رفتن به محتوای اصلی
جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵

خرید سهام در جنگ و تورم منطقی است؟

۱۴۰۵-۰۵-۱۶ ۱۸:۳۵ modir 0
اشتراک‌گذاری:
در این گزارش، به بررسی واکنش بازار به ریسک‌های سیستماتیک، عملکرد گزارش‌های فصلی و چشم‌انداز پیش‌روی صنایع مختلف می‌پردازیم.

 در شرایطی که هر لحظه امکان تشدید تنش‌های نظامی در جنوب کشور وجود دارد، بازار سرمایه ایران رفتار عجیبی از خود نشان می‌دهد. سرمایه‌گذاران به جای فرار از بازار، دارند به ریسک جنگی عادت می‌کنند و سیستم ارزش‌گذاری سهام، پس از سه دهه، دوباره در حال آزمون پس دادن در شرایط جنگی است.

پی‌به‌ای چهار و نیم واحد؛ ارزش‌گذاری در شرایط بحران

با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک، نسبت قیمت به سود (P/E) بازار در محدوده چهار و نیم واحد قرار گرفته است. این رقم، نشان از درس جدیدی است که بازار به سرمایه‌گذاران و مدیران دارایی می‌دهد: حتی در شرایطی که کشور مستقیماً درگیر تنش است، می‌توان قیمت‌گذاری منطقی برای سهام انجام داد. چند ماه پیش، بسیاری از فعالان بازار تصور می‌کردند که قیمت سهام به صفر میل خواهد کرد، اما دیدیم که پاشنه ارزش‌گذاری بازار جلوه کرد و بازدهی‌های خوبی بر پایه رشد نرخ‌های اسمی و تورم، کسب شد. این وضعیت، بازار را برای سرمایه‌گذاران شخصی و مدیران صندوق‌ها، جذاب نگه داشته است.

پایداری عملیات در سایه جنگ؛ گزارش‌های فصلی چه می‌گویند؟

با وجود تأثیر جنگ بر اقتصاد، بسیاری از صنایع و شرکت‌ها توانسته‌اند پایداری عملیاتی خود را حفظ کنند. گزارش‌های فصلی سه ماهه که منتشر شده، رشد قابل‌توجهی را در اکثر صنایع و شرکت‌ها نشان می‌دهد. این رشد عمدتاً به واسطه افزایش نرخ‌های اسمی و تورم بوده است، اما سوال اصلی این است که آیا این موتور رشد اسمی ادامه پیدا خواهد کرد یا نه؟ سوال دوم این است که آیا متغیرهای حقیقی مانند تولید نیز به کمک این رشد خواهند آمد؟

در فصل تابستان، نرخ‌های انرژی برای بسیاری از صنایع به دلیل کمبود برق شبکه، افزایش یافته و احتمالاً زمستان پیش‌رو نیز سخت‌تر از زمستان گذشته خواهد بود. این شرایط، دو سوال اساسی را پیش روی سرمایه‌گذاران قرار داده است: آیا رشد اسمی سودآوری ادامه خواهد یافت؟ و آیا متغیرهای واقعی تولید از این رشد حمایت خواهند کرد؟

واگرایی بازار از سایر دارایی‌ها؛ آزمون تاریخی ارزش‌گذاری

بازار سهام در ۲۰ روز اخیر، واگرایی جالبی را تجربه کرده است. دلار حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد رشد کرده، اما شاخص کل بورس حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از سقف خود ریزش داشت و سپس برگشت کرد. مجموعاً مارکت‌کپ دلاری بازار به حدود ۷۰ تا ۷۳ میلیارد دلار رسید که نزدیک به کف‌های تاریخی است. این یعنی بازار، خود را با سایر بازارهای موازی مانند مسکن، خودرو و کسب‌وکارهای خصوصی، هماهنگ کرده است. اما انتظار می‌رفت که ریسک‌های سیستماتیک فقط روی بازار سهام اثر بگذارند، در حالی که بازار نشان داد ارزش‌گذاری آن با سایر بازارها هماهنگ می‌شود.

سقف‌شکنی در انتظار؟ تحلیل سناریوهای پیش رو

در حال حاضر، شاخص کل حدود پنج درصد با سقف قبلی خود فاصله دارد. دو سناریو برای آینده نزدیک قابل تصور است:

سناریوی اول: در صورت کاهش ریسک‌های سیستماتیک، بازار می‌تواند سقف جدیدی را تجربه کند و تا ۵ تا ۱۰ درصد بالاتر از آن قرار گیرد. این سناریو با توجه به فضای محدود تنش‌ها و ذخایر استراتژیک نفت آمریکا که به کف ۴۰ ساله خود رسیده، محتمل به نظر می‌رسد.

سناریوی دوم: بازار در همین محدوده، با نوسانات و سیو سودهای مقطعی، یک اصلاح زمانی را تجربه کند. در این حالت، شاخص کل برای مدتی در محدوده فعلی در نوسان خواهد بود، بدون اینکه ریزش شدیدی را تجربه کند.

با توجه به محدود بودن ذخایر استراتژیک نفت آمریکا و نزدیکی به انتخابات میان‌دوره‌ای سنا و مجلس نمایندگان، احتمال تشدید گسترده تنش‌ها کاهش یافته و انتظار می‌رود قیمت نفت در محدوده ۸۵ تا ۹۰ دلار تثبیت شود. این موضوع، به کاهش فضای ریسک سیستماتیک کمک خواهد کرد.

گزارش‌های فصلی؛ محرک اصلی بازار

یکی از محرک‌های جدی بازار، گزارش‌های فصلی بوده است. در گروه پالایشی، برخی شرکت‌ها نزدیک به ۱۰ درصد از مارکت‌کپ خود را فقط در یک فصل سود ساخته‌اند که این موضوع به طور مستقیم و غیرمستقیم بر شاخص کل تأثیر گذاشته است. در صنعت پتروشیمی نیز، نگرانی‌های قبلی درباره کاهش شدید سودآوری، تا حد زیادی از بین رفته است و این صنعت نیز گزارش‌های قابل‌قبولی ارائه کرده است.

 انتخابی سخت بین صنایع و شرکت‌ها

با توجه به رشدهای اخیر و بازدهی‌های کسب‌شده، انتخاب بین صنایع و شرکت‌ها سخت‌تر شده است. اثر روانی سیو سود نیز یک رفتار کاملاً انسانی است و سرمایه‌گذاران پس از کسب سودهای خوب (۱۰۰ درصدی در برخی نمادها)، به دنبال جابجایی و خروج از برخی موقعیت‌ها هستند. با این حال، در صورت برقراری ثبات در فضای ریسک سیستماتیک، بازار همچنان پتانسیل صعودی دارد و صنایع بزرگ و شرکت‌های خاص، گزینه‌های جذابی برای سرمایه‌گذاری محسوب می‌شوند. گزارش‌های فصلی قوی، به ویژه در گروه پالایشی و پتروشیمی، این جذابیت را دوچندان کرده است. اما باید به خاطر داشت که محدودیت‌های انرژی در تابستان و زمستان، می‌تواند بر عملکرد صنایع تأثیرگذار باشد و سرمایه‌گذاران باید با دقت بیشتری نسبت به آینده تصمیم‌گیری کنند.

فولاد و سنگ آهن در تله مازاد؛ روایت تولید، صادرات و چالش‌های پیش رو

 صنعت فولاد و سنگ آهن ایران در یک سال اخیر، با تغییرات ساختاری مهمی مواجه شده است. تولید کنسانتره و گندله به عنوان مواد اولیه این زنجیره، در سطح حدود ۷۰ میلیون تن تثبیت شده، اما مصرف داخلی با افت ۱۶ تا ۱۷ میلیون تن روبرو بوده است. این کاهش مصرف، مازاد صادراتی قابل‌توجهی ایجاد کرده که می‌تواند فرصت‌های جدیدی را برای شرکت‌های فولادی فراهم آورد. با این حال، محاصره‌های اخیر و توقف صادرات از منطقه سنگان، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. در ادامه این گزارش، به بررسی وضعیت تولید، صادرات و چشم‌انداز صنعت فولاد و سنگ آهن می‌پردازیم.

تولید ۷۰ میلیون تنی؛ تعادل زنجیره در دو سال گذشته

بررسی وضعیت تولید کنسانتره و گندله در شش ماه اخیر، تصویر نسبتاً روشنی از صنعت فولاد ارائه می‌دهد. تولید کنسانتره و گندله به عنوان مواد اولیه اصلی تولید فولاد، در سال‌های گذشته همواره رقمی حدود ۷۰ میلیون تن را دنبال کرده است. این سطح، نشان از تعادل نسبی در زنجیره تأمین دارد؛ تعادلی که از حدود ۳۵ میلیون تن در سال ۱۴۰۰ به ۷۰ میلیون تن رسیده و در دو سال اخیر پایدار مانده است. برآوردها نشان می‌دهد که در سال جاری نیز این سطح تولید، تداوم خواهد داشت. در سمت گندله نیز میزان تولید در حدود ۶۲ میلیون تن تثبیت شده است. این دو عدد، حاکی از تعادل در زنجیره تأمین فولاد در دو سال گذشته است.

کاهش ۱۷ میلیون تنی مصرف داخلی؛ مازادی که صادرات را هدف می‌گیرد

با وجود تثبیت تولید، مصرف داخلی کنسانتره با افت شدیدی مواجه شده است. بر اساس آمارهای موجود، مصرف داخلی کنسانتره حدود ۵۶ میلیون تن بوده که نسبت به سال‌های قبل، ۱۶ تا ۱۷ میلیون تن کاهش نشان می‌دهد. این کاهش، به طور مستقیم بر مصرف گندله نیز تأثیر گذاشته و مازاد قابل‌توجهی را در این بخش ایجاد کرده است. بر اساس برآوردها، پتانسیل صادراتی حدود ۱۲ تا ۱۳ میلیون تن برای گندله و حدود ۱۷ میلیون تن برای کنسانتره وجود دارد. این مازاد، می‌تواند فرصت‌های جدیدی را برای شرکت‌های فولادی و معدنی فراهم کند، اما در عمل، با موانعی روبرو شده است.

منطقه سنگان؛ کانون مازاد در محاصره

بررسی دقیق‌تر مازاد تولید نشان می‌دهد که بیشترین میزان مازاد، در منطقه سنگان قرار دارد. در حالی که در ابتدای سال تصور می‌شد که این مازاد با صادرات از طریق بندر چابهار تخلیه شود، اما محاصره‌های اخیر و تداوم آن، این مسیر را مسدود کرده است. گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه محموله‌های صادراتی از سنگان به چابهار، با دستور برگشت مواجه شده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که شرایط برای صادرات مواد معدنی مانند کنسانتره و گندله، همچنان نامساعد است. در چنین شرایطی، مازاد تولید در منطقه سنگان، به یک چالش جدی تبدیل شده و شرکت‌های معدنی بزرگ با افت تولید و فروش مواجه هستند.

افت ۲۵ تا ۳۰ درصدی تولید و فروش شرکت‌های معدنی بزرگ

بررسی گزارش‌های شرکت‌های معدنی بزرگ، نشان از افت تولید و فروش حدود ۲۵ تا ۳۰ درصدی دارد. این افت، عمدتاً ناشی از کاهش مصرف داخلی و موانع صادراتی است. با این حال، این شرایط برای شرکت‌های فولادی که در نزدیکی معادن قرار دارند، می‌تواند فرصتی باشد. کاهش قیمت مواد معدنی در اثر مازاد عرضه، می‌تواند هزینه‌های تولید فولادسازان را کاهش دهد و به سودآوری آنها کمک کند. در این میان، منطقه سنگان بیشترین مازاد را در اختیار دارد و شرکت‌های فولادی فعال در این منطقه، می‌توانند از این وضعیت بهره‌مند شوند.

چادرملو و گلگهر؛ دو روی یک سکه

در سوی دیگر، استان‌های کرمان، یزد و چادرملو، وضعیت متفاوتی دارند. شرکت چادرملو که عمدتاً صادرات محور است، در سال‌های اخیر وزن بالایی برای صادرات قائل بوده و از این مسیر، بخش قابل‌توجهی از فروش خود را تأمین می‌کند. در مقابل، گلگهر که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های معدنی کشور محسوب می‌شود، به دلیل تمرکز بر تأمین نیاز داخلی، کمتر تحت تأثیر نوسانات صادراتی قرار گرفته است. اما با توجه به مازاد ایجادشده در زنجیره، انتظار می‌رود که این شرکت‌ها نیز در صورت رفع موانع صادراتی، بتوانند از این فرصت بهره‌مند شوند.

صنعت فولاد و سنگ آهن ایران در شرایطی قرار دارد که مازاد تولید، هم فرصت و هم تهدید محسوب می‌شود. از یک سو، کاهش مصرف داخلی و تداوم محاصره‌ها، صادرات را با مشکل مواجه کرده و شرکت‌های معدنی را با افت تولید روبرو ساخته است. از سوی دیگر، این مازاد، می‌تواند به کاهش قیمت مواد اولیه و بهبود حاشیه سود فولادسازان منجر شود. منطقه سنگان با بیشترین میزان مازاد، در کانون این تحولات قرار دارد و رفع موانع صادراتی، می‌تواند تحول بزرگی در این صنعت ایجاد کند. گزارش‌های شرکت‌های معدنی بزرگ نیز نشان از افت تولید و فروش دارد، اما در صورت تغییر شرایط، این صنعت می‌تواند به یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شود.

مازاد سنگ آهن، ضرایب قیمتی و نقش سیاستگذار

در ادامه تحلیل زنجیره فولاد، به بررسی عمیق‌تر وضعیت تولید، مازاد مواد اولیه و رفتار سیاستگذار در بورس کالا می‌پردازیم. منطقه سنگان با یک میلیارد تن ذخیره سنگ آهن، در کانون مازاد کنسانتره و گندله قرار دارد. در سمت میان‌دست، فولاد مبارکه و فولاد خوزستان با وجود آسیب‌های جدی، توانسته‌اند بخشی از تولید را حفظ کنند و با یک بازی تتری، ورق گرم مورد نیاز بازار را تأمین نمایند. ضرایب قیمتی زنجیره نیز دستخوش تغییرات شده و نرخ کنسانتره و گندله به پایین‌ترین سطح تاریخی رسیده است. در این گزارش، به بررسی این تحولات و نقش سیاستگذار در تنظیم معادلات صنعت فولاد می‌پردازیم.

منطقه سنگان؛ گنجینه مازاد در محاصره

منطقه سنگان با دارا بودن یک میلیارد تن سنگ آهن، حدود ۳۰ درصد از ذخیره قطعی سنگ آهن کشور را در اختیار دارد. برخلاف مناطق قدیمی‌تر مانند کرمان و یزد که از دهه‌های قبل فعال بودند، سنگان از سال ۱۳۹۰ به عنوان یک منطقه معدنی نوین، مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته است. تمامی هلدینگ‌های معدنی و شرکت‌های فولادی بزرگ در این منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. فولاد کاوه جنوب کیش، فولاد خوزستان از طریق مجموعه سنباد، و فولاد مبارکه از طریق مجموعه صنعتی معدنی سنگان، همگی خطوط تولید خود را در این منطقه ستاپ کرده‌اند. به عنوان مثال، فولاد مبارکه ۵ میلیون تن گندله و ۵ میلیون تن کنسانتره در این منطقه برنامه‌ریزی کرده بود. اما با بروز جنگ و اختلال در صادرات، این منطقه با انباشت مازاد عظیمی روبرو شد و شرایط برای شرکت‌های معدنی بسیار دشوار گردید.

فولاد مبارکه و فولاد خوزستان؛ بازی تتری برای بقا

در سمت میان‌دست، وضعیت دو غول فولادی کشور، متفاوت از پیش‌بینی‌ها بوده است. فولاد مبارکه، واحد احیا و نورد گرم خود را تقریباً سالم نگه داشته و با ۷۰ درصد ظرفیت به تولید ادامه می‌دهد. واحد فولادسازی، به جز یک کوره، به طور کامل آسیب دیده است. خوشبختانه نیروگاه نیز آسیب جدی ندیده و واحد صبا نیز سالم مانده است. این دو واحد، یعنی ورق گرم فولاد مبارکه و ورق گرم صبا، در حال حاضر بازار ورق گرم کشور را نجات داده‌اند.

در فولاد خوزستان، وضعیت پیچیده‌تر است. احیا و گندله این واحد تقریباً از دست رفته، اما واحد تولید اسلب همچنان به کار خود ادامه می‌دهد. در یک بازی تتری جالب، فولاد خوزستان آهن اسفنجی خریداری کرده و اسلب تولید می‌کند و سپس اسلب را به فولاد مبارکه می‌دهد تا ورق گرم تولید کند. این همکاری، باعث شده است که تولید ورق گرم کشور به حدود ۱۰۰ درصد ظرفیت باقی‌مانده، ادامه یابد. هرچند ظرفیت ورق گرم فولاد مبارکه از یک میلیون و ۷۰۰ هزار تن به حدود ۶۰۰ هزار تن کاهش یافته، اما سایر شرکت‌های تولیدکننده ورق سرد، وضعیت عملیاتی پایداری دارند و می‌توانند ورق گرم را به عنوان خوراک، از این زنجیره دریافت کنند.

ضرایب قیمتی؛ نزدیک‌ترین فاصله تاریخی

یکی از مهم‌ترین تحولات زنجیره فولاد، تغییرات شدید ضرایب قیمتی بوده است. کلیه محصولات در زنجیره فولاد، بر اساس نسبتی از شمش (بیلت) معامله می‌شوند. پس از جنگ و با ایجاد مازاد شدید در کنسانتره و گندله، ضریب قیمتی این دو محصول به شدت کاهش یافت. برای اولین بار در تاریخ، گندله به زیر ۲۰ درصد رسید و کنسانتره نیز که همیشه زیر ۲۰ درصد بود، با کاهش بیشتری مواجه شد. این اتفاق، صرفاً به دلیل بسته شدن مجرای صادراتی این محصولات رخ داد.

اما در مورد آهن اسفنجی، برخلاف پیش‌بینی‌ها که مازاد را محتمل می‌دانستند، بازار به تعادل رسید. شرکت‌های تولیدکننده آهن اسفنجی، به سرعت تولید خود را با تقاضا هماهنگ کردند و از ایجاد مازاد جلوگیری نمودند. این موضوع، باعث بهبود قیمت آهن اسفنجی شد و شرکت‌های تولیدکننده شمش مانند کاوه و ارفع، از این وضعیت بهره‌مند شدند.

بورس کالا و سیاستگذار؛ لابی یا تنظیم؟

با این حال، پایان داستان به اینجا ختم نشد. سیاستگذار با مشاهده تغییرات ضرایب قیمتی، تصمیم به مداخله گرفت. بورس کالا، هفته گذشته دستورالعملی را اعمال کرد که ضرایب قیمتی را مجدداً تغییر داد. این در حالی است که در صنعت سیمان، چندین سال است که وضعیت با ثبات دنبال می‌شود، اما در زنجیره فولاد، هر چند وقت یکبار تغییرات جدیدی اعمال می‌شود. برخی تحلیلگران معتقدند که این تغییرات، تحت تأثیر لابی‌های مختلف قرار دارد و سیاستگذار با دخالت‌های مکرر، تعادل طبیعی بازار را به هم می‌زند.

 زنجیره‌ای در انتظار تعیین تکلیف

صنعت فولاد و سنگ آهن ایران، در شرایط حساسی قرار دارد. منطقه سنگان با مازاد عظیم کنسانتره و گندله، نیازمند باز شدن مجرای صادراتی است. فولاد مبارکه و فولاد خوزستان با یک بازی تتری، توانسته‌اند تولید ورق گرم را حفظ کنند، اما آسیب‌های زیرساختی همچنان پابرجاست. ضرایب قیمتی نیز با نزدیک شدن کنسانتره و گندله به پایین‌ترین سطح تاریخی، شرایط جدیدی را برای شرکت‌ها ایجاد کرده است. با این حال، دخالت‌های مکرر سیاستگذار در بورس کالا و تغییر ضرایب، ابهامات زیادی را در آینده این صنعت ایجاد کرده است. گزارش‌های ماهانه شرکت‌ها و عملکرد بورس کالا در ماه‌های آینده، می‌تواند تصویر روشن‌تری از وضعیت این زنجیره حیاتی ارائه دهد.

پالایشی‌ها در اوج کرک؛ روایت سودهای میلیارد دلاری و ریسک‌های پنهان

 در حالی که کرک اسپرد پالایشی از ۱۰ دلار به ۴۰ دلار رسیده، سودآوری پالایشگاه‌ها جهشی بی‌سابقه داشته است. بر اساس محاسبات، یک پالایشگاه با تولید ۱۴۰ میلیون بشکه در سال، می‌تواند سودی بیش از ۱.۸ میلیارد دلار ثبت کند. اما در سوی دیگر، دولت با بدهی‌های انباشته به پالایشگاه‌ها، به دنبال کاهش این سودآوری از طریق دستورالعمل‌های جدید است. در این گزارش، به بررسی وضعیت پالایشی‌ها، ریسک‌های پیش رو و نقش کرک اسپرد در سودآوری این صنعت می‌پردازیم.

کرک اسپرد؛ موتور سودآوری پالایشی‌ها

کرک اسپرد، تفاوت بین قیمت نفت خام و قیمت فرآورده‌های نفتی مانند بنزین و گازوئیل است. این شاخص، به طور مستقیم بر سودآوری پالایشگاه‌ها تأثیر می‌گذارد. در حال حاضر، کرک اسپرد به دلیل تنش‌های ژئوپلیتیکی، از اعداد زیر ۱۰ دلار به محدوده ۳۰ تا ۴۰ دلار رسیده است. این افزایش، جهشی قابل‌توجه در سودآوری پالایشگاه‌ها ایجاد کرده است. پیش از این، تحلیلگران سود سالانه یک پالایشگاه را حدود ۵۰۰ میلیون دلار برآورد می‌کردند، اما با کرک‌های فعلی، این رقم می‌تواند به ۱.۸ میلیارد دلار برسد. گزارش‌های سه ماهه پالایشی‌ها نیز به دلیل موجودی‌های ارزان، عملکرد خوبی را نشان داده و انتظار می‌رود سودآوری در ۹ ماه آینده نیز ادامه یابد.

ریسک دولت؛ دستورالعمل‌های جدید در راه است

با وجود این سودآوری بالا، یک ریسک جدی پیش روی پالایشی‌ها قرار دارد. دولت که باید بخشی از هزینه‌های پالایشگاه‌ها را پرداخت کند، با بدهی‌های انباشته مواجه است. به دلیل افزایش قیمت‌های جهانی، هزینه‌های دولت نیز افزایش یافته و انگیزه برای کاهش سود پالایشی‌ها از طریق دستورالعمل‌های جدید، بیشتر شده است. در سال‌های گذشته، هر سال حدود دهم تا پانزدهم مرداد، دستورالعمل جدیدی برای پالایشی‌ها ابلاغ می‌شده است. با توجه به شرایط خاص امسال، احتمال تغییر دستورالعمل و کاهش سود پالایشی‌ها وجود دارد. این تغییرات ممکن است شامل افزایش تخفیف‌ها یا تعدیل ضرایب قیمتی باشد.

تخفیف‌ها و تعدیلات؛ دو روی یک سکه

تخفیف‌های پالایشی به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک بخش، مربوط به کیفیت نفت خام است که به دلیل تفاوت در سبکی، سنگینی و میزان سولفور، قیمت آن تعدیل می‌شود. این نوع تخفیف، ریشه در فرمول‌های بین‌المللی دارد و به راحتی قابل حذف نیست. بخش دیگر، تخفیف‌هایی است که دولت به عنوان یک سیاست حمایتی، به پالایشگاه‌ها اعطا می‌کند. این تخفیف‌ها، بیشتر در معرض تغییر هستند. با توجه به سودآوری بالای پالایشی‌ها، دولت ممکن است بخشی از این تخفیف‌ها را کاهش دهد یا تعدیلات جدیدی اعمال کند. اما حتی با این تغییرات، سودآوری پالایشی‌ها همچنان در سطح بالایی باقی خواهد ماند، چرا که کرک‌های فعلی آنقدر بالا هستند که یک تا سه دلار تغییر در تخفیف‌ها، تأثیر چندانی بر سود نهایی نخواهد داشت.

چشم‌انداز پالایشی‌ها؛ جذاب اما با ریسک

با وجود ریسک‌های ذکرشده، پالایشی‌ها همچنان یکی از جذاب‌ترین صنایع بازار هستند. قیمت‌های فعلی این صنعت، به طور کامل پرایس نشده و هنوز پتانسیل رشد وجود دارد. با این حال، ریسک‌های سیستماتیک مانند حملات به زیرساخت‌های انرژی، همچنان بر روی این صنعت سایه انداخته است. همچنین، وابستگی پالایشی‌ها به دولت و تأثیر دستورالعمل‌های جدید بر سودآوری آنها، باید مد نظر سرمایه‌گذاران قرار گیرد.

وضعیت پتروشیمی‌ها؛ بهبود نسبی با ظرفیت‌های محدود

صنعت پتروشیمی نیز تحت تأثیر جنگ و آسیب‌های زیرساختی قرار گرفته است. با این حال، وضعیت این صنعت، بهتر از پیش‌بینی‌های اولیه بوده است. پتروشیمی‌ها با ظرفیت‌های حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد، در حال کار هستند. مناطق ماهشهر و عسلویه، آسیب‌های جدی دیده‌اند، اما برخی شرکت‌ها توانسته‌اند با استفاده از شبکه برق یا نیروگاه‌های یوتیلیتی، تولید خود را ادامه دهند. مشکل اصلی در عسلویه، کمبود بخار است که برخی پتروشیمی‌ها مانند پارس و آریا را با چالش مواجه کرده است. با این حال، ارزش بازار این شرکت‌ها در محدوده ۵۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد دلار قرار دارد که با توجه به آسیب‌های واردشده و پتانسیل بازگشت به ظرفیت کامل، قیمت‌های فعلی می‌تواند فرصت‌های خوبی را برای سرمایه‌گذاری فراهم کند.

پالایشی‌ها و پتروشیمی‌ها در مسیر پرنوسان

صنعت پالایشی با کرک‌های بالا و سودآوری بی‌سابقه، یکی از جذاب‌ترین صنایع بازار است، اما ریسک‌های دولت و دستورالعمل‌های جدید، می‌تواند این سودآوری را تعدیل کند. با این حال، حتی با اعمال تغییرات، سودآوری پالایشی‌ها همچنان در سطح بالایی باقی خواهد ماند. صنعت پتروشیمی نیز با وجود آسیب‌ها، توانسته تولید خود را حفظ کند و ارزش بازار پایین‌تر از ارزش جایگزین، می‌تواند فرصت‌های سرمایه‌گذاری را فراهم آورد. سرمایه‌گذاران باید با در نظر گرفتن ریسک‌ها و پتانسیل‌های هر دو صنعت، تصمیم‌گیری کنند. تنوع‌سازی در سبد سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک، کلید موفقیت در این بازار پرنوسان خواهد بود.

 ستاره پربازده بازار سرمایه با چشم‌اندازی مبهم در پساجنگ

 صنعت سیمان در پنج سال اخیر، با بازدهی ۳۱ درصدی قیمتی و ۱۱ درصدی نقدی، یکی از پربازده‌ترین صنایع بازار سرمایه بوده و در این مدت، دو برابر شاخص کل بازدهی ایجاد کرده است. ورود به بورس کالا، حاشیه سود پایدار ۸ دلاری به ازای هر تن را برای این صنعت به ارمغان آورده و جریان نقد عملیاتی را شفاف و قابل اتکا ساخته است. با این حال، جنگ ۱۲ روزه و رکود پس از آن، صنعت سیمان را نیز تحت تأثیر قرار داده و ابهاماتی در مورد آینده این صنعت ایجاد کرده است. در این گزارش، به بررسی عملکرد تاریخی، وضعیت فعلی و چشم‌انداز صنعت سیمان میپردازیم.

دهه نود؛ رکود و قیمت‌گذاری دستوری

صنعت سیمان در دهه ۸۰، یک دهه طلایی را تجربه کرد. درآمدهای بالای نفتی، پروژههای عمرانی عظیمی مانند مسکن مهر را در کشور تعریف کرد و مصرف سیمان را به اوج رساند. اما از سال ۹۲ به بعد، با پایان یافتن یا کاهش سرعت پروژه مسکن مهر، رکود سنگینی بر صنعت ساخت‌وساز و به تبع آن، صنعت سیمان سایه انداخت. تحریم‌های بین‌المللی، کاهش درآمدهای نفتی و افت قیمت نفت، باعث شد اعتبارات عمرانی کشور کاهش یابد و صنعت سیمان با یک رکود طولانی‌مدت مواجه شود. در این دوره، دولت با قیمت‌گذاری دستوری، سعی کرد فشار رکود را بین کل صنعت پخش کند و دهه ۹۰ به یکی از سخت‌ترین دوره‌های صنعت سیمان تبدیل شد.

بورس کالا؛ تحولی عظیم در صنعت سیمان

از سال ۱۴۰۰، صنعت سیمان وارد بورس کالا شد و این اتفاق، تحولی عظیم در این صنعت ایجاد کرد. فروش در بورس کالا، جریان نقد عملیاتی شرکتهای سیمانی را شفاف و نقد کرد و حاشیه سود قابل اتکایی را برای آنها به ارمغان آورد. بر اساس آمار، این صنعت در پنج سال اخیر، به طور متوسط ۲۰ درصد رشد سودآوری دلاری (بر مبنای دلار آزاد) داشته و یکی از پربازده‌ترین صنایع بازار سرمایه بوده است. میانگین تقسیم سود نقدی در این صنعت حدود ۹۰ درصد بوده و بازدهی نقدی سالانه ۱۱ درصدی را برای سهامداران به همراه داشته است. در مقابل، شاخص کل بازار، بازدهی قیمتی ۲۰ درصدی و بازدهی نقدی ۸ درصدی را تجربه کرده است. این اختلاف ۴۰ تا ۵۰ درصدی، نشان از برتری قابل‌توجه صنعت سیمان نسبت به کل بازار دارد.

واگرایی در عملکرد؛ برندگان و بازندگان

با وجود موفقیت کلی صنعت سیمان، عملکرد شرکتهای مختلف، واگرایی چشمگیری دارد. برخی شرکتها مانند سیمان باقران، بازدهی قیمتی بیش از ۱۰۰۰ درصدی را برای سهامداران خود به ارمغان آورده‌اند، در حالی که برخی دیگر مانند سیمان اصفهان، در پنج سال اخیر، بازدهی قیمتی نزدیک به صفر درصد داشته‌اند  و تنها سود نقدی تقسیم کرده‌اند. هلدینگ های سیمانی نیز بازدهی حدود یک سوم صنعت را داشته‌اند و نمی‌توانند بازدهی مازاد بر شاخص صنعت را برای سرمایه‌گذاران فراهم کنند. از سوی دیگر، نمادهای کوچک سیمانی با نقدشوندگی پایین، گزینه مناسبی برای سرمایه‌گذاری های کلان نیستند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری غیرمستقیم از طریق صندوقهای سرمایه‌گذاری بخشی، میتواند راهکاری مناسب برای بهره‌مندی از بازدهی این صنعت باشد. صندوق سیمان کیان که از ۱۸ مرداد، پذیره‌نویسی میشود، گزینه‌ای برای سرمایه‌گذاری در این صنعت است.

چالشهای پیش رو؛ رکود و افزایش هزینه‌ها 

با وجود عملکرد درخشان تاریخی، صنعت سیمان در سال جاری با چالشهایی مواجه است. جنگ ۱۲ روزه و رکود پس از آن، به ویژه در مرکز کشور، مصرف سیمان را به شدت کاهش داده است. با این حال، بازار تا حدودی خود را با شرایط جنگ وفق داده و انتظار میرود سه فصل باقیمانده سال، نسبت به مدت مشابه سال قبل، وضعیت بهتری داشته باشد. یکی از ابهامات اصلی، تأثیر افزایش هزینه‌ها بر سودآوری دلاری صنعت در سال جاری است. همچنین، سوال اصلی این است که آیا صنعت سیمان با رکود مجدد مواجه خواهد شد یا خیر. تحلیلگران معتقدند که با توجه به تجربه سال گذشته و سیگنالهای کمبود در بازار، تقاضا برای سیمان احتمالاً حفظ خواهد شد، اما همچنان رکود در بخش ساخت‌وساز، میتواند بر این صنعت سایه بیندازد.

 صنعتی با پتانسیل بالا و ریسکهای قابل مدیریت

صنعت سیمان با سابقه درخشان پنج ساله، همچنان یکی از جذابترین صنایع بازار سرمایه محسوب میشود. ورود به بورس کالا، شفافیت و نقدشوندگی را به این صنعت آورده و حاشیه سود پایدار ۸ دلاری، آن را به گزینه‌ای قابل اتکا برای سرمایه‌گذاری تبدیل کرده است. با این حال، واگرایی عملکرد شرکتهای مختلف و کاهش نقدشوندگی برخی نمادها، سرمایه‌گذاری مستقیم را با چالش مواجه کرده است. صندوقهای سرمایه‌گذاری بخشی، راهکاری مناسب برای بهره‌مندی از بازدهی این صنعت، بدون دغدغه نقدشوندگی و انتخاب سهام هستند. با وجود ریسک های رکود و افزایش هزینه‌ها، چشم‌انداز صنعت سیمان برای سال جاری، با توجه به شرایط پساجنگ، همچنان مثبت ارزیابی میشود و میتواند گزینه‌های جذاب برای سرمایه‌گذاران باشد.

 صنعت سیمان در پساجنگ؛ از رکود عبور کردیم یا در باتلاق ماندیم؟

 صنعت سیمان در سال‌های اخیر یکی از پربازده‌ترین صنایع بازار سرمایه بوده، اما جنگ ۱۲ روزه و رکود پس از آن، این صنعت را نیز تحت تأثیر قرار داد. سوال اصلی این است که آیا صنعت سیمان از این رکود عبور کرده است یا همچنان در باتلاق آن گرفتار است؟ در این گزارش، به بررسی وضعیت فعلی صنعت سیمان، چالش‌های پیش رو و نقش صندوق‌های سرمایه‌گذاری در این صنعت می‌پردازیم.

وضعیت تقاضا؛ بهبود نسبی پس از رکود

پس از جنگ ۱۲ روزه، صنعت سیمان با رکود سنگینی مواجه شد. سطح تقاضا در آن دوران به حدود ۱.۶ تا ۱.۸ میلیون تن در هفته رسید، اما در جنگ اخیر، تقاضا در سطح ۲ میلیون تن نیز دیده شده است. این نشان می‌دهد که بازار تا حدودی خود را با شرایط جنگی وفق داده و سطح تقاضا، پایدارتر از دوره‌های قبل شده است.

با این حال، در یک ماه اخیر، تقاضای سیمان در بورس کالا با افت مواجه شد و ارزش معاملات از ۵ همت به ۲.۵ همت در هفته کاهش یافت. یکی از دلایل اصلی این کاهش، حمله سایبری به سه بانک بزرگ کشور بود که باعث اختلال در ثبت تقاضا و بلوکه کردن پول شد. خوشبختانه، این مشکل حل شده و تقاضا به تدریج در حال افزایش است و از سطح ۱.۳ میلیون تن به ۱.۶ میلیون تن در هفته رسیده است.

چالش انرژی؛ مازوت و کرایه حمل

یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت سیمان، هزینه‌های انرژی است. سهم مازوت در شرکت‌های سیمانی به ۸۰ درصد رسیده و هزینه حمل آن، به دلیل سنگینی این ماده، تأثیر زیادی بر بهای تمام‌شده محصولات دارد. این موضوع، واگرایی عملکرد شرکت‌های سیمانی را تشدید کرده است؛ چرا که شرکت‌های نزدیک به کلانشهرها، هزینه حمل کمتری دارند و شرکت‌های دورافتاده، با هزینه‌های بالاتری مواجه هستند.

بحث صادرات نیز تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی شرکت‌ها قرار دارد. شرکت‌های واقع در شرق کشور، به دلیل تحولات افغانستان، فرصت‌های صادراتی بهتری دارند، در حالی که شرکت‌های نزدیک به خلیج فارس، به دلیل تنش‌های منطقه‌ای، با محدودیت مواجه هستند.

قیمت‌گذاری گاز و برق؛ نگرانی یا فرصت؟

افزایش قیمت گاز و برق، یکی از نگرانی‌های سرمایه‌گذاران است. با این حال، صنعت سیمان در پنج سال اخیر، توانسته افزایش هزینه‌های انرژی را به مشتریان منتقل کند و حاشیه سود ۸ دلاری به ازای هر تن را حفظ نماید. این موضوع نشان می‌دهد که صنعت سیمان، قابلیت انعطاف‌پذیری خوبی در برابر افزایش هزینه‌ها دارد و سرمایه‌گذاران نباید نگرانی جدی در این زمینه داشته باشند.

صندوق سیمان کیان؛ راهکاری برای سرمایه‌گذاری غیرمستقیم

با توجه به پیچیدگی‌های صنعت سیمان و واگرایی عملکرد شرکت‌ها، سرمایه‌گذاری غیرمستقیم از طریق صندوق‌های بخشی، گزینه هوشمندانه‌ای محسوب می‌شود. صندوق سیمان کیان، با پشتوانه تیم تحلیلی قوی، امکان بهرهمندی از بازدهی این صنعت را برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند. پذیرهنویسی این صندوق از ۱۸ مرداد آغاز خواهد شد و می‌تواند گزینه مناسبی برای سرمایه‌گذارانی باشد که به دنبال بازدهی مازاد بر شاخص صنعت هستند.

صنعتی با پتانسیل بالا و ریسک‌های قابل مدیریت

صنعت سیمان با وجود چالش‌های انرژی و نوسانات تقاضا، همچنان یکی از صنایع جذاب بازار سرمایه محسوب می‌شود. پایداری حاشیه سود ۸ دلاری، افزایش تدریجی تقاضا و قابلیت انتقال هزینه‌ها به مشتریان، از نقاط قوت این صنعت است. با این حال، سرمایه‌گذاران باید با بررسی دقیق ویژگی‌های هر شرکت، از جمله موقعیت جغرافیایی، هزینه حمل و دسترسی به بازارهای صادراتی، تصمیم‌گیری کنند. صندوق‌های بخشی مانند سیمان کیان، می‌توانند گزینه مناسبی برای کاهش ریسک و بهرهمندی از بازدهی این صنعت باشند.

دیدگاه خود را بنویسید