«فعالیت کودکستانها تا اطلاع ثانوی ممنوع است»؛ این جملهای بود که حمیدرضا شیخالاسلام، رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، با قاطعیت اعلام کرد.
سارا خادمی: بحرانهایی مانند جنگ رمضان، بارها نشان دادهاند که تا چه حد میتوانند ساختار خانوادهها و سیستم نگهداری از فرزندان را تحت تاثیر قرار دهند. از نهم اسفند پارسال که آتش جنگ روشن شد، بسیاری از خانوادهها سراسیمه برای تحویل گرفتن کودکان خود از مهدکودکها حرکت کردند. هدف، بازگرداندن سریع فرزندانشان به خانههای امنتر بود؛ اما تعطیلی مهدها فراتر رفت و تبدیل به یک وضعیت دائمی شد. این تعطیلی طولانی، مادران شاغلی که به سیستم مهدکودک وابسته بودند، با چالشهای جدی شغلی و خانوادگی روبهرو کرده است.
قفل قانون بر درهای مهدکودک
«فعالیت کودکستانها تا اطلاع ثانوی ممنوع است»؛ این جملهای بود که حمیدرضا شیخالاسلام، رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، با قاطعیت اعلام کرد. با وجود گذشت هفتهها از این دستور و برقراری وضعیت آتشبس، هنوز خبری از بازگشایی مهدکودک نیست. این مقام مسئول معتقد است که حفظ سلامت کودکان و پیشگیری از حوادث احتمالی، اولویت اصلی است و بازگشایی این مراکز نیازمند مجوزهای بالادستی و هماهنگیهای گسترده است که حتی وزارت آموزش و پرورش هم به تنهایی قادر به تصمیمگیری درباره آن نیست. نبود نیروی انسانی کافی و تمایل نداشتن بسیاری از مربیان به حضور در محل کار به دلیل ترس از شرایط امنیتی، قفل این درها را محکمتر کرده است. این بن بست اداری و امنیتی، خانواده ها را در یک هزارتوی بیپایان گرفتار کرده که خروج از آن بدون حمایت دولت ممکن نیست.
کار یا مراقبت از کودکان؟
تعطیلی مهدکودک بیش از همه بر دوش مادران شاغل سنگینی میکند. در حالی که ادارات و شرکتها به روال عادی بازگشتهاند، نبود مکانی امن برای نگهداری از کودکان، بسیاری از زنان را در خطر تعدیل نیرو یا استعفای اجباری قرار داده است. در این شرایط، خانوادهها به راهکارهای موقتی و گاه بیثبات روی آوردهاند؛ از سپردن کودکان به پدربزرگها و مادربزرگها گرفته تا درخواست کمک از دوستان و آشنایان. اما این گزینهها برای طولانی مدت پاسخگو نیستند. استخدام پرستار نیز که به عنوان یک راهکار جایگزین مطرح می شود، علاوه بر هزینههای گزاف، با چالش اعتماد و زمان بر بودن فرآیند پیدا کردن فرد مناسب روبرو است. این وضعیت برای مادران سرپرست خانوار به مراتب دردناکتر است؛ چرا که تعطیلی مهدکودک برای آنها مستقیماً به معنای قطع تنها منبع درآمد و به خطر افتادن بقای خانواده است.
نبرد بر سر شهریه
سوی دیگر این بحران، موضوع اقتصادی شهریههای پرداخت شده است. بسیاری از خانوادهها در ابتدای سال تحصیلی مبالغ کلانی، گاه تا سد میلیون تومان، برای دریافت خدمات آموزشی و رفاهی به مهدکودک پرداخت کردهاند. حالا با تعطیلی اجباری، والدین خواهان بازگشت بخشی از این مبالغ هستند، اما با درهای بسته روبهرو میشوند. مدیران مراکز نگهداری استدلال میکنند که این پولها صرف پرداخت حقوق معوقه مربیان، اجاره ساختمان و پاس کردن چکهای قبلی شده است. برخی از این مدیران پیشنهاد دادهاند که شهریه باقی مانده برای سال آینده ذخیره شود، اما این پیشنهاد برای خانوادههایی که قصد جابهجایی دارند یا با مشکلات مالی فوری دست و پنجه نرم میکنند، هیچ کارکردی ندارد. این تضاد منافع بین والدین و صاحبان مهدکودک، یک چالش حقوقی و اخلاقی بزرگ در دل بحران جنگ ایجاد کرده است.