جامعه

نمایشگاه مجازی کتاب پر از حاشیه یا هیچ

فاطمه برزویی:تقویم را که نگاه می‌کنیم، به روزهایی نزدیک می‌شویم که قاعدتاً باید بوی کاغذ، جوهر تازه و هیجان خرید کتاب فضای رسانه‌ای کشور را پر کرده باشد. همیشه عادت داشتیم در آستانه رویدادهای بزرگ فرهنگی، شهر لباس جدیدی به تن کند؛ بیلبوردها رنگ و بوی یار مهربان بگیرند، تیزرهای تلویزیونی بین سریال‌ها و مسابقات ورزشی پخش شوند و شبکه‌های اجتماعی پر ازمحتواهای پیشنهاد کتاب و لیست‌های خرید باشند.

اما امسال، در حالی که کمتر از ده روز تا آغاز ماراتن «نمایشگاه مجازی کتاب» باقی مانده با پدیده عجیبی روبه‌رو هستیم؛ یک سکوت مطلق، سنگین و قابل انتقاد. انگار نه انگار که قرار است یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی کشور در بستر وب برگزار شود. متولی اصلی برگزاری این رویداد، تا این لحظه که شما این خطوط را می‌خوانید، هیچ کمپین تبلیغاتی گسترده‌ای در سطح شهر، تلویزیون یا رسانه‌های پرمخاطب تدارک ندیده است.

برای شهروند عادی، برای کسی که اخبار تخصصی حوزه نشر را لحظه به لحظه رصد نمی‌کند، این نمایشگاه در حال حاضر عملاً «نامرئی» است. حتی تاریخ دقیق و جزئیات برگزاری آن به شکلی که باید و شاید به گوشه و کنار جامعه پمپاژ نشده است. این کم‌کاری حیرت‌انگیز، یک پرسش جدی و نگران‌کننده را در ذهن ناظران، ناشران و اهالی فرهنگ ایجاد می‌کند که آیا اصلاً نقشه‌ای برای اطلاع‌رسانی روی میز مدیران وجود دارد یا قرار است همه چیز به امان خدا و بر اساس روش «باری به هر جهت» پیش برود؟

تفاوت زمین تا آسمان فیزیکی و مجازی

بیایید روراست باشیم؛ تبلیغات برای هر رویدادی مهم است، اما برای یک «نمایشگاه مجازی» حکم اکسیژن را دارد. در نمایشگاه‌های حضوری، خود شهر به شما کمک می‌کند. ترافیک مسیرهای منتهی به محل برگزاری، آدم‌هایی که با کیسه‌های زرد و پلاستیک‌های پر از کتاب در مترو و اتوبوس تردد می‌کنند، گزارش‌های زنده تلویزیونی از میان راهروهای شلوغ و حتی بوی فلافل و سیب‌زمینی سرخ‌کرده محوطه، همگی به صورت خودکار یک اتمسفر روانی ایجاد می‌کنند.

آدم‌ها می‌بینند و ترغیب می‌شوند که سری به این کارناوال فرهنگی بزنند. اما در فضای مجازی هیچ‌کدام از این محرک‌های فیزیکی وجود ندارند. نمایشگاه مجازی اگر در گوشی‌های موبایل مردم، در مرورگرهای اینترنتی و در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشته باشد، عملاً وجود خارجی ندارد. شما نمی‌توانید ترافیک سرورهای یک سایت را با چشم غیرمسلح در خیابان ببینید! وضعیت فعلی نشان می‌دهد که متولیان امر، حتی الفبای اولیه مارکتینگ و تبلیغات برای جذب مخاطب در عصر دیجیتال را جدی نگرفته‌اند.

در حال حاضر، اطلاع‌رسانی‌ها صرفاً به آپدیت شدن سایت رسمی نمایشگاه و انتشار چند خبر خشک و رسمی در لابه‌لای خروجی خبرگزاری‌ها محدود شده است. این یعنی پوشش دادن تنها یک درصد از جامعه؛ همان گروه مخاطبان به شدت حرفه‌ای و اصطلاحاً «کرم کتاب» که خودشان تقویم نشر را حفظ هستند. اما تکلیف آن ۹۹درصد بقیه چه می‌شود؟ عدم استفاده از ظرفیت عظیم تلویزیون برای پخش تیزرهای جذاب، خالی بودن عرشه پل‌ها و بیلبوردهای شهری از پوسترهای نمایشگاه و غیبت معنادار در شبکه‌های اجتماعی، باعث شده تا این رویداد بزرگ برای بخش عظیمی از مردم ایران کاملاً بی‌نام و نشان باقی بماند.

ضعف مدیریتی یا فقدان استراتژی؟

این کمبود تبلیغات را نباید به پای یک خطای سهوی یا مسئله‌ای حاشیه‌ای نوشت؛ این یک ضعف مدیریتی و نشانه‌ای از فقدان برنامه‌ریزی است. در دنیای امروز، وقتی کمتر از پنج روز به آغاز یک کمپین بزرگ کشوری مانده و هیچ اثری از فضاسازی دیده نمی‌شود، پیام روشنی به بیرون مخابره می‌گردد اینکه تیم مسئول دچار ناهماهنگی است و تصمیم‌گیری شفافی وجود ندارد. مخاطب امروز پر از سوال است که دقیقاً از چه روزی باید وارد سایت شویم؟

چه ناشرانی حضور دارند؟ سقف یارانه‌ها چقدر است؟ هزینه ارسال چگونه محاسبه می‌شود؟ و مهم‌تر از همه؛ آیا کابوس‌های سال‌های گذشته مثل کندی سایت، قطعی درگاه‌های بانکی و مشکلات جست‌وجوی کتاب حل شده است یا دوباره قرار است با اعصابی خرد شده به مانیتور خیره شویم؟ هیچ‌کس پاسخی برای این سوالات به مردم نداده است. این سکوت آزاردهنده، مستقیماً اعتبار نهاد متولی را نشانه می‌رود.

ناشرانی که با هزار امید و آرزو روی این رویداد حساب باز کرده‌اند با دیدن این فضای سرد و بی‌روح به این نتیجه می‌رسند که مدیران مربوطه توانایی و تخصص لازم برای هدایت یک پروژه بزرگ مجازی را ندارند، یا بدتر از آن، اهمیت جذب مخاطب را به کلی دست‌کم گرفته‌اند. اعتمادی که سال‌ها طول می‌کشد تا ذره‌ذره بین بدنه نشر، مخاطبان و مدیران فرهنگی شکل بگیرد، با همین بی‌تدبیری‌ها به سرعت تخریب می‌شود و موفقیت کل پروژه پیش از آنکه روبان افتتاحیه (ولو مجازی) آن قیچی شود، در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیرد.

بایکوت ناخواسته‌ یک رویای ملی

بزرگ‌ترین برگ برنده این رویداد آنلاین از روز اول، تحقق همان شعار جذاب «عدالت فرهنگی» بود. قرار بر این بود که انحصار پایتخت شکسته شود تا یک جوان اهل سراوان، یک معلم کردستانی یا دانشجویی در بوشهر، بدون نیاز به طی کردن کیلومترها مسافت دقیقاً در همان صف خریدی بایستند که شهروندان تهرانی ایستاده‌اند؛ آن هم با بهره‌مندی از یارانه یکسان و پست رایگان. اما با این بایکوتی که در اطلاع‌رسانی شکل گرفته این رویای ملی در حال دود شدن است.

بخش گزنده ماجرا اینجاست که احتمالا چند هفته دیگر، وقتی کرکره سایت پایین کشیده شد و ماشین‌حساب‌ها رقم‌های فروش ناامیدکننده‌ای را نشان دادند دوباره شاهد حضور مدیران در برنامه‌های تلویزیونی خواهیم بود. آنجاست که مرثیه همیشگی و تکراری سر داده می‌شود: «متاسفانه سرانه مطالعه کم است و مردم ما با کتاب قهرند!» بیایید خودمان را گول نزنیم؛ این بهانه‌ها صرفاً یک فرار رو به جلو برای سرپوش گذاشتن روی ضعف‌های واضح اجرایی است. جامعه ایرانی کتاب می‌خواند اما به جشنی که برایش کارت دعوتی صادر نشده نمی‌رود. شما نمی‌توانید یک مهمانی بزرگ بگیرید، چراغ‌های سالن را خاموش نگه دارید، آدرس را به کسی ندهید و در نهایت یقه مردم را بگیرید که چرا اهل فرهنگ و معاشرت نیستید!

عقربه‌هایی که علیه کتاب می‌چرخند

حالا فاصله ما با سوت آغاز این ماراتن، به کمتر از شش روز رسیده و زمان در حال از دست رفتن است. در همین لحظات، در پشت‌پرده ماجرا ناشران سرتاسر کشور با زحمت فراوان در حال بارگذاری اطلاعات، تنظیم موجودی انبارها و اعمال درصد تخفیف‌ها روی سامانه‌ هستند و با هزار امید به نمایشگرها زل زده‌اند. در نقطه مقابل اما، بازار هدف و مخاطب اصلی در بی‌خبری به سر می‌برد؛ چرا که امواج این رویداد اصلاً به ساحل جامعه نرسیده است.

با یک نگاه واقع‌بینانه باید اعتراف کرد که متولیان امر تا اینجای کار، در بخش روابط‌عمومی و جذب مخاطب مردود شده‌اند. در این فرصت چند روزه، بعید است معجزه‌ای اتفاق بیفتد و مشخص نیست آیا اصلا تدبیری برای فرار از این انزوای رسانه‌ای اندیشیده شده یا خیر. وقتی موتور محرک بزرگترین رویداد کتاب مجازی کشور درگیر سکوت و انفعال است، امید بستن به یک فروش موفق، بیشتر شبیه یک شوخی خوش‌بینانه با الفبای مدیریت است. قطار نمایشگاه در حال حرکت است، اما ظاهراً مسئولان فراموش کرده‌اند مسافران را خبر کنند تا سوار شوند

modir

Recent Posts

بزرگترین باند قاچاق چوب

فعالان محیط زیست می‌گویند کارچاق‌کن‌ها برای نجات جنگل‌تراشان و قاچاقچیان چوب، استشهادیه جمع می‌کنند.

18 دقیقه ago

شرایط حمایت از کسب‌وکارها در ۱۴۰۵

قطعی اینترنت و اختلال در حمل‌ونقل، فروش و زنجیره تأمین بسیاری از کسب‌وکارها را متوقف…

2 ساعت ago

بشقاب پرنده آمریکایی واقعی است؟

وزارت دفاع آمریکا در اقدامی کم‌سابقه، نخستین بسته از اسناد محرمانه مربوط به مشاهده «‌اشیای…

2 ساعت ago

تقویت نقش ایرلاین‌ها در اقتصاد/ کیش‌ایر محور اقتصاد منطقه آزاد

اعضای کمیسیون عمران معتقدند که مناطق آزادی مثل کیش، که صاحب ایرلاین‌های بومی و چابک…

3 ساعت ago

لکه نفتی مشکوک در خلیج فارس

لکه نفتی خلیج فارس به دلیل مخلوط شدن نفت مخزن با آب توازن یکی از…

4 ساعت ago

روابط اجتماعی پولی در تهران

گسترش شنوندگان پولی و همراهان اجاره‌ای در کلانشهرها، تنهایی مدرن و فروپاشی روابط واقعی انسانی…

4 ساعت ago