اعترافات تکاندهنده متهم پرونده قتل دو زن تهرانی، راز باندی را فاش کرد که برای سرقت طلا دست به قتل میزد
فاطمه شیخ علیزاده:پانزده ماه قبل رسیدگی به قتل زن میانسال به نام ناهید با کشف جسد او در جاده ساوه کلید خورد. در بررسیهای ابتدایی مشخص شد که ناهید به ضرب گلوله جان خود را ازدستداده است. این درحالی بود که خانواده ناهید از روز قبل مفقودشدن ناگهانی او را به اطلاع مأموران پلیس رسانده و گفته بودند که مادرشان برای خرید به مرکز خریدی در نزدیکی خانهشان واقع در قلعه حسنخان رفته؛ اما ناگهان ناپدید شده بود. همچنین مشخص شد که مقتول مقداری زیورآلات همراه داشته که بعد از کشف جسد همراهش نبودند. بهاینترتیب درحالیکه فرضیه طعمه قرارگرفتن ناهید توسط سارقان پررنگ شده بود تلاش برای یافتن ردی از عاملان جنایت آغاز شد.
چند ماه بعد
چند ماه از قتل ناهید گذشته بود که جسد زن میانسال دیگری به نام فریبا در نزدیکی محل کشف جسد قبلی، پیدا شد که او نیز با همان شیوه به قتل رسیده بود. همچنین مشخص شد که طلاهای فریبا نیز به سرقت رفته است و بهاینترتیب وقوع قتلهای سریالی باانگیزه سرقت تایید شد. درحالیکه حساسیت ماجرا دوچندان شده بود تلاش کارآگاهان برای به دام انداختن عاملان جنایت دوچندان شد و سرانجام باند سارقان جنایتکار در یکی از شهرهای غرب کشور شناسایی و دستگیر شدند.
اعتراف به دو فقره قتل
متهم اصلی پرونده به نام ایمان در مواجهه با مأموران گفت: «من با همدستی داماد خالهام به نام هومن نقشه سرقتها را طراحی کردیم و برای اینکه راز دزدیهایمان فاش نشود و دستگیر نشویم، تصمیم گرفتیم که طعمههای سرقت را به قتل برسانیم. در جریان هر دو قتل هر دو نفر ما دخیل بودیم و بعد هم طلاها را به شهر خودمان واقع در غرب کشور بردیم و با کمک یک زوج جوان از دوستانمان آنها را فروختیم.»با این اعتراف، زوج جوان نیز به اتهام خرید مال غیر بازداشت شدند. در ادامه با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، متهمان در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند. هومن و ایمان به مشارکت در قتل عمدی متهم شدند و زوج جوان به اتهام خریدوفروش مال غیر محاکمه شدند.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم پرونده ناهید تقاضای قصاص هر دو متهم را کرده و گفتند: «میزان دقیق طلاهای مسروقه مقتول را نمیدانیم؛ اما بابت سرقت نیز شکایت داشته و تقاضای رد مال داریم.» اولیای دم پرونده فریبا نیز گفتند: «میزان طلاهای مسروقه از مقتول ۳۰۰ گرم بود؛ اما متهمان در تحقیقات ابتدایی اعلام کردند که تنها ۱۲۰ گرم طلا سرقت کردهاند که این دروغ بود. ما تقاضای قصاص هر دو متهم را داریم.» سپس نوبت به ایمان رسید که در دفاع از خود جزئیات ماجرای قتلها را شرح داد. او گفت: «قبل از هر چیز باید بگویم که هومن در این قتلها هیچ نقشی نداشت و من در اعترافات اولیه چون حال روح و روانی خوبی نداشتم میخواستم او را شریک جرم خودم عنوان کنم؛ اما حقیقت این است که او بیگناه است.»
متهم ادامه داد: «۱۶ سال کارشناس بیمه بودم و هم زمان مسافرکشی هم میکردم؛ اما دخلوخرج زندگیام با هم جور نبود. بهخاطر مسائل مالی اختلافات شدید با زن و بچههایم پیدا کرده بودم. برای همین تصمیم گرفتم هرطور شده راهحلی پیدا کنم که به ثروت برسم. چند وقتی در فکر نقشه سرقتها بودم تا اینکه برای عملیکردن نقشهام به عراق رفتم و یک اسلحه و ۲۰ فشنگ خریداری کردم. وقتی برگشتم به هومن زنگ زدم و گفتم میخواهم برای انجام یک کار از تو کمک بگیرم. به او گفتم باید به تهران بیایی تا موضوع را به تو بگویم. همان روز که پای هومن به تهران رسید ماجرا را به او گفتم و همان روز عملیکردن نقشه را کلید زدیم.»
قتل ناهید
متهم درباره نخستین جنایت گفت: «من به هومن نگفته بودم که قصد کشتن طعمه را دارم و فکر میکرد فقط میخواهم با اسلحه او را بترسانم. قبلاً فکر همه چیز را کرده بودم و به هومن گفتم در نزدیکی مرکز خرید ماشین خیلی کمپیدا میشود و رهگذران مجبورند اسنپ بگیرند برای همین احتمال اینکه سوار خودروهای عبوری شوند خیلی زیاد است. به نزدیکی مرکز خرید میلاد روبهروی خیابان قنات رفتیم. من عقب نشستم و به در تکیه دادم تا مسافر بعدی مجبور شود جلو بنشیند. بعد از دور چشمم به طلاهای ناهید افتاد. به هومن که پشت فرمان نشسته بود اشاره کردم و گفتم آن خانم را سوار کن.
او هم جلوی پای ناهید ترمز زد و سوارش کرد. کمی جلوتر اسلحه را درآوردم و بیدرنگ به ناهید شلیک کردم. ناهید فرصت هیچ عکسالعملی پیدا نکرد. هومن شوکه شده بود و هاجوواج نگاهش از من به ناهید و از ناهید به من میچرخید. اسلحه صداخفهکن داشت و رهگذران متوجه شلیک نشده بودند. فریاد زدم به هومن گفتم حرکت کن، الان عابران خبردار میشوند.» متهم درباره نحوه سرقت گفت: «هومن ماشین را مطابق دستور من به سمت جاده ساوه برد و آنجا جسد را زیر یک پل پایین کشیده و با سیم چینی که از قبل تهیه کرده بودم طلاهایش را جدا کرده و برداشتم.»
فاصله بین دو قتل
بعد از قتل ناهید، هومن از کشور فرار کرد. بعداً فهمیدم به عراق رفته بود. مدتی از او بیخبر بودم. وقتی مدتی گذشت طلاها را به یک طلافروشی به تجریش بردم که آنجا به من گفتند آنها بدل هستند.» متهم ادامه داد: «دوباره به کار مسافرکشی برگشتم و مرتب سراغ هومن را میگرفتم تا اینکه در واتساپ متوجه شدم که او برگشته است. تماس من را جواب نمیداد و من با یک شماره ناشناس به او زنگ زدم. تهدیدش کردم و گفتم اگر دوباره با من همراهی نکنی به قتل قبلی اعتراف میکنم و میگویم تو آن زن را کشتی. هومن میگفت تو به پولی که میخواستی رسیدی؛ اما من گفتم آن زیورآلات بدل بودند. با تهدید من هومن بار دیگر حاضر به همدستی با من گذاشت؛ اما شرط گذاشت که این بار جنایتی در کار نباشد.»
قتل فریبا
متهم درباره دومین قتل گفت: «بار دیگر به همان نقطه از شهر رفتیم و این بار هم با همان روش دومین طعمه را سوار کردیم. هومن از داخل آینه به من اشاره میکرد که شلیک نکن. اما من فکر میکردم اگر این افراد زنده بمانند من را لو میدهند. الان که فکر میکنم بدون آدمکشی هم میتوانستم نقشه قتل را اجرا کنم؛ اما آن زمان از ترس لورفتن آنها را کشتم. به دومین نفر هم در یکچشم برهمزدن شلیک کردم و بعد هومن را وادار کردم که در حوالی همان جسد قبلی، جسد فریبا را هم رها کنیم.»
بعد از ایمان، نوبت به هومن رسید که از خود دفاع کند. او که قبل از افشای راز قتلها به اتهام سرقت به زندان مریوان افتاده بود بهصورت ویدئوکنفرانس محاکمه شد و در دفاع از خود گفت: «ایمان را وادار کرده بود که به مشارکت در قتلها اعتراف کنم. من اظهارات قبلیام را قبول ندارم. در قتل اول اصلاً در جریان نبودم که ایمان قصد شلیک دارد و در دومین قتل هم با تهدید وارد بازی ایمان شدم.» دو مالخر پرونده نیز در برابر اتهام وارد شده از خود دفاع کردند. سپس قضات دادگاه برای صدور رای وارد شور شدند.