تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که جهان در آتش نفت میسوزد و هیچ کس، نه ایران، نه اروپا و نه آمریکا، از این آتش در امان نمانده است. تنها سوالی که باقی میماند این است: این آتش تا کجا پیش خواهد رفت و پس از خاکستر شدن، چه چیزی از اقتصاد جهان باقی خواهد ماند؟
به گزارش سرمایه فردا، روزهایی که تنگه هرمز به روی نفتکشها بسته شده، فقط جریان نفت را متوقف نکرده؛ معادلات اقتصادی جهان را هم به هم ریخته است. صندوق بینالمللی پول که تا همین چند وقت پیش داشت برای افزایش رشد اقتصادی جهان برنامه میریخت، حالا مجبور است اعداد و ارقامش را دوباره بنویسد. تورم در ایران به بالاترین حد از جنگ جهانی دوم رسیده و اقتصاد کشور حدود ۶ درصد کوچکتر میشود. در این میان، ایران با مدیریت بازار ارز و حرکت به سمت تکنرخی کردن، تلاش کرده جلوی سقوط آزاد را بگیرد. گزارشی از پیشبینیهای تازه، تغییر جایگاه ایران در اقتصاد منطقه و سیاستهای مهار تورم در بحبوحه بزرگترین بحران انرژی تاریخ.
بیایید فقط چند هفته قبل از شروع جنگ را تصور کنیم. اوضاع اقتصاد جهان داشت کمکم خوب میشد. کشورها داشتند از زخمهای کرونا التیام پیدا میکردند، زنجیره تأمین داشت آرام میگرفت و بازارها به ثبات نسبی رسیده بودند. صندوق بینالمللی پول هم داشت آماده میشد تا پیشبینی رشد اقتصادی جهان را کمی بالا ببرد؛ به ۳.۳ درصد در سال ۲۰۲۶ و ۳.۲ درصد در ۲۰۲۷.
اما جنگ که شروع شد، همه چیز نقش بر آب شد. کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل صندوق بینالمللی پول، یک جمله معروف گفت: «همه راهها حالا به قیمتهای بالاتر و رشد کندتر ختم میشود». یعنی دیگر هر راهی را که بروی، تورم منتظرت است و رشد اقتصادی عقبتر از چیزی که فکر میکردی.
این تغییر لحن، خیلی مهم است. یعنی آنها قبلاً فکر میکردند بدترین بحران اقتصادی پشت سرمان است. اما جنگ ایران و آمریکا، همه معادلات را به هم ریخت. نکته جالب اینجاست که این پیشبینیها «قبل از تشدید محاصره» بود. حالا که تنگه هرمز عملاً بسته شده و عرضه نفت بین ۱۳ تا ۲۰ درصد کاهش یافته، احتمالاً رقمهای نهایی خیلی بدتر از این حرفها خواهند بود.
اگر بخواهیم صادقانه بگوییم، آمار تورم ایران در سال ۱۴۰۵، چیزی نیست که بشود به راحتی از آن عبور کرد. بر اساس جدیدترین گزارش صندوق بینالمللی پول که ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شده، نرخ تورم ایران در سال جاری به حدود ۶۹ درصد خواهد رسید. این عدد، بالاترین رکورد تورم در ایران از زمان جنگ جهانی دوم است.
برای اینکه عمق فاجعه را بهتر بفهمیم، بیایید نگاهی به تاریخ بیندازیم. در دهه ۱۹۴۰، زمانی که ایران اشغال شده بود و جنگ جهانی دوم در اوج خودش بود، تورم ایران از ۹۶ درصد عبور کرد. حالا بعد از ۸۰ سال، دوباره داریم به آن روزها نزدیک میشویم. مرکز آمار ایران قبلاً نرخ تورم سالانه را حدود ۵۰ درصد اعلام کرده بود، اما تورم نقطهبهنقطه که تصویر لحظهای را نشان میدهد، در برخی ماهها از مرز ۷۰ درصد هم گذشته است.
این رقم ۶۹ درصدی، فقط یک آمار ساده نیست. یعنی ارزش پول مردم در کمتر از دو سال، نصف میشود. یعنی کسی که امروز یک میلیون تومان دارد، دو سال دیگر قدرت خریدش معادل ۳۰۰ هزار تومان امروز است. یعنی سفره مردم کوچکتر از همیشه. نکته نگرانکنندهتر اینکه این پیشبینی صندوق بینالمللی پول «با فرض کاهش تنشها در کوتاهمدت» است. اگر جنگ ادامه پیدا کند و تنگه هرمز ماهها بسته بماند، تورم میتواند از ۱۰۰ درصد هم عبور کند. صندوق بینالمللی پول هشدار داده که ایران جزو کشورهایی است که بالاترین نرخ تورم جهان را دارد؛ فقط ونزوئلا و سودان از ایران بدتر هستند.
اما تورم، فقط یک روی سکه است. روی دیگر، سقوط تولید ناخالص داخلی است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده که حتی اگر تنشها به زودی فروکش کند، اقتصاد ایران امسال حدود ۶.۱ درصد کوچکتر میشود. یعنی رکود عمیق. یعنی کسبوکارها تعطیل میشوند، کارگرها بیکار میشوند، درآمدها کاهش پیدا میکند.
ارقام دقیقتر نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی ایران با قیمتهای جاری، در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار سقوط خواهد کرد. اما شاید تلخترین بخش گزارش، مقایسه ایران با همسایگانش است. بر اساس این گزارش، اقتصاد ایران حالا یکپنجم اقتصاد عربستان و ترکیه است. یعنی عربستان ۵ برابر ایران، ترکیه ۵ برابر ایران. اقتصاد ایران کمتر از نصف امارات و اسرائیل است. حتی از قزاقستان هم ۲۰ درصد کوچکتر است.
این مقایسه واقعاً تلخ است. بیایید ۲۰ سال قبل را یادمان بیاید. اوایل دهه ۱۳۸۰، اقتصاد ایران با ترکیه و عربستان برابری میکرد. حالا ترکیه رفته به ۵ برابر ایران رسیده. یعنی در ۲۰ سال، ما نه فقط عقب نیفتادیم، بلکه زمینگیر شدیم. دلیل این فاجعه فقط تحریمها نیست. سوءمدیریت، ناترازی انرژی، فرار سرمایه و حالا جنگ، دست به دست هم دادهاند تا ایران از قافله توسعه عقب بماند. اگر این روند ادامه پیدا کند، تا ۱۰ سال دیگر ایران حتی از کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس مثل قطر و عمان هم عقبتر خواهد افتاد.
جنگ ایران و آمریکا، فقط به مرزهای ایران محدود نشده است. جهان دارد بهای این بحران را میپردازد. بر اساس اعلام آژانس بینالمللی انرژی، بسته شدن تنگه هرمز بزرگترین تهدید امنیت انرژی جهان در تاریخ نامیده شده است. فاتح بیرول، رئیس این آژانس، هشدار داده که بحران فعلی میتواند از مجموع شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ بدتر باشد.
عرضه جهانی نفت حدود ۱۳ تا ۲۰ درصد کاهش یافته است. نفت برنت از مرز ۱۱۰ دلار عبور کرده و برخی تحلیلگران هشدار میدهند که اگر تنگه هرمز تا اواسط مه بسته بماند، قیمت نفت میتواند به ۱۵۰ دلار هم برسد. این افزایش قیمت، فقط به بنزین و سوخت محدود نمیشود. زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. کمبود هلیوم که بیشتر آن در قطر تولید میشود، میتواند تولید نیمهرساناها را متوقف کند. کمبود کودهای شیمیایی، تولید مواد غذایی را مختل میکند و تورم مواد غذایی را باز هم بالاتر میبرد.
اروپا، بیش از آمریکا آسیب میبیند. تحلیلگران بانک آمریکا تخمین زدهاند که اروپا حدود دو برابر آمریکا به شوکهای نفتی حساس است. یک شوک ۱۰ درصدی قیمت نفت، تورم اروپا را ۴۰ واحد پایه بالا میبرد و رشد آن را بیش از ۱۰ واحد پایه کاهش میدهد. ایرلند اولین قربانی بود. هفته گذشته، اعتراضات به قیمت سوخت، این کشور را تقریباً متوقف کرد و دولت مجبور شد ارتش را برای بازگشایی بزرگراهها و بنادر به خیابان بفرستد و ۵۰۵ میلیون یورو یارانه سوخت تصویب کند. فرانسه که سابقه اعتراضات مرگبار به قیمت سوخت را دارد، خودش را برای ماههای سخت آماده میکند.
نکته جالب این است که بحران نفتی ۱۹۷۰ حدود ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز از عرضه کم کرد و سالها تورم و رکود را به جهان هدیه داد. اما این بار، کسری عرضه حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیون بشکه در روز است؛ یعنی دو برابر بدترین بحران تاریخ. بانک توسعه آسیایی پیشبینی کرده که این بحران انرژی میتواند رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه آسیا را بیش از ۱ درصد کاهش دهد. یعنی حتی کشورهایی که ربطی به جنگ ندارند، دارند تاوانش را میدهند.
در میان این آتشبازی، ایران بیکار ننشسته است. دولت و بانک مرکزی تلاش کردهاند با یک سری سیاستهای انقباضی و هوشمندانه، از شدت فاجعه بکاهند. در ادامه این سلسله گزارشها، به تفصیل به بررسی این سیاستها و میزان موفقیت آنها خواهیم پرداخت. اما آنچه مسلم است، این است که اقتصاد ایران در سختترین آزمون تاریخ خودش قرار گرفته و نتیجه این آزمون، سرنوشت نسلها را تعیین خواهد کرد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا