روایت جنگ گرانی در جهان 

روایت جنگ گرانی در جهان 

پنجاه و هفت روز از شروع جنگ ایران و آمریکا می‌گذرد و قیمت‌ها در جهان به کلی تغییر کرده است. گوگرد ۵۷ درصد، اوره ۵۱ درصد و سوخت جت ۵۲ درصد گران شده‌اند. گازوئیل و بنزین نیز به ترتیب ۴۸ و ۳۶ درصد افزایش یافته‌اند. کود شیمیایی ۳۵ درصد و برنج ۷ درصد گران شده‌اند؛ یعنی امنیت غذایی جهان در خطر است.

به گزارش سرمایه فردا، از صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ که جنگ ایران و آمریکا آغاز شد، فقط ۵۷ روز می‌گذرد. اما همین پنجاه و هفت روز کافی بود تا نقشه قیمت‌ها در جهان برای همیشه تغییر کند. گوگرد ۵۷ درصد گران شد، اوره ۵۱ درصد بالا رفت، بنزین ۳۶ درصد جهش کرد و نفت خام هم از مرز ۱۱۰ دلار عبور کرد. تنها بازنده این میدان، شاخص ترس بازار (VIX) است که ۱۲ درصد پایین آمده؛ یعنی سرمایه‌گذاران به جای ترس، به طمع افتاده‌اند. گزارشی از گران‌ترین روزهای اقتصاد جهان پس از جنگ جهانی دوم.

گوگرد، اوره و سوخت جت در صدر

سه کالایی که بیش از همه از جنگ سود بردند (یا بهتر بگوییم، گران شدند)، گوگرد، سوخت جت و اوره هستند. گوگرد با افزایش ۵۷ درصدی، رکورددار گرانی است. این ماده که در تولید کودهای شیمیایی، لاستیک و مواد منفجره کاربرد دارد، به شدت به صادرات از خلیج فارس وابسته است. ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گوگرد در جهان هستند. با بسته شدن تنگه هرمز، این صادرات عملاً به صفر رسیده و قیمت جهانی گوگرد را به بالاترین سطح تاریخ رسانده است.

سوخت جت با افزایش ۵۲ درصدی در رتبه دوم قرار دارد. با بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت، قیمت سوخت هواپیماها نیز سر به فلک کشیده است. خطوط هوایی در سراسر جهان اعلام کرده‌اند که مجبورند بلیت‌ها را تا ۳۰ درصد گران کنند. برخی شرکت‌های هواپیمایی اروپایی نیز پروازهای طولانی‌مدت خود را به مقاصد آسیایی کاهش داده‌اند.

اوره با افزایش ۵۱ درصدی، سومین کالای پرشیب است. اوره، مهم‌ترین کود شیمیایی جهان، برای تولید به گاز طبیعی وابسته است. با افزایش ۲۱ درصدی قیمت گاز طبیعی در اروپا و اختلال در صادرات از خلیج فارس، قیمت اوره نیز جهش کرده است. مناقصه اخیر هند که ۲.۸ میلیون تن اوره با قیمت ۹۳۵ تا ۹۵۹ دلار به ازای هر تن خریداری کرده، بالاترین قیمت در چهار سال اخیر را ثبت کرده است. روسیه بزرگ‌ترین برنده این مناقصه بوده و حجم‌های قابل‌توجهی نیز از شمال آفریقا، نیجریه، عمان و جنوب شرق آسیا تأمین شده است.

افزایش ۵۷ درصدی گوگرد در ۵۷ روز، یعنی هر روز حدود ۱ درصد گران شدن. این رقم حتی از تورم ماهانه مواد غذایی در ایران (که ۱۰۰ درصد بود) هم بیشتر است. اما نکته جالب اینجاست که برخلاف تصور عمومی، نفت خام با ۲۸ درصد افزایش برای WTI و ۲۶ درصد برای برنت، در رده‌های پایین‌تر این جدول قرار دارد. یعنی مواد واسطهای (گوگرد، اوره، سوخت) بیشتر از خود نفت خام گران شده‌اند. این یعنی هزینه تولید در صنایع پایین‌دستی (کشاورزی، حمل‌ونقل، پتروشیمی) خیلی بیشتر از افزایش قیمت نفت افزایش یافته و تورم در این بخش‌ها، بعداً به کل اقتصاد سرایت خواهد کرد.

گرانی سوخت‌های حمل‌ونقل؛ از گازوئیل تا بنزین

در بخش سوخت‌های حمل‌ونقل، گازوئیل با افزایش ۴۸ درصدی و بنزین با ۳۶ درصدی، رکوردهای قابل‌توجهی ثبت کرده‌اند. گازوئیل که سوخت اصلی کامیون‌ها، قطارها و کشتی‌هاست، مستقیماً روی قیمت تمام‌شده همه کالاها تأثیر می‌گذارد. هر چه گازوئیل گران‌تر شود، حمل کالا گران‌تر می‌شود و قیمت نهایی محصولات در فروشگاه‌ها بالاتر می‌رود.

افزایش ۳۶ درصدی بنزین نیز به طور مستقیم روی جیب رانندگان در سراسر جهان تأثیر گذاشته است. در اروپا، قیمت هر لیتر بنزین از ۱.۸ یورو به ۲.۵ یورو رسیده. در آمریکا، میانگین قیمت هر گالن بنزین از ۳.۵ دلار به ۴.۸ دلار افزایش یافته. در ایران اما به دلیل یارانه‌های دولتی و سهمیه‌بندی، افزایش قیمت بنزین کمتر محسوس بوده، اما قاچاق سوخت به کشورهای همسایه چند برابر شده است.

نفت گرمایشی نیز با افزایش ۳۲ درصدی، زمستان سخت‌تری را برای خانواده‌های اروپایی پیش‌بینی می‌کند. اروپا که پیش از این به دلیل قطع گاز روسیه با بحران مواجه بود، حالا با گرانی نفت گرمایشی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند. بسیاری از خانواده‌ها در آلمان و فرانسه اعلام کرده‌اند که برای زمستان آینده هیزم ذخیره می‌کنند.

نکته قابل تأمل، فاصله بین افزایش قیمت گازوئیل (۴۸ درصد) و بنزین (۳۶ درصد) است. گازوئیل ۱۲ درصد بیشتر از بنزین گران شده. دلیل این فاصله، وابستگی بیشتر گازوئیل به حمل‌ونقل دریایی و جاده‌ای است. با بسته شدن تنگه هرمز، مسیرهای جایگزین (دماغه امید نیک) سه برابر طولانی‌تر شده و مصرف سوخت کشتی‌ها به شدت افزایش یافته است. این یعنی کالاهایی که با کشتی حمل می‌شوند (تقریباً همه چیز، از گوشی موبایل تا برنج و گندم)، هزینه حمل بسیار بالاتری خواهند داشت و این هزینه، نهایتاً به قیمت نهایی در فروشگاه اضافه می‌شود.

گرانی  خوراک جهان؛ از کود شیمیایی تا برنج

بخش کشاورزی نیز از این افزایش قیمت‌ها در امان نمانده است. کود شیمیایی با افزایش ۳۵ درصدی و برنج با ۷ درصدی، نشان می‌دهند که امنیت غذایی جهان در خطر است. کود شیمیایی برای تولید به گاز طبیعی و گوگرد وابسته است؛ هر دو این مواد به شدت گران شده‌اند. کشاورزان در سراسر جهان یا باید کود را با قیمت بسیار بالاتر بخرند (و در نتیجه محصولات خود را گران‌تر بفروشند) یا از مصرف کود صرف نظر کنند (و در نتیجه عملکرد محصول کاهش یابد).

برنج که غذای اصلی میلیاردها نفر در آسیاست، با افزایش ۷ درصدی مواجه شده است. اگرچه این رقم در مقایسه با سایر کالاها کم به نظر می‌رسد، اما برای کشورهای فقیر آسیایی که درآمد سرانه پایینی دارند، یک فاجعه است. ویتنام و تایلند، دو صادرکننده بزرگ برنج، اعلام کرده‌اند که صادرات خود را محدود می‌کنند تا امنیت غذایی داخلی را حفظ کنند. این تصمیم، قیمت برنج را در بازارهای جهانی باز هم بالاتر خواهد برد.

