ایران در تلاش است هژمونی خود را در تنگه هرمز، فراتر از سطح دیپلماتیک، بر یک بنیان میدانی استوار کند. این رویکرد، که در آن دیپلماسی نه جایگزین میدان، بلکه امتداد آن است، نوعی همپوشانی میان قدرت نظامی و امکان اثرگذاری سیاسی را به نمایش میگذارد. اما پرسش اصلی این است: آیا این تفوق که در میدان به دست آمده، در سطح دیپلماسی نیز پایدار خواهد ماند؟ در این گزارش، به بررسی ابعاد این استراتژی، رقابت ساختاری با آمریکا و چالشهای پیشروی تثبیت هژمونی ایران در تنگه هرمز میپردازیم.
آتیلا قوشاچای: ایران در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنگهای اخیر، استراتژی جدیدی را برای تثبیت هژمونی خود در تنگه هرمز در پیش گرفته است. این استراتژی، برخلاف رویکردهای صرفاً دیپلماتیک، بر یک «بنیان میدانی» استوار است. بهعبارت دیگر، ایران تلاش میکند با ایجاد همپوشانی میان قدرت نظامی و امکان اثرگذاری سیاسی، جایگاه خود را در این گذرگاه استراتژیک تثبیت کند. در این چارچوب، دیپلماسی نه بهعنوان جایگزین میدان، بلکه بهعنوان «امتداد» آن عمل میکند. به همین دلیل، منطق تثبیت هژمونی، بیش از آنکه حقوقی یا صرفاً سیاسی باشد، «امنیتی-نظامی» است.
این وضعیت، بهطور طبیعی با یک رقیب ساختاری تعریف میشود: ایالات متحده آمریکا. حضور آمریکا در نظم خلیج فارس، دائمی و تعیینکننده است و هرگونه تلاش ایران برای تثبیت هژمونی خود، در تقابل با منافع و امنیت این کشور قرار میگیرد. این رقابت، ابعاد مختلفی دارد؛ از حضور نظامی آمریکا در منطقه تا تلاشهای دیپلماتیک برای مهار نفوذ ایران. بنابراین، تثبیت هژمونی ایران، نه تنها به تواناییهای داخلی، بلکه به مدیریت این رقابت ساختاری نیز بستگی دارد.
پاسخ به پرسش «آیا این تفوق در سطح دیپلماسی پایدار خواهد ماند؟» مثبت است، اما نه بهعنوان یک قطعیت ساده. دلیل این امر، آن است که هزینه «کسب» این موقعیت، بهمراتب بالاتر از هزینه «حفظ» آن بوده است. ایران برای دستیابی به این جایگاه، هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی را متحمل شده است. با این حال، پایداری این هژمونی، وابسته به نحوه مدیریت دو عامل کلیدی است: «توازن فشار بیرونی» (از سوی آمریکا و متحدانش) و «ظرفیت فرسایش داخلی» (اقتصادی، سیاسی و اجتماعی). اگر ایران بتواند این دو عامل را بهدرستی مدیریت کند، احتمال تثبیت دیپلماتیک هژمونی خود در تنگه هرمز وجود دارد.
استراتژی ایران برای تثبیت هژمونی در تنگه هرمز، نشان از یک رویکرد واقعبینانه به معادلات قدرت در منطقه دارد. این رویکرد، با تکیه بر همپوشانی میدان و دیپلماسی، سعی دارد جایگاه خود را در برابر رقیب ساختاری (آمریکا) تثبیت کند. با این حال، پایداری این هژمونی، در گرو مدیریت هوشمندانه فشارهای بیرونی و ظرفیتهای داخلی است. آینده تنگه هرمز، نه تنها به موازنه نظامی، بلکه به توانایی ایران در تبدیل قدرت میدانی به قدرت دیپلماتیک نیز بستگی دارد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا