بسیاری از تحلیلگران معتقدند سیاست خارجی چین بر یک اصل ساده بنا شده است؛ «اول چین». یعنی گسترش تجارت، سرمایهگذاری و نفوذ اقتصادی، بدون آنکه هزینههای سنگین سیاسی و امنیتی یک ابرقدرت را بر دوش بگیرد. اما آیا این رویکرد، برای تبدیل شدن به یک قدرتِ برترِ جهانی، کافی است؟ تجربه نشان داده است که رهبری جهانی، تنها با رشد اقتصادی به دست نمیآید و نیازمندِ پذیرشِ مسئولیتهایِ سیاسی و امنیتی نیز هست.
به گزارش سرمایه فردا، قدرت یک کشور، نه در تعداد ناوهای جنگی یا حجم اقتصادش، بلکه در نوع روابطی است که با جهان برقرار میکند. این روزها، چین بیش از هر زمان دیگری در مرکز چنین بحثی قرار دارد؛ کشوری که نفوذ اقتصادیاش از آسیا تا آفریقا و آمریکای لاتین گسترش یافته، اما همچنان این پرسش مطرح است که آیا پکن به دنبال رهبری جهان است یا صرفاً به دنبال تأمین منافع خود؟
سیاستِ خارجیِ چین، بر اساسِ یک اصلِ کلیدی، طراحی شده است: گسترشِ تجارت، سرمایهگذاری و نفوذِ اقتصادی، بدونِ پذیرشِ هزینههایِ سنگینِ سیاسی و امنیتیِ یک ابرقدرت. پکن، تلاش میکند با کشورهایِ مختلف، همکاری کند، اما کمتر واردِ اتحادهایِ نظامی یا تعهداتِ بلندمدتی میشود که آزادیِ عملِ آن را محدود کند.
این رویکرد، اگرچه انعطافپذیریِ بیشتری را برایِ چین، به ارمغان آورده است، اما چالشهایی را نیز به همراه داشته است. بسیاری از کشورها، چین را به عنوانِ یک شریکِ اقتصادیِ مهم، میشناسند، اما در مسائلِ امنیتی و ژئوپلیتیکی، ترجیح میدهند روابطِ خود را با سایرِ قدرتها نیز حفظ کنند.
نفوذِ اقتصادی در برابرِ نفوذِ سیاسی؛ یک شکافِ عمیق
تجربهی نظامِ بینالملل، نشان داده است که نفوذِ اقتصادی، به خودیِ خود، نمیتواند به نفوذِ سیاسی و راهبردی، تبدیل شود. چین، با وجودِ اینکه دومین اقتصادِ بزرگِ جهان است، هنوز نتوانسته است جایگاهِ خود را به عنوانِ یک رهبرِ جهانی، تثبیت کند. این شکاف، ناشی از عدمِ تمایلِ چین به پذیرشِ مسئولیتهایِ سیاسی و امنیتیِ یک قدرتِ برتر است.
مسئولیتهایی که چین، هنوز نپذیرفته است
ایجادِ اعتماد، پذیرشِ مسئولیت در بحرانها، و پرداختِ هزینه برایِ حفظِ ثباتِ بینالمللی، بخشهایِ جداییناپذیرِ جایگاهِ یک قدرتِ برتر هستند. مسئولیتهایی که چین، تاکنون، تمایلِ چندانی به پذیرشِ کاملِ آنها نشان نداده است. این موضوع، یکی از مهمترینِ موانعِ بر سرِ راهِ تبدیلِ چین به یک رهبرِ جهانی، محسوب میشود.
آیندهی نظمِ جهانی؛ رقابتیِ پیچیده، نه جایگزینیِ ساده
آیندهی نظمِ جهانی، شاید نه با کنارِ رفتنِ یک قدرت و جایگزینیِ قدرتیِ دیگر، بلکه با رقابتیِ پیچیده میانِ بازیگرانی رقم بخورد که هرکدام، تعریفِ متفاوتی از رهبریِ جهان دارند. چین، با رویکردِ «اول چین» خود، یکی از این بازیگران است، اما برایِ تبدیلِ شدن به یک رهبرِ جهانی، باید از انعطافِ اقتصادی، به سمتِ مسئولیتپذیریِ سیاسی، حرکت کند.
جمعبندی؛ چین در مسیرِ رهبری یا انزوایِ اقتصادی؟
چین، در مسیرِ تبدیلِ شدن به یک قدرتِ بزرگِ جهانی، با یک انتخابِ اساسی مواجه است: ادامهی رویکردِ فعلی (نفوذِ اقتصادیِ بدونِ مسئولیتِ سیاسی) یا پذیرشِ نقشِ یک رهبرِ جهانی (با تمامِ هزینهها و تعهداتِ آن). انتخابِ هرکدام از این مسیرها، پیامدهایِ متفاوتی را برایِ چین و نظمِ جهانی، به همراه خواهد داشت. آنچه مسلم است، این است که رهبریِ جهانی، صرفاً با رشدِ اقتصادی، به دست نمیآید و نیازمندِ پذیرشِ مسئولیتهایِ سیاسی و امنیتی نیز هست.


