روغن پالم نیز با افزایش ۱۰ درصدی، یکی دیگر از کالاهای اساسی خوراکی را گران کرده است. اندونزی و مالزی، بزرگ‌ترین تولیدکنندگان روغن پالم، نیز صادرات خود را محدود کرده‌اند.

افزایش ۳۵ درصدی کود شیمیایی، یعنی کشاورزان برای تولید همان مقدار محصول قبلی، باید ۳۵ درصد بیشتر هزینه کنند. این هزینه اضافی، یا به قیمت محصول نهایی اضافه می‌شود (و تورم مواد غذایی را تشدید می‌کند) یا سود کشاورز را کاهش می‌دهد (و تولید را در بلندمدت غیراقتصادی می‌کند). در هر دو حالت، مصرف‌کننده نهایی ضرر می‌کند. افزایش ۷ درصدی برنج هم، برای کشوری مثل بنگلادش که ۵۰ درصد کالری مردم از برنج تأمین می‌شود، یعنی میلیون‌ها نفر دیگر توان خرید غذای کافی را ندارند.

انرژی؛ نفت خام و گاز طبیعی در رتبه‌های پایین‌تر

عجیب‌ترین بخش این جدول، جایگاه نفت خام است. WTI با ۲۸ درصد و برنت با ۲۶ درصد افزایش، در حالی که انتظار می‌رفت با بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت دو برابر شود، تنها حدود یک‌چهارم گران شده‌اند. دلیل این افزایش محدود، کاهش همزمان تقاضا به دلیل رکود اقتصادی جهانی است. چین و اروپا که دو مصرف‌کننده بزرگ نفت هستند، وارد رکود شده‌اند و تقاضای آنها برای نفت کاهش یافته است. کاهش تقاضا، بخشی از اثر کاهش عرضه را خنثی کرده است.

گاز طبیعی اروپا با ۲۱ درصد افزایش، جهشی کمتر از انتظار داشته است. اروپا در دو سال گذشته به شدت ذخایر استراتژیک گاز خود را افزایش داده و مصرف را نیز کاهش داده است. به همین دلیل، شوک فعلی کمتر از سال ۲۰۲۲ (که گاز روسیه قطع شد) به اروپا آسیب زده است.

زغال‌سنگ با ۱۲ درصد افزایش، پایین‌ترین رتبه را در میان حامل‌های انرژی دارد. دلیل این افزایش محدود، تغییر سبد انرژی جهان به سمت زغال‌سنگ به عنوان جایگزین نفت و گاز گران‌شده است. هرچه زغال‌سنگ جایگزین نفت شود، قیمت آن بالاتر می‌رود، اما این افزایش هنوز در مراحل اولیه است.

افزایش ۲۸ درصدی نفت خام در شرایطی که عرضه جهانی حدود ۱۳ تا ۲۰ درصد کاهش یافته، نشان می‌دهد که تقاضا نیز به همان نسبت کاهش یافته است. رکود اقتصادی ناشی از جنگ، دارد اثر شوک عرضه را خنثی می‌کند. این یک خبر بد و خوب همزمان است: خوب از این نظر که قیمت نفت به ۱۵۰ دلار نرسیده، بد از این نظر که رکود یعنی بیکاری، تعطیلی کارخانه‌ها و کاهش درآمد مردم. گاز طبیعی اروپا هم با وجود بحران، تنها ۲۱ درصد گران شده؛ این موفقیت اروپا در کاهش وابستگی به گاز روسیه و افزایش ذخایر استراتژیک را نشان می‌دهد.

برنده و بازنده نهایی؛ S&P 500 مثبت، VIX منفی

شاید شگفت‌انگیزترین بخش این گزارش، عملکرد بازار سهام آمریکا باشد. شاخص S&P 500 با وجود جنگ و بحران انرژی، ۴ درصد رشد کرده است. یعنی سرمایه‌گذاران وال‌استریت به جای فرار از بازار، پول خود را افزایش داده‌اند. دلیل این رشد عجیب، رونق هوش مصنوعی و سهام فناوری است. سهام انویدیا، تسلا و TSMC (که در تایوان است اما سهامش در آمریکا معامله می‌شود) جهش‌های چندده درصدی داشته‌اند و کل بازار را بالا کشیده‌اند.

در مقابل، شاخص VIX که به «شاخص ترس» معروف است و نوسانات مورد انتظار بازار را اندازه می‌گیرد، ۱۲ درصد کاهش یافته است. این یعنی سرمایه‌گذاران به جای ترس، به طمع افتاده‌اند. آنها معتقدند که جنگ ایران و آمریکا به زودی تمام می‌شود و بازار سهام جهش خواهد کرد. کاهش VIX، یک سیگنال صعودی برای بازار سهام است.

رشد ۴ درصدی S&P 500 در بحبوحه بدترین بحران ژئوپلیتیکی دهه‌های اخیر، یک پدیده نادر است. در جنگ‌های قبلی (مثل حمله روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲)، شاخص S&P ۵۰۰ حدود ۲۰ درصد ریزش کرد. اما این بار، سرمایه‌گذاران به دو دلیل فرار نکرده‌اند: اول، رونق هوش مصنوعی که یک روند ساختاری و مستقل از جنگ است. دوم، باور به اینکه جنگ ایران و آمریکا طولانی نخواهد شد و بازار به سرعت بهبود می‌یابد. کاهش ۱۲ درصدی VIX نیز این باور را تأیید می‌کند. اما این خوش‌بینی می‌تواند خطرناک باشد. اگر جنگ ماه‌ها طول بکشد و رکود عمیق شود، سقوط بازار سهام می‌تواند خیلی سنگین‌تر از آن چیزی باشد که سرمایه‌گذاران انتظار دارند.

پنجاه و هفت روز از شروع جنگ ایران و آمریکا می‌گذرد و قیمت‌ها در جهان به کلی تغییر کرده است. گوگرد ۵۷ درصد، اوره ۵۱ درصد و سوخت جت ۵۲ درصد گران شده‌اند. گازوئیل و بنزین نیز به ترتیب ۴۸ و ۳۶ درصد افزایش یافته‌اند. کود شیمیایی ۳۵ درصد و برنج ۷ درصد گران شده‌اند؛ یعنی امنیت غذایی جهان در خطر است.

نفت خام با ۲۸ درصد افزایش، کمتر از انتظار جهش کرده است، زیرا رکود اقتصادی تقاضا را کاهش داده است. گاز طبیعی اروپا نیز با ۲۱ درصد افزایش، نشان داد که اروپا از بحران ۲۰۲۲ درس گرفته است.

در سمت دیگر میدان، بازار سهام آمریکا (S&P 500) با ۴ درصد رشد، سرمایه‌گذاران را شگفت‌زده کرده است. رونق هوش مصنوعی از جنگ قوی‌تر بوده است. شاخص ترس (VIX) نیز ۱۲ درصد پایین آمده؛ یعنی سرمایه‌گذاران به جای ترس، به طمع افتاده‌اند.

اما این اعداد فقط آمار نیستند. پشت هر درصد، یک واقعیت تلخ نهفته است. افزایش ۵۷ درصدی گوگرد، یعنی کمبود کود و گرسنگی. افزایش ۵۲ درصدی سوخت جت، یعنی تعطیلی پروازها و قطع ارتباطات. افزایش ۴۸ درصدی گازوئیل، یعنی گرانی همه کالاها. افزایش ۳۵ درصدی کود شیمیایی، یعنی کشاورزان ورشکسته و محصولات کمتر.

جهان پس از ۹ اسفند ۱۴۰۴، جهان گران‌تری است. جهان کمیاب‌تری است. جهان پرتنش‌تری است. و بدتر از همه، هنوز معلوم نیست این روند تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد. تنها چیزی که می‌دانیم این است که هزینه این جنگ را همه مردم دارند می‌پردازند؛ با سفره کوچک‌تر، با سفرهای لغو شده، با رویاهای به تعویق افتاده.

دیدگاهتان را بنویسید