خروج امارات از اوپک افزایش ۱ تا ۲ میلیون بشکه در روز عرضه جهانی نفت را جدی میکند، آن هم در شرایطی که جنگ خاورمیانه ممکن است هر لحظه تمام شود و تنگه هرمز باز گردد. در آن صورت، بازار با یک شوک عرضه بیسابقه مواجه خواهد شد.
به گزارش سرمایه فردا، اول ماه مه ۲۰۲۶، روزی که شاید به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ بازار نفت ثبت شود. اعلامیه اوپک پلاس مبنی بر خروج امارات متحده عربی از این ائتلاف، اگرچه در کوتاهمدت تأثیر فوری بر بازار نخواهد داشت، اما یک «بمب ساعتی» برای آینده است. امارات در حال حاضر روزانه حدود ۳ میلیون بشکه نفت تولید میکند، اما ظرفیت واقعیاش به ۵ میلیون بشکه رسیده است. یعنی ۲ میلیون بشکه ظرفیت مازاد. با رهایی از محدودیتهای اوپک، ابوظبی میتواند بهسرعت این ظرفیت را فعال کند. نتیجه؟ افزایش ۱ تا ۲ میلیون بشکه در روز عرضه جهانی، آن هم در شرایطی که جنگ خاورمیانه ممکن است هر لحظه تمام شود و تنگه هرمز باز گردد. در آن صورت، بازار با یک شوک عرضه بیسابقه مواجه خواهد شد. گزارشی از پیامدهای خروج امارات، تنها ماندن عربستان در اوپک، و سناریوهای پیش روی قیمت نفت.
اوپک پلاس، ائتلافی که از سال ۲۰۱۶ بازار نفت را مدیریت میکرد، این روزها دارد از درون میپوسد. روسیه به دلیل جنگ اوکراین و تحریمها، عملاً از تصمیمگیریهای جمعی خارج شده است. ایران نیز به دلیل تحریمهای آمریکا و جنگ اخیر، نه در جلسات شرکت میکند و نه قادر به پیروی از سهمیههاست. عراق نیز با بحران سیاسی و کاهش تولید مواجه است. در این میان، امارات متحده عربی که سالها از محدودیتهای اوپک ناراضی بود، سرانجام تصمیم به جدایی گرفته است. از اول ماه مه ۲۰۲۶، امارات دیگر عضوی از اوپک پلاس نخواهد بود. این اقدام در کوتاهمدت (چند هفته اول) تأثیر فوری بر بازار نخواهد داشت، چون جنگ و محاصره دریایی، همچنان صادرات نفت از خلیج فارس را مختل کرده است. اما در میانمدت، به محض بازگشایی تنگه هرمز و عادی شدن شرایط، بازار با یک «سیل نفت» مواجه خواهد شد. امارات تشنه است تا سهم از دست رفته خود را در سالهای پایبندی به سهمیهها، جبران کند. و ابزار این کار را هم دارد: ظرفیت تولید ۵ میلیون بشکهای که توسط شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) و با سرمایهگذاری ۱۵۰ میلیارد دلاری در دهه گذشته، ایجاد شده است.
امارات متحده عربی، برخلاف بسیاری از اعضای اوپک، در دهه گذشته سرمایهگذاری عظیمی در افزایش ظرفیت تولید انجام داده است. شرکت ADNOC برنامهای به ارزش ۱۵۰ میلیارد دلار برای رسیدن به ظرفیت ۵ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۲۵ اجرا کرده بود. این هدف با موفقیت محقق شد. اما اوپک پلاس به امارات اجازه نمیداد از این ظرفیت استفاده کند. سهمیه امارات حدود ۳ میلیون بشکه در روز بود. یعنی ۲ میلیون بشکه «ظرفیت مازاد» همیشه بیکار میماند. این برای ابوظبی گران تمام میشد. هر بشکهای که تولید نمیشد، یعنی درآمدی که به جیب نمیرفت. امارات سالها لابی کرد تا سهمیه خود را افزایش دهد، اما عربستان و روسیه (رهبران اوپک پلاس) مخالفت میکردند. دلیلشان هم روشن بود: اگر امارات تولید را افزایش دهد، قیمت نفت پایین میآید و درآمد همه کاهش مییابد. اما حالا که امارات از ائتلاف خارج شده، میتواند هر طور که میخواهد عمل کند. به محض بازگشایی تنگه هرمز، انتظار میرود امارات ظرف چند هفته، تولید خود را از ۳ میلیون به ۴ میلیون و سپس ۵ میلیون بشکه برساند. افزودن ۲ میلیون بشکه به بازار جهانی، رقم بسیار بزرگی است. برای مقایسه، کل کاهش تولید اوپک پلاس در طول سالهای اخیر حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه بوده است. پس ۲ میلیون بشکه اضافه، یعنی حدود یکسوم محدودیت عرضهای که اوپک ایجاد کرده بود، یکشبه از بین میرود.
تحلیل و نقد: امارات از سالها پیش به اعضای اوپک گفته بود که «نمیتوانید برای همیشه جلوی ما را بگیرید». حالا زمان اثبات این ادعا رسیده است. ابوظبی محاسبه کرده که هر چه زودتر سهم خود را از بازار پس بگیرد. حتی اگر قیمت نفت به ۶۰ دلار سقوط کند، برای امارات که هزینه تولید بسیار پایینی دارد (کمتر از ۵ دلار در هر بشکه در برخی میادین)، همچنان سودآور است.
با خروج امارات، اوپک عملاً به یک «ائتلاف یک نفره» تبدیل شده است. عربستان سعودی حالا تنها بازیگر اصلی باقی مانده در این سازمان است. عراق، ایران، کویت و سایر اعضا همگی یا با کاهش تولید مواجهند یا قادر به افزایش نیستند. ایران به دلیل جنگ و تحریم، قادر به صادرات نفت نیست. عراق به دلیل آسیب به زیرساختها و محاصره دریایی، تولیدش ۳ میلیون بشکه کاهش یافته است. کویت نیز حدود ۱.۲ میلیون بشکه کاهش تولید داشته. بنابراین، عربستان تنها کشوری است که ظرفیت مازاد قابل توجه دارد (حدود ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز) و میتواند به درخواست بازار، تولید را افزایش یا کاهش دهد. اما سوال اینجاست که آیا عربستان تمایل دارد به تنهایی نقش «مدیر عرضه» را ایفا کند؟ پاسخ، پیچیده است.
از یک سو، عربستان از افزایش قیمت نفت سود میبرد. هر دلار افزایش قیمت نفت، حدود ۴ میلیارد دلار درآمد سالانه به ریاض اضافه میکند. پس انگیزه دارد که بازار را با کمبود مواجه نگه دارد. از سوی دیگر، اگر عربستان تولید را محدود کند و قیمت را بالا نگه دارد، رقبایی مثل امارات و روسیه از این فرصت استفاده میکنند و سهم بازار عربستان را میگیرند. در بلندمدت، عربستان نمیتواند به تنهایی جلوی کاهش سهم خود را بگیرد. تحلیلگران مؤسسه Standard Chartered پیشبینی کردهاند که سهم عربستان از بازار جهانی نفت تا سال ۲۰۳۰ به ۶ درصد کاهش مییابد (از ۱۲ درصد فعلی). خروج امارات، این روند را تسریع میکند.
در کوتاهمدت (چند هفته اول پس از خروج امارات)، هیچ اتفاقی نمیافتد. زیرا جنگ و محاصره دریایی، صادرات نفت از خلیج فارس را عملاً متوقف کرده است. حتی اگر امارات تولید خود را به ۵ میلیون بشکه برساند، تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، نمیتواند این نفت را صادر کند. خط لوله امارات (ابوظبی به فجیره) ظرفیت حدود ۱.۵ میلیون بشکه دارد. مابقی تولید باید از تنگه هرمز عبور کند. پس فعلاً خبری از سیل نفت نیست. بلکه برعکس، احتمال جهش قیمت نفت در کوتاهمدت وجود دارد. زیرا بازار این خبر را به عنوان یک «سیگنال منفی» تفسیر میکند. نشان میدهد که اوپک در حال فروپاشی است و دیگر نظم و انضباطی وجود ندارد. این عدم قطعیت، میتواند قیمت نفت را تا ۱۵۰ دلار هم بالا ببرد. ریسکهای ژئوپلیتیکی غالب خواهند شد.
اما در میانمدت (چند ماه بعد، فرض بر بازگشایی تنگه هرمز)، وضعیت برعکس میشود. به محض باز شدن تنگه، امارات میتواند ظرف چند هفته، ۱ تا ۲ میلیون بشکه نفت اضافه به بازار تزریق کند. عربستان نیز احتمالاً سعی میکند جلوی سقوط قیمت را بگیرد و تولید خود را کاهش میدهد. اما تجربه نشان داده که بازی «تقلب» در اوپک همیشه به نفع کسانی است که زودتر تقلب میکنند. چرا امارات باید حرف عربستان را گوش کند، در حالی که از ائتلاف خارج شده است؟ بنابراین، در سناریوی بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت احتمالاً سقوط آزاد خواهد کرد. میتواند به ۶۰ تا ۷۰ دلار هم برسد. اوپک دیگر ابزاری برای مدیریت عرضه ندارد. بازار نفت وارد فاز «هرج و مرج رقابتی» میشود که نتیجه آن، کاهش قیمت برای مصرفکنندگان و کاهش درآمد برای تولیدکنندگان است. هیچ برندهای وجود ندارد.
خروج امارات از اوپک پلاس، یک زنگ خطر بزرگ برای کل سیستم مدیریت عرضه نفت است. این نشان میدهد که دیگر کشورها حاضر نیستند برای حفظ قیمت، از سهم بازار خود بگذرند. هر کشوری به دنبال نجات خود است. در چنین فضایی، اوپک دیگر معنایی ندارد. شاید در آینده، عربستان نیز از سازمان خارج شود. شاید روسیه هم به طور کامل از اوپک پلاس کنارهگیری کند. آن وقت، بازار نفت به یک «بازار آزاد تمامعیار» تبدیل میشود که در آن، قیمت فقط توسط عرضه و تقاضا تعیین میشود، نه توسط کارتلها. چنین بازاری برای مصرفکنندگان خبر خوبی است (قیمتها پایین میآید)، اما برای تولیدکنندگان (به جز کمهزینهها) خبر بدی است. بسیاری از تولیدکنندگان با هزینه بالا (مثل شیل آمریکا، و برخی میادین دریایی) ممکن است ورشکست شوند. به عبارت دیگر، جهان به دوران قبل از تأسیس اوپک (قبل از ۱۹۶۰) بازمیگردد. دورانی که شرکتهای نفتی بینالمللی (Seven Sisters) قیمتها را تعیین میکردند، نه کشورهای تولیدکننده. اما این بار، به جای هفت خواهر، سه قدرت بزرگ (آمریکا، عربستان و روسیه) در یک رقابت سهقطبی قرار خواهند گرفت.
تحلیل و نقد: شاید بزرگترین برنده این تحول، مصرفکنندگان نفت (مثل چین، هند و اروپا) باشند. قیمتهای پایینتر، تورم را کاهش میدهد و رشد اقتصادی را تحریک میکند. اما بزرگترین بازنده، کشورهایی با هزینه تولید بالا و اقتصاد تکمحصولی هستند. ایران، با وجود هزینه تولید پایین (حدود ۱۰ تا ۱۵ دلار در هر بشکه)، به دلیل تحریمها نمیتواند از این فرصت استفاده کند. عربستان نیز با هزینه تولید کمتر از ۱۰ دلار، میتواند در یک جنگ قیمتی دوام بیاورد، اما درآمدش کاهش پیدا میکند و مجبور میشود از ذخایر مالی خود استفاده کند. امارات اما آماده است. با هزینه تولید کمتر از ۵ دلار، و ذخایر عظیم مالی، میتواند هر جنگ قیمتی را تحمل کند. شاید به همین دلیل است که جرات خروج از اوپک را پیدا کرده است.
خروج امارات متحده عربی از اوپک پلاس، یک رویداد تاریخی است. اگرچه در کوتاهمدت، به دلیل جنگ و محاصره دریایی، تأثیر فوری بر بازار نخواهد داشت، اما در میانمدت پیامدهای عمیقی خواهد داشت. امارات با ظرفیت مازاد ۲ میلیون بشکهای، میتواند به محض بازگشایی تنگه هرمز، یک سیل نفت به بازار تزریق کند. عربستان به تنهایی قادر به کنترل این سیل نیست. اوپک عملاً از هم پاشیده است و تنها عربستان به عنوان آخرین سنگر باقی مانده است.
قیمت نفت در کوتاهمدت ممکن است به دلیل عدم قطعیت و ریسک ژئوپلیتیکی، جهش کند و به ۱۵۰ دلار هم برسد. اما در میانمدت، با بازگشایی تنگه هرمز و افزایش عرضه از سوی امارات و سایر کشورها، قیمت سقوط آزاد خواهد کرد و ممکن است به ۶۰ تا ۷۰ دلار نیز برسد. در بلندمدت، جهان به سمت بازاری آزاد با قیمتهای رقابتی حرکت میکند. شاید این پایان یک دوران باشد؛ دوران مدیریت عرضه توسط کارتلها. و آغاز دورانی جدید؛ دورانی که در آن، مصرفکنندگان نفت برندهاند و تولیدکنندگان پرهزینه بازنده. سوال اینجاست که ایران در این بازی جدید چه جایگاهی خواهد داشت؟ پاسخ به سیاستهای داخلی و خارجی کشور بستگی دارد. اگر تحریمها لغو شوند، ایران با هزینه تولید پایین میتواند در این رقابت دوام بیاورد. اگر تحریمها باقی بمانند، ایران تماشاگر خواهد بود. نه برنده، نه بازنده. فقط یک ناظر. و این شاید تلخترین سناریو باشد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا