صلح روسیه و اوکراین با میانجیگری آلمان

صلح روسیه و اوکراین با میانجیگری آلمان

گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵، زمانی یکی از مهم‌ترین رهبران چپ میانه اروپا بود و روابط خوبی با رهبران روسیه داشت و حالا میانجی صلح شده‌است.

به گزارش سرمایه فردا، وقتی ولادیمیر پوتین در حاشیه مراسم «روز پیروزی» در مسکو اعلام کرد که ترجیح می‌دهد گرهارد شرودر هماهنگ‌کننده گفت‌وگوهای احتمالی میان روسیه و اتحادیه اروپا باشد، بسیاری در بروکسل و برلین این اظهارنظر را نه یک پیشنهاد صلح، بلکه پیامی سیاسی تعبیر کردند. پوتین که همزمان گفته بود جنگ اوکراین «ممکن است به پایان خود نزدیک شود»، بار دیگر نام یکی از قدیمی‌ترین متحدان غربی‌اش را به میان کشید؛ سیاستمداری آلمانی که سال‌ها پس از ترک قدرت، همچنان به یکی از نزدیک‌ترین چهره‌های اروپایی به کرملین تبدیل مانده است.

 

گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵، زمانی یکی از مهم‌ترین رهبران چپ میانه اروپا بود. او در دوران زمامداری‌اش تلاش کرد اقتصاد آلمان را بازسازی کند، نرخ بیکاری را کاهش دهد، قوانین تابعیت را اصلاح کند و پروژه همگرایی اروپایی را تقویت کند. اما مهم‌ترین میراث سیاسی او شاید نه اصلاحات داخلی، بلکه نزدیکی کم‌سابقه‌اش به روسیه باشد؛ رابطه‌ای که بعدها به یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های سیاسی اروپا تبدیل شد.

شرودر ریاست کنسرسیوم خط لوله «نورد استریم»

شرودر در سال ۲۰۰۳، در کنار فرانسه و روسیه، با حمله آمریکا به عراق مخالفت کرد؛ تصمیمی که شکاف بزرگی میان برلین و واشنگتن ایجاد کرد. همین موضع‌گیری باعث شد روابط او با پوتین عمیق‌تر شود. تنها چند هفته پس از ترک صدراعظمی در سال ۲۰۰۵، شرودر ریاست کنسرسیوم خط لوله «نورد استریم» را پذیرفت؛ پروژه‌ای عظیم برای انتقال گاز روسیه به آلمان از طریق دریای بالتیک که بعدها به نماد وابستگی انرژی اروپا به مسکو تبدیل شد. او سپس به هیئت‌مدیره شرکت نفتی روس‌نفت پیوست و در پروژه‌های کلیدی انرژی روسیه نقش گرفت. پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، فشار افکار عمومی و سیاستمداران آلمانی باعث شد شرودر از برخی سمت‌هایش کناره‌گیری کند اما هرگز رابطه شخصی و سیاسی خود با پوتین را قطع نکرد.

یکی از مشهورترین اظهارات شرودر درباره پوتین به سال ۲۰۰۴ بازمی‌گردد؛ زمانی که او رئیس‌جمهور روسیه را «یک دموکرات بی‌نقص» توصیف کرد. اظهارنظری که امروز، پس از جنگ اوکراین، سرکوب مخالفان در روسیه و تنش‌های گسترده با غرب، بارها علیه او استفاده می‌شود. شرودر در کتاب خاطراتش با عنوان «حرف‌های صریح» نوشته بود: «مهم‌ترین چیز برای دوستی، داشتن زبان مشترک است.» او به زبان روسی علاقه‌مند بود و پوتین نیز به‌دلیل سال‌های فعالیتش در آلمان شرقی، آلمانی را روان صحبت می‌کرد. این رابطه شخصی طی دو دهه چنان گسترش یافت که بسیاری در اروپا، شرودر را نه یک سیاستمدار بازنشسته، بلکه بخشی از شبکه نفوذ روسیه در غرب می‌دانند.

پیشنهاد پوتین در شرایطی مطرح می‌شود که مذاکرات صلح میان مسکو و کی‌یف متوقف شده است. روسیه همچنان خواهان واگذاری بخش‌های بیشتری از منطقه دونتسک است و اوکراین نیز حملات پهپادی و عملیات علیه زیرساخت‌های انرژی روسیه را تشدید کرده است. با وجود اعلام آتش‌بس سه‌روزه به مناسبت «روز پیروزی»، دو طرف یکدیگر را به نقض آن متهم کرده‌اند. وزارت دفاع روسیه اعلام کرده طی تنها ۲۴ ساعت، ۵۷ پهپاد اوکراینی را سرنگون کرده است، در حالی که ولودیمیر زلنسکی می‌گوید حدود ۱۵۰ درگیری در خطوط مقدم تنها طی یک روز ثبت شده است. در چنین فضایی، پوتین تلاش می‌کند از چهره‌ای استفاده کند که هم در اروپا شناخته شده است و هم از نگاه کرملین، رویکردی «واقع‌گرایانه» نسبت به روسیه دارد.

واکنش اروپا به پیشنهاد پوتین

واکنش اروپا به پیشنهاد پوتین اما سرد و تند بود. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آشکارا با این ایده مخالفت کرد و گفت: «اگر اجازه بدهیم روسیه مذاکره‌کننده طرف اروپا را تعیین کند، تصمیم عاقلانه‌ای نگرفته‌ایم.» او شرودر را «لابی‌گر بلندپایه شرکت‌های دولتی روسیه» توصیف کرد و گفت روشن است که چرا پوتین چنین فردی را ترجیح می‌دهد؛ زیرا او عملاً می‌تواند «در هر دو سوی میز مذاکره» بنشیند. دولت آلمان نیز پیشنهاد کرملین را غیرقابل‌قبول دانست. مقام‌های برلین تأکید کرده‌اند که هرگونه مذاکره با روسیه باید با هماهنگی کامل اوکراین و کشورهای عضو اتحادیه اروپا انجام شود و مسکو هنوز هیچ تغییری در شروط اصلی خود ایجاد نکرده است.

بزرگ‌ترین مشکل شرودر این است که هیچ‌کس در اوکراین و بخش بزرگی از اروپا او را بی‌طرف نمی‌داند. برای بسیاری، او نماد همان سیاستی است که وابستگی انرژی اروپا به روسیه را افزایش داد و زمینه نفوذ بیشتر کرملین در قاره سبز را فراهم کرد. با این حال، در کرملین هنوز او را سیاستمداری می‌بینند که می‌تواند زبان هر دو طرف را بفهمد؛ مردی که نه‌تنها با ساختار قدرت اروپا آشناست، بلکه رابطه‌ای شخصی و قدیمی با ولادیمیر پوتین دارد. اما در فضای مسموم و بی‌اعتماد امروز، حتی نزدیک‌ترین دوستان کرملین هم شاید نتوانند پلی واقعی میان مسکو و غرب بسازند، به‌ویژه در جنگی که هنوز پایان آن بیش از هر چیز به تحولات میدان نبرد وابسته است.

دیدگاهتان را بنویسید