در شرایطی که اقتصاد کشور تحت تاثیر جنگ یا تنش قرار میگیرد صرفا در بودن انبارها کافی نیست، در سال جاری قدرت خرید مردم به دلیل تورم ۶۹ درصدی حسابی پایین آمده به همین دلیل باید سیاست تنظیم بازار و نظارت بر اصناف به طور جدی دنبال شود.
سرمایه فردا، مونا موسوی: وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده که ۸۵ درصد از کالاهای اساسی مورد نیاز مردم تأمین شده و ۱۲۰ هزار تن از محصولات مازاد بازار خریداری و ذخیرهسازی شده است و اگر دور جدید جنگ علیه ایران آغاز شود، چالش جدی سر راه امنیت غذایی کشور قرار نمیگیرد، هرچند احتمال افزایش قیمت کالاها وجود دارد. این قضیه نشان میدهد که «تأمین کالا» با «تثبیت قیمت» فرق اساسی دارد. در شرایط جنگی، حتی اگر انبارها پر باشد، انتظارات تورمی و رفتار هیجانی مردم میتواند بازار را از کنترل خارج کند. به همین دلیل در شرایطی که اقتصاد کشور تحت تاثیر جنگ یا تنش قرار میگیرد صرفا در بودن انبارها کافی نیست، در سال جاری قدرت خرید مردم به دلیل تورم ۶۹ درصدی حسابی پایین آمده به همین دلیل باید سیاست تنظیم بازار و نظارت بر اصناف به طور جدی دنبال شود.
بر اساس آخرین گزارشهای رسمی، وضعیت ذخایر راهبردی ایران مناسب است، به طوری که گندم، به عنوان ستون فقرات امنیت غذایی ایران، حدود ۴ میلیون تن ذخیره استراتژیک دارد که میتواند سه تا چهار ماه مصرف داخلی را پوشش دهد. این مقدار علاوه بر پیشبینی خرید تضمینی ۱۰ میلیون تن گندم از کشاورزان داخلی در سال جاری عملا کشور را از واردات گندم بینیاز میکند.
همچنین با توجه به شرایط خاص کشور هیچ کالای اساسی متعلق به دولت در بنادر معطل نمانده و زنجیره تأمین به طور کارآمد در حال فعالیت است. طبق اعلام وزارت جهاد کشاورزی سایر کالاهای اساسی مثل برنج، شکر، روغن، حبوبات و گوشت منجمد هم وضعیت نسبتاً خوبی دارند. به گونهای که ۸۵ درصد از کالاهای اساسی مورد نیاز مردم تأمین شده و ۱۲۰ هزار تن از محصولات مازاد بازار خریداری و ذخیرهسازی شده است.
هرچند در هفته اخیر کمبود ذرت و کنجاله سویا منجر شد قیمت تخم مرغ و محصولات پروتئینی افزایش یابد. آمار گمرک نشان میدهد که واردات کنجاله سویا کاهش داسته این موضوع روی زنجیره تولید گوشت، مرغ و تخممرغ اثر میگذارد از این رو سیاستهای دولت روی این مسأله نیز متمرکز شدهاست.
بر اساس تجربه جنگ رمضان و تحلیل زنجیره تأمین، ذخیرهسازی باید روی چند سطح متمرکز شود
سطح اول، کالاهای حیاتی برای سفره غذایی است، گندم و آرد ستون فقرات امنیت غذایی ایران هستند. نان قوت غالب مردم است و هرگونه اختلال در تأمین آن میتواند خیلی زود نمایان میشود. برنج هم با اینکه تولید داخلی داریم، حدود ۳۰ درصد از برنج مصرفی وارد میشود، پس ذخیره حداقل شش ماهه برنج ضروری است. شکر، روغن و حبوبات هم بخش جداییناپذیر سبد غذایی خانوار هستند و به شدت به واردات وابستهاند.
سطح دوم، پروتئین: مرغ، تخممرغ و گوشت قرمز. تأمین نهادههای دامی یعنی ذرت و کنجاله سویا، حیاتیترین بخش این سطح است. در جنگ، خطوط کشتیرانی مختل شد و قیمت بیمه محمولههای وارداتی بالا رفت. به همین دلیل برای جلوگیری از نگرانیها آینده در صورت تداوم جنگ ذخیرهسازی ۱۲۰ هزار تنی گوشت منجمد در حال انجام است،
سطح سوم، لبنیات: شیر، ماست، پنیر. این محصولات به تولید داخلی وابستهاند، اما زنجیرهشان به شدت به برق (برای نگهداری سرد) و حملونقل وابسته است. اختلال در زیرساختهای انرژی در زمان جنگ میتواند زنجیره سرد را از بین ببرد. به همین دلیل تدابیر لازم در این بخش توسط دولت اندیشیده شده، اما باید نسبت به پایداری تأمین برق توجه داشت.
نکته مهم این است که کالاهایی مثل گندم که ذخیره استراتژیک چهار ماهه دارند، اما با توجه به اینکه فصل برداشت گندم نزدیک است عملا نگرانی در زمینه تامین آرد وجود ندارد، از این رو در مقطع کنونی ضعف اصلی همان نهادههای دامی است. هرچند در فصل چراع قرار داریم و دامداران میتوانند دامهایشان را علوفه تازه تغذیه کنند و تولید گوشت ظرف چند چند ماه حفظ شود و دولت باید هرچه سریعتر ذخیره استراتژیک نهادههای دامی را برای پاییز تقویت کنند.
با وجود همه این مسائل تنظیم بازار اهمیت بالایی دارد، تجربه سال ۱۴۰۴ نشان داد که با وجود ذخایر کافی، قیمتها در زمان جنگ جهش میکنند. دلیل اصلی، «انتظارات تورمی» و «رفتار احتکاری» است. مردم از ترس کمبود، بیش از نیاز خود خرید میکنند و این تقاضای کاذب، قیمتها را بالا میبرد. در اسفند ۱۴۰۴، قیمت مرغ در تهران به اوج خود رسید و بعداً با توزیع مرغ منجمد دولتی در هر کیلوگرم، بازار آرام شد.
اول، ادامه تجرای کامل کالابرگ الکترونیکی در سال جاری میتواند در تنظیم بازار موثر باشد، یعنی اگر به هر فرد واجد شرایط ماهانه بیش از یک میلیون تومان اعتبار برای خرید ۱۱ قلم کالای اساسی (مرغ، تخممرغ، گوشت قرمز، حبوبات، شکر، روغن، ماکارونی، برنج، شیر، ماست و پنیر کمچرب) تعلق میگیرد و اعتبار استفادهنشده هر ماه به ماه بعد منتقل میشود. این ابزار در زمان جنگ میتواند نقش کلیدی در تضمین دسترسی دهکهای پایین به کالاهای اساسی داشته باشد. البته نباید فراموش کرد که کالابرگ الکترونیکی یک ابزار مؤثر اما «مسکن موقتی» است. اگر تورم ادامهدار باشد، ارزش واقعی یک میلیون تومان اعتبار در عرض چند ماه ناچیز میشود. دولت باید مکانیسمی برای بهروزرسانی مبلغ اعتبار بر اساس نرخ تورم طراحی کند. در غیر این صورت، کالابرگ تبدیل به یک کمک نمادین بیاثر خواهد شد.
دوم، توزیع مستقیم کالاهای اساسی با قیمت مصوب است، تجربه موفق توزیع مرغ منجمد در فروشگاههای زنجیرهای «میادین» نشان داد که دولت میتواند با عرضه مستقیم، قیمتها را کنترل کند. در زمان جنگ، باید شبکه توزیع کالاهای اساسی را گسترش داد و فروشگاههای زنجیرهای بزرگ را موظف به عرضه کالا با قیمت مصوب کرد.
سوم، مبارزه جدی با احتکار و قاچاق است، در زمان حذف ارز ترجیحی، گزارشهایی از قاچاق کالاهای یارانهای به کشورهای همسایه منتشر شد. نرخ ارز پایینتر داخل نسبت به همسایگان، انگیزه قاچاق معکوس (خروج کالا از ایران) را ایجاد میکند. در زمان جنگ، این انگیزه چند برابر میشود. دستگاههای نظارتی باید با هماهنگی مرزبانی، جلوی خروج کالاهای اساسی را بگیرند.
چهارم، مدیریت انتظارات تورمی از طریق اطلاعرسانی شفاف است. یکی از دلایل اصلی جهش قیمتها در زمان جنگ، نبود اطلاعات شفاف از میزان ذخایر است. مردم از روی ناآگاهی، دست به احتکار میزنند. دولت باید به صورت روزانه آمار ذخایر استراتژیک و میزان کالای توزیعشده را منتشر کند تا به مردم اطمینان دهد که کمبودی وجود ندارد.
پنجم، کنترل بازار ارز و تخصیص به موقع ارز برای واردات کالاهای اساسی باید در دستور کار قرار بگیرد. بزرگترین چالش در زمان جنگ، تأمین ارز برای واردات است. با محاصره تنگه هرمز و تشدید تحریمها، درآمدهای ارزی کشور پایین میآید. دولت باید اولویت تخصیص ارز را به کالاهای اساسی بدهد و از هرگونه انحراف آن جلوگیری کند. تجربه حذف ارز ترجیحی نشان داد که اختلاف نرخ ارز رسمی و آزاد، بستر فساد و رانتخواری ایجاد میکند. در زمان جنگ، این اختلاف میتواند فاجعهبار شود.
واقعیت این است که هر سیاست کنترلی در شرایط جنگی با چالشهای ساختاری مواجه است. نظام تأمین کالاهای اساسی ایران از چند ضعف مزمن رنج میبرد.
با وجود پیشرفتهای کشاورزی، ایران هنوز به واردات برنج، نهادههای دامی، روغن و شکر وابسته است. در زمان جنگ و تشدید تحریمها، خطوط کشتیرانی مختل میشود و قیمت بیمه محمولهها تا چند برابر افزایش مییابد. از طرف دیگر احتمال قطعی برق بسیاری از واحدهای تولیدی و سردخانهها در جنگ ممکن است اختلال ایجاد کند. به همین دلیل دلیل باید مراقب بود زنجیره سرد مواد غذایی، مخصوصاً گوشت، مرغ و لبنیات، در معرض خطر جدی قرار نگیرد.همچنین شبکه توزیع کالاهای اساسی در ایران به شدت متمرکز و شکننده است. بیشتر کالاها از طریق چند شرکت بزرگ توزیع میشود و خرابی زیرساخت در یک نقطه میتواند کل زنجیره را مختل کند.
بنابراین همانطور که تجربه جنگ رمضان نشان داد، با وجود ذخایر کافی، در ابتدای جنگ قیمت برخی کالاها در بازار جهش کردند. کنترل قیمت نیازمند ترکیبی از عرضه مستقیم دولتی، توزیع کالابرگ، مبارزه با احتکار و مدیریت انتظارات تورمی است. بدون این اقدامات، حتی با پر بودن انبارها، سفره مردم کوچکتر خواهد شد. اتاق اصناف کشاورزی ایران تأکید کرده که کشاورزان و تولیدکنندگان آماده حفظ تولید در هر شرایطی هستند، اما نیازمند حمایت دولت در تأمین نهادهها و انرژی هستند. در غیر این صورت، امنیت غذایی در جنگ، به جای تضمین، به یک قمار خطرناک تبدیل میشود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا