جنگ بعدی آمریکا از غافلگیری تا تغییر استراتژی

جنگ بعدی آمریکا از غافلگیری تا تغییر استراتژی

تهران دیگر در نقش قربانی صبور ظاهر نمی‌شود، بلکه خود را به عنوان یک بازیگر فعال که قادر به طراحی شوک اول و اعمال پاسخ‌های متقارن (و حتی نامتقارن) است، معرفی می‌کند. هدف

به گزارش سرمایه فردا، در حالی که هنوز زخم‌های جنگ رمضان التیام نیافته، رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و نظامی ایران از جمع‌بندی تازه‌ای در پایتخت خبر می‌دهند: «درگیری اجتناب‌ناپذیر و قریب‌الوقوع است.» بر اساس گزارش روزنامه خراسان، تهران به این نتیجه رسیده که نمی‌توان از رویارویی نظامی جدید با آمریکا و اسرائیل گریخت، اما این بار قواعد بازی تغییر کرده است. از تعریف بانک اهداف جدید و تغییر اولویت حملات از آمریکا به اسرائیل، تا کنار کشیدن برخی کشورهای عربی و هشدار به عربستان سعودی. این گزارش به تحلیل جزئیات این سناریوی جنگی می‌پردازد.

درگیری اجتناب‌ناپذیر است

روزنامه خراسان در گزارشی با استناد به منابع آگاه نوشته است که در تهران «این جمع‌بندی نهایی شده که درگیری اجتناب‌ناپذیر و قریب‌الوقوع است.» برخلاف جنگ رمضان که در آن ایران عمدتاً واکنش‌گر بود و پس از حمله به تأسیسات خود پاسخ داد، این بار به نظر می‌رسد سناریوی جدید ایجاب می‌کند تهران نقش فعال‌تری در مدیریت بحران داشته باشد. بر این اساس، «بانک اهداف جدیدی برای ایجاد شوک از جنس شوک روزهای نخست جنگ رمضان تعریف کرده است.» به عبارت دیگر، ایران آماده می‌شود تا در همان ساعات اولیه درگیری، با حملاتی گسترده و هماهنگ، دشمن را شوکه کند و ابتکار عمل را از دست او خارج نماید. این رویکرد، تغییری اساسی از راهبرد «صبر استراتژیک» به راهبرد «واکنش سریع و متقارن» است.

عربستان سعودی در خط قرمز؛ کنار کشیدن ریاض به شرط مصون ماندن تأسیساتش

بر اساس این گزارش، برخی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی، قطر و عمان تلاش دارند در درگیری پیش‌رو خود را به صورت کامل کنار بکشند. به نظر می‌رسد پیام‌هایی نیز میان تهران و ریاض رد و بدل شده است. موضع ایران اما روشن است: «اینکه ایران سعودی را از بانک اهداف خارج کند یا نه بستگی به عوامل متعددی دارد!» مهم‌ترین عامل، رفتار عربستان سعودی در جریان جنگ جدید و همچنین نقش زیرساخت‌های انرژی این کشور در حمله احتمالی دشمن به ایران است. روزنامه خراسان به صراحت هشدار داده است: «اگر زیرساخت‌های انرژی ایران هدف قرار گیرند به ناچار تأسیسات سعودی نیز در صدر اهداف خواهند بود.» این بدان معناست که ریاض نمی‌تواند با اعلام بی‌طرفی، از گزند حملات در امان بماند. هرگونه آسیب به پالایشگاه‌ها، تأسیسات نفتی و گازی ایران، پاسخی متقارن علیه تأسیسات مشابه در عربستان سعودی را به دنبال خواهد داشت. این یک اهرم فشار جدی بر ریاض برای جلوگیری از هماهنگی نظامی با ائتلاف است.

ترورها ادامه دارد، اما غافلگیری کمتر

یکی از نقاط قوت ایران در جنگ رمضان، سطح پایین غافلگیری در برابر ترورها و حملات نقطه‌زنی بود. با این حال، روزنامه خراسان به این نکته اذعان دارد که «اگرچه در موج اول حمله، احتمال ترور تعدادی از رأس سیاسی و نظامی کشور وجود دارد»، اما نکته مهم این است که «احتمالاً و قاعدتاً نباید شاهد ترورهای دسته‌جمعی به مانند روز اول دو جنگ قبلی باشیم.» این بدان معناست که ایران (برخلاف دوره‌های پیشین که ترور دانشمندان هسته‌ای و فرماندهان نظامی غافلگیرش کرد) اکنون آمادگی لازم را دارد و سطح هشیاری نیروهای حفاظت اطلاعات و امنیتی به بالاترین حد رسیده است. همچنین زیرساخت‌های فرماندهی و کنترل نظامی به گونه‌ای بازطراحی شده که یک ضربه نخوردن، کل سیستم را فلج نکند. به عبارت دیگر، احتمالاً غافلگیری و تلفات اولیه کمتر از گذشته خواهد بود.

تمرکز بر اسرائیل؛ تغییر اولویت تهاجمی

شاید مهم‌ترین تغییر استراتژیک در جنگ جدید، جابه‌جایی اولویت‌های تهاجمی ایران باشد. روزنامه خراسان تأکید می‌کند: «احتمالاً در دور جدید درگیری، ایران تمرکز بیشتری بر اسرائیل خواهد گذاشت و این رژیم برخلاف جنگ رمضان، در صدر اولویت‌های تهاجمی ایران قرار می‌گیرد.» در جنگ رمضان، ایران عمدتاً پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و اهداف مشخصی در اسرائیل را هدف قرار داد. اما به نظر می‌رسد تهران به این نتیجه رسیده که برای ایجاد بازدارندگی پایدار، باید هزینه‌های سنگین‌تری را به اسرائیل (به عنوان محرک اصلی جنگ) تحمیل کند. این رویکرد جدید می‌تواند شامل حملات موشکی و پهپادی به زیرساخت‌های حیاتی اسرائیل (از جمله پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، فرودگاه‌ها و مراکز نظامی حساس) باشد. تغییر اولویت از آمریکا به اسرائیل، دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، ایجاد بازدارندگی متقارن در برابر تل‌آویو (به جای واشنگتن). دوم، افزایش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی جنگ برای دولت اسرائیل به گونه‌ای که عملاً توانایی تحریک آمریکا به جنگ جدید را از دست بدهد.

اسلحه هسته‌ای تاکتیکی؛ تهدیدی که جدی گرفته شده است

نکته هشداردهنده دیگری که در این گزارش به آن اشاره شده، افزایش احتمال استفاده دشمن از «تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی با اهداف دستیابی به پیروزی سریع» است. تحلیلگران معتقدند که اسرائیل (و احتمالاً آمریکا) برای جلوگیری از تبدیل شدن جنگ به یک درگیری فرسایشی طولانی، ممکن است در لحظات حساس از بمب‌های هسته‌ای کوچک (تاکتیکی) علیه تأسیسات هسته‌ای، نظامی یا حتی زیرساخت‌های حیاتی ایران استفاده کند. هرچند این سناریو آخرین گزینه و بسیار پرهزینه است، اما نادیده گرفتن آن یک اشتباه راهبردی محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد ایران نیز این تهدید را جدی گرفته و پدافند هوایی و لایه‌های دفاعی خود را برای مقابله با هرگونه حمله غیرمنتظره (حتی هسته‌ای) آماده کرده است. مسئله هسته‌ای به عنوان یک تهدید واقعی و نه صرفاً یک بلوف سیاسی، در محاسبات نظامی تهران وارد شده است.

شوک اول، پاسخ سریع، تغییر قواعد

روزنامه خراسان با انتشار این گزارش، تصویری از یک «ایران آماده برای بدترین سناریو» ترسیم می‌کند. جمع‌بندی درگیری اجتناب‌ناپذیر، تعریف بانک اهداف جدید، هشدار به عربستان سعودی، تغییر اولویت حملات از آمریکا به اسرائیل، و پذیرش احتمال استفاده از تسلیحات تاکتیکی، همگی نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم در دکترین دفاعی ایران است.

تهران دیگر در نقش قربانی صبور ظاهر نمی‌شود، بلکه خود را به عنوان یک بازیگر فعال که قادر به طراحی شوک اول و اعمال پاسخ‌های متقارن (و حتی نامتقارن) است، معرفی می‌کند. هدف اصلی این استراتژی، «افزایش هزینه‌های تجاوز به حدی که دشمن را از شروع جنگ منصرف کند.» اگر جنگ جدید هم آغاز شود، این بار خبری از غافلگیری و یک‌سویگی نخواهد بود؛ بلکه جنگی تمام‌عیار و ویرانگر که در آن اولویت اول، نابودی سریع زیرساخت‌های حیاتی دشمن (به ویژه اسرائیل) است. جهان در آستانه یک تقابل نظامی بی‌سابقه در منطقه قرار دارد.

دیدگاهتان را بنویسید