کارشناسان برآورد میکنند که بین ۱۲ تا ۲۴ ماه طول میکشد تا صنعت فولاد ایران به وضعیت عادی بازگردد. در این مدت، بازار فولاد با گرانی، کمبود و نااطمینانی مواجه خواهد بود.
به گزارش سرمایه فردا، حملات هوایی به تأسیسات فولاد خوزستان و فولاد مبارکه، فقط دیوارهای کارخانه را فرو نریخت. زنجیره تأمین صنایع پاییندستی مثل خودروسازی و لوازم خانگی را هم از هم پاشاند. فولاد خوزستان گفته برای برگشتن به حالت عادی، شش ماه زمان نیاز دارد. فولاد مبارکه میگوید یک سال. اما کارشناسان بینالمللی معتقدند این خوشبینانه است؛ حداقل دو سال طول میکشد. حالا ایران دارد از یک صادرکننده بزرگ فولاد، به یک واردکننده موقت تبدیل میشود. گزارش پیش رو از زبان آمار و تحلیل کارشناسان، تصویر صنعتی را ترسیم میکند که روی آوارش هنوز دود میکند.
جنگ رمضان فقط به خطوط انتقال نفت و پالایشگاهها خس نزد. کارخانههای فولاد که قلب صنعت ایران هستند، هدف مستقیم حملات هوایی قرار گرفتند. شرکت فولاد خوزستان اعلام کرده که برای بازگشت به تولید عادی، حدود شش ماه زمان نیاز دارد. شرکت فولاد مبارکه هم میگوید این دوره یک سال طول خواهد کشید. اما یک منبع آگاه به متال اکسپرت گفته که این برآوردها دستکم دو برابر خوشبینانه است. یعنی نه یک سال، که دو سال. در چنین شرایطی، بازار فولاد ایران با اختلال شدید عرضه مواجه شده است.
شش ماه و یک سال، مدتی هستند که شرکتها به دلایل روانی و برای جلوگیری از وحشت بازار اعلام میکنند. تجربه جهانی نشان داده که بازسازی تأسیسات صنعتی پس از حملات هوایی، معمولاً دو تا سه برابر زمان اعلامشده طول میکشد. پس باید خودمان را برای یک دوره دو ساله کمبود فولاد آماده کنیم. این یعنی صنایع پاییندستی تا دو سال آینده با گرانی و کمبود مواد اولیه دستوپنجه نرم خواهند کرد.
کمبود ورق گرم و سرد، این روزها به معضل اصلی صنایع پاییندستی تبدیل شده است. خودروسازی که از قبل با مشکل قطعه دستوپنجه نرم میکرد، حالا برای تأمین بدنه خودرو هم با مشکل مواجه شده است. صنعت لوازم خانگی هم که به ورق سرد نیاز دارد، خطوط تولیدش نیمهتعطیل شدهاند. تولیدکنندگان فعلاً به موجودی انبارها تکیه کردهاند، اما این موجودی هم رو به اتمام است.
یک منبع از انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران (ISPA) اعلام کرده که برای جبران کمبود ورق گرم و محصولات پوششدار، حداقل به ۴ میلیارد دلار واردات نیاز خواهیم داشت. چهار میلیارد دلار، رقمی معادل درآمد نفتی یک ماه کشور در شرایط عادی. یعنی هر آنچه از نفت میفروشیم، باید صرف واردات فولاد کنیم.
تحلیل و نقد: اگر صنعت فولاد دو سال برای بازسازی زمان نیاز داشته باشد، یعنی دو سال باید فولاد وارد کنیم. دو سال، یعنی حدود ۸ میلیارد دلار هزینه واردات. این رقم میتوانست صرف نوسازی و بهینهسازی صنعت فولاد شود، اما حالا باید صرف خرید از روسیه و چین گردد. یک فاجعه اقتصادی تمامعیار.
با توجه به چارچوب تجاری نسبتاً باز ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا، روسیه به عنوان منبع بالقوه تأمین فولاد در نظر گرفته میشود. چین هم به دلیل نبود محدودیتهای جدی برای تأمینکنندگان آسیایی، گزینه بعدی است. یعنی روسیه و چین دارند از بحران صنعت فولاد ایران سود میبرند. همان روسیهای که در سالهای اختبار تحریمهای مختلفی را علیه ایران اعمال کرده بود، حالا دارد فولاد گران به ایران میفروشد.
تحلیل و نقد: وابستگی به واردات فولاد از روسیه و چین، یک ریسک راهبردی جدید ایجاد کرده است. اگر این کشورها به هر دلیلی (تحریم، جنگ، یا افزایش قیمت) صادرات خود را قطع کنند، صنایع پاییندستی ایران با فاجعه مواجه خواهند شد. بهتر است دولت همزمان با بازسازی صنعت فولاد، به دنبال تنوعبخشی به منابع تأمین باشد. شاید بتوان با ترکیه، هند و برزیل نیز قراردادهایی منعقد کرد.
در حالی که بازار ورق گرم و سرد در آتش میسوزد، بخش محصولات میانی مثل شمش نسبتاً باثبات باقی مانده است. ایران سالانه حدود ۲۰ میلیون تن شمش تولید میکند. حتی با در نظر گرفتن کاهش تولید ناشی از آسیب به تأسیسات، انتظار میرود بازار شمش همچنان پتانسیل صادراتی خود را حفظ کند. یک منبع ISPA گفته: «قیمتها افزایش مییابد، اما کمبود نخواهیم داشت.»
تحلیل و نقد: شمش ماده اولیه تولید ورق است، نه خود ورق. یعنی ما میتوانیم شمش تولید کنیم، اما برای تبدیل آن به ورق، به خطوط نورد نیاز داریم که آسیب دیدهاند. این یعنی مثل کشوری میمانیم که گندم دارد اما آرد نمیتواند تولید کند. پس مجبوریم گندم بفرستیم (شمش صادر کنیم) و آرد (ورق) وارد کنیم. این یعنی ضرر مضاعف: هم ارزش افزوده را از دست میدهیم، هم هزینه حمل و ترخیص را متقبل میشویم.
اختلالات لجستیکی مرتبط با جنگ، جریان تجارت را بیش از پیش پیچیده کرده است. فعالیتهای دریایی همچنان محدود است. دسترسی به کشتیها کم بوده و عدم قطعیت درباره مسیرهای اصلی حملونقل، از جمله دریای عمان، ادامه دارد. یکی از فعالان بازار به متال اکسپرت گفته: «برآورد شرایط در وضعیت محاصره بسیار دشوار است، بنابراین باید منتظر بمانیم و ببینیم چه رخ میدهد.»
صادرات فولاد به شدت کاهش یافته و تنها محمولههای پراکنده گزارش شدهاند که عمدتاً مربوط به حمل گندله از طریق بندر چابهار بوده است. بخش عمده تردد کشتیها بر واردات کالاهای اساسی مانند غذا و غلات متمرکز شده است، نه فولاد. یعنی حتی اگر پول داشته باشیم، کشتی برای حمل فولاد پیدا نمیشود.
تحلیل و نقد: این بدترین سناریو است. هم تولید داخلی آسیب دیده، هم واردات ممکن نیست. اگر محاصره دریایی تا دو ماه دیگر ادامه پیدا کند، صنایع پاییندستی با کمبود شدید ورق مواجه خواهند شد و مجبورند خطوط تولید را تعطیل کنند. تعطیلی خطوط تولید خودرو و لوازم خانگی، یعنی بیکاری هزاران کارگر و تورم بیشتر در بازار.
صنعت فولاد ایران در یکی از سختترین بحرانهای تاریخ خود قرار دارد. حملات هوایی به تأسیسات فولاد خوزستان و فولاد مبارکه، زنجیره تأمین صنایع پاییندستی را از هم پاشانده است. کمبود ورق گرم و سرد، خودروسازی و لوازم خانگی را فلج کرده و برای جبران، دستکم به ۴ میلیارد دلار واردات نیاز داریم. روسیه و چین به عنوان تأمینکنندگان اصلی در نظر گرفته میشوند، اما محاصره دریایی، حتی واردات را هم با مشکل مواجه کرده است.
تنها نقطه روشن، بازار شمش است که هنوز پتانسیل صادراتی دارد. اما صادرات شمش و واردات ورق، یعنی از دست دادن ارزش افزوده و تحمل هزینه مضاعف. کارشناسان برآورد میکنند که بین ۱۲ تا ۲۴ ماه طول میکشد تا صنعت فولاد ایران به وضعیت عادی بازگردد. در این مدت، بازار فولاد با گرانی، کمبود و نااطمینانی مواجه خواهد بود. خودروسازی و لوازم خانگی هم باید خود را برای ماههای سخت آماده کنند. شاید وقت آن رسیده که دولت به فکر ایجاد ذخایر استراتژیک و تنوعبخشی به منابع تأمین باشد. در غیر این صورت، هر بحران بعدی، دوباره همین الگو را تکرار خواهد کرد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا