در حال عبور از خیابان بودم که ناگهان صدای زنی را شنیدم که با فریاد از مردم کمک میخواست و مدعی بود گوشی تلفن همراهش سرقت شده است.

به گزارش سرمایه فردا، غروب هنوز از راه نرسیده بود که فریادهای زنی میانسال، سکوت یکی از خیابانهای شهرک غرب را شکست. رهگذران با شنیدن فریادهای «دزد… گوشیام را برد» به سمت محل حادثه دویدند؛ اما دقایقی بعد، ماجرایی که در نگاه نخست یک سرقت خیابانی به نظر میرسید، به صحنه جنایتی خونین تبدیل شد؛ جنایتی که پشت پرده آن، رابطهای پنهانی، دروغی برای فرار از رسوایی و تصمیمی مرگبار قرار داشت.شامگاه ششم تیرماه، گزارش قتل مرد جوانی در محدوده شهرک غرب به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ اعلام شد. با مخابره این خبر، بازپرس ویژه قتل دادسرای جنایی تهران به همراه تیم بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شدند. بررسیهای اولیه نشان میداد مردی جوان بر اثر اصابت ضربه چاقو جان خود را از دست داده و عامل جنایت نیز پیش از حضور مأموران از محل گریخته است.
در تحقیقات میدانی، یکی از شاهدان حادثه به کارآگاهان گفت: «در حال عبور از خیابان بودم که ناگهان صدای زنی را شنیدم که با فریاد از مردم کمک میخواست و مدعی بود گوشی تلفن همراهش سرقت شده است. چند نفر برای کمک به سمت او رفتند و لحظاتی بعد میان جمعیت درگیری ایجاد شد. ناگهان مرد جوانی نقش زمین شد. نمیدانم چه کسی به او ضربه چاقو زد اما همه چیز ظرف چند ثانیه اتفاق افتاد.» اظهارات شاهدان اما با صحنه حادثه همخوانی کامل نداشت. هیچیک از افرادی که در محل حضور داشتند، گوشی تلفن همراهی در دست مقتول ندیده بودند و نشانهای نیز از یک سرقت خیابانی وجود نداشت. همین تناقضها فرضیه ساختگی بودن ادعای زن میانسال را برای تیم جنایی تقویت کرد.
کارآگاهان در نخستین گام موفق شدند هویت زن میانسال را شناسایی کنند. او در بازجوییهای اولیه مدعی شد مقتول قصد سرقت تلفن همراهش را داشته و به همین دلیل از مردم درخواست کمک کرده است. با این حال، بررسی تماسها، تحقیقات از همکاران و اظهارات افراد نزدیک به دو طرف، زوایای تازهای از پرونده را آشکار کرد.تحقیقات نشان داد زن میانسال و مقتول در یک رستوران با یکدیگر همکار بودهاند و مدتی نیز رابطهای پنهانی میان آنها شکل گرفته بود. این سرنخ، مسیر تحقیقات را تغییر داد و زمانی که زن با مدارک و مستندات بهدستآمده روبهرو شد، سرانجام سکوت خود را شکست و به واقعیت ماجرا اعتراف کرد.
او در اظهاراتش گفت: «مدتها با همسرم اختلاف داشتم و در همین شرایط با امیر که چند سال از من کوچکتر بود، وارد رابطه شدم. بعد از مدتی همکارانمان متوجه این ارتباط شدند و تصمیم گرفتم به آن پایان بدهم اما امیر حاضر نبود این موضوع را بپذیرد. حتی شماره تلفن همسرم را پیدا کرد و برای او پیام فرستاد و از ارتباطمان خبر داد. من موضوع را انکار کردم و به همسرم گفتم همه این پیامها از روی دشمنی و برای خراب کردن زندگیام ارسال شده است. او هم حرفم را باور کرد.»
زن میانسال ادامه داد: «پسرم وقتی از ماجرا باخبر شد، اصرار کرد با امیر قرار ملاقات بگذارم تا تکلیف این موضوع برای همیشه روشن شود. روز حادثه با او قرار گذاشتم و گفتم دیگر حاضر نیستم این رابطه ادامه پیدا کند. امیر عصبانی شد، گوشی تلفن همراهم را از دستم گرفت و تهدید کرد دوباره برای همسرم پیام میفرستد و همه چیز را فاش میکند. من برای اینکه از دستش فرار کنم، شروع به فریاد زدن کردم و گفتم دزد گوشیام را برده است. مردم دور ما جمع شدند و در همان شلوغی، پسرم با چاقو به امیر ضربه زد.»
پس از اعتراف زن میانسال، کارآگاهان پسر او را نیز بازداشت کردند. متهم جوان در جریان بازجوییها حضور در صحنه و وارد کردن ضربه چاقو را پذیرفت و مدعی شد زمانی که مادرش را در میان جمعیت آشفته و مضطرب دیده، تصور کرده مقتول قصد تعرض یا سرقت از او را دارد و در آن شرایط کنترل خود را از دست داده است. با اعتراف متهمان و تکمیل تحقیقات اولیه، پرونده برای انجام بررسیهای تکمیلی در اختیار بازپرس جنایی قرار گرفت. همچنین جسد مقتول برای تعیین علت دقیق مرگ و انجام معاینات تخصصی به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات درباره ابعاد این جنایت و نقش هر یک از متهمان همچنان ادامه دارد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا