چرا درآمد سرانه ایران رفاه واقعی مردم را نشان نمیدهد؟

به گزارش سرمایه فردا، اگر تنها به آمار تولید ناخالص داخلی سرانه نگاه کنیم، ایران در رده کشورهای با درآمد متوسط رو به پایین قرار میگیرد. اما هر ایرانی که در کوچه و خیابان راه میرود، میداند که سطح رفاه و کیفیت زندگی در ایران، فراتر از آن چیزی است که اعداد و ارقام رسمی نشان میدهند. راز این تناقض، در پشت پرده اقتصاد ایران نهفته است: حجم عظیم اقتصاد غیررسمی، خودمصرفی کالاهای کشاورزی، فعالیتهای اقتصادی ثبتنشده و شغلهای دوم، همگی باعث میشوند که درآمد ملی سرانه ایران بسیار پایینتر از واقعیت به نظر برسد.
اقتصاد سایه؛ بخش بزرگی از درآمد ملی که در آمار نمیگنجد
یکی از مهمترین دلایل پایین بودن درآمد ملی سرانه در ایران، حجم بالای اقتصاد غیررسمی است. بخش گستردهای از جامعه، دارای شغل دوم هستند که در فعالیتهای رسمی ثبت نمیشود. از فروشندگان دورهگرد تا تریدرهای فعال در بازارهای مالی، همه و همه بخشی از درآمد خود را خارج از چارچوب اقتصاد رسمی کسب میکنند. آمارها نشان میدهد که تعداد تریدرهای فعال در ایران، نسبت به کشورهای همسطح با تولید ناخالص داخلی مشابه، بسیار بالاتر است. این فعالیتها، هرچند در آمارهای رسمی دیده نمیشوند، اما به طور مستقیم بر قدرت خرید و رفاه خانوارها تأثیر میگذارند.
سهم بیصدا اما بزرگ کشاورزی در سفره مردم
خودمصرفی کالاهای کشاورزی، یکی دیگر از عوامل مهم در کاهش درآمد سرانه رسمی است. بسیاری از محصولات کشاورزی، به ویژه در مناطق روستایی، بدون آنکه وارد چرخه بازار و آمار رسمی شوند، مستقیماً توسط تولیدکنندگان مصرف میشوند. این حجم عظیم از تولیدات کشاورزی که هرگز در حسابهای ملی ثبت نمیشوند، بخش قابلتوجهی از سفره غذایی خانوارهای ایرانی را تأمین میکنند و باعث میشوند که هزینههای واقعی زندگی بسیار پایینتر از آن چیزی باشد که آمارهای درآمدی نشان میدهند.
نیروی کار ثبتنشده
بخش دیگری از اقتصاد که در آمارهای رسمی نادیده گرفته میشود، فعالیتهای اقتصادی زنان خانهدار، دانشآموزان، دانشجویان و طلاب است. این افراد، که در آمار مشارکتکنندگان اقتصادی قرار نمیگیرند، عموماً دارای فعالیتهای اقتصادی پنهانی هستند که به طور دقیق ثبت نمیشود. از تدریس خصوصی و مشاوره تا کارهای هنری و صنایع دستی، این فعالیتها بخش مهمی از درآمد غیررسمی خانوارها را تشکیل میدهند و در آمارهای رسمی هیچ بازتابی ندارند.
زنجیره تولید ثبتنشده؛ از لبنیات سنتی تا گوشت قرمز
یک نمونه عینی از این پدیده، تغییر الگوی مصرف لبنیات پس از نقدی شدن یارانهها است. در سالهای اخیر، تعداد مغازههای لبنیاتی سنتی به طور گسترده افزایش یافته و جایگزین لبنیات بستهبندی شدهاند. این نوع مصرف، در بسیاری موارد، در پروسه تولید، تبدیل و توزیع ثبت نمیشود. یا فروش دام زنده به مصرفکنندگان خرد که در آمار سرانه مصرف گوشت با انحراف بالایی و به صورت تخمینی ثبت میشود. این موارد نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از زنجیره تأمین غذا در ایران، خارج از چارچوب نظارت و ثبت رسمی قرار دارد.
ساختوساز غیرمجاز؛ شهری که در آمار نمیگنجد
بخش مسکن نیز از این قاعده مستثنی نیست. بخش گستردهای از املاکی که به صورت طبقات غیرمجاز، تفکیک غیرمجاز، افزایش سطح اشغال یا ساخت خانههای روستایی در زمینهای کشاورزی و باغی ساخته میشوند، در جایی ثبت نمیشوند یا به صورت برآوردی با تورش بالا ثبت میشوند. این حجم بالای ساختوسازهای غیررسمی، بخش مهمی از سرمایهگذاری ملی را تشکیل میدهد که در آمارهای رسمی نادیده گرفته میشود.
جمعبندی؛ رفاه واقعی، فراتر از اعداد
در اقتصادهای توسعهیافته، حجم این فعالیتهای ثبتنشده بسیار کم و شاید در حد صفر است. اما در ایران، این بخشهای غیررسمی، سهم عظیمی از اقتصاد کشور را تشکیل میدهند. به همین دلیل، اختلاف سطح رفاه و کیفیت زندگی در ایران با کشورهای همسطح با درآمد سرانه بالاتر، به اندازه اختلاف درآمد سرانه نیست. در واقع، اقتصاد غیررسمی و خودمصرفی، بخش بزرگی از نیازهای روزمره مردم را تأمین میکنند و باعث میشوند که زندگی در ایران، با وجود پایین بودن درآمد سرانه، از کیفیت و رفاه قابلقبولی برخوردار باشد. آمار درآمد سرانه، هرچند یک شاخص مهم است، اما هرگز نمیتواند تصویر کامل و واقعی از رفاه یک جامعه ارائه دهد.
