخواهد عقبنشینی کند، چون این بخشها ستون اصلی «استقلال تکنولوژیک» و رقابت جهانی چین به شمار میروند.
نتیجه این تناقض، پدیدهای است که چینیها خودشان «اینولوشن» (درونپیچشی) مینامند: رقابت چنان شدید و خودویرانگر میشود که همه بازیگران همزمان ضرر میکنند، اما هیچکس جرأت خروج ندارد، چون سهم بازار یعنی بقا در بلندمدت. در همین حال، مازاد تولید ناچار به سمت بازارهای خارجی سرریز میشود؛ صادرات خودروهای برقی چین در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۰۰ درصد رشد کرد و پنلهای خورشیدی چینی با قیمتی گاهی ۶۰ درصد پایینتر از رقبای غربی عرضه میشوند. این موج جدید کالاهای ارزان، صدای اعتراض دولتهای اروپا و آمریکا را بلند کرده و تعرفههای جدید و تحقیقات ضددامپینگ را در پی داشته است.
چین اکنون در یک دوراهی واقعی ایستاده: اگر سیاست «کیفیت به جای کمیت» را جدی بگیرد، باید بخشی از کارخانهها را تعطیل یا ادغام کند و بیکاری و ناآرامی اجتماعی را بپذیرد؛ اگر همچنان به حمایت بیقیدوشرط از تولید ادامه دهد، جنگ قیمت داخلی تشدید میشود، حاشیه سود شرکتها به صفر نزدیک میشود و خطر یک بحران مالی ناشی از بدهیهای انباشتهشده بالا میرود. در هر دو حالت، عصر «رشد نامحدود با هر هزینه» برای دومین اقتصاد بزرگ جهان به پایان رسیده و دورهای از تعدیل دردناک، اما اجتنابناپذیر آغاز شده است.