با توقف دو غول بیبدیل فولاد کشور، یعنی فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، نه تنها یک میلیارد دلار درآمد صادراتی از دست رفته است، بلکه ایران حالا مجبور شده برای جلوگیری از تعطیلی زنجیره پاییندستی، دست به دامان واردات ۴ میلیارد دلاری ورق فولادی شود. رضا شهرستانی، عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد، هشدار میدهد که مجموع این دو تکان، تراز ارزی کشور را با ناترازی ۵ میلیارد دلاری روبرو کرده است. گزارشی از عمق یک بحران صنعتی که تبعات آن تا سالها گریبانگیر اقتصاد خواهد بود.
به گزارش سرمایه فردا، صنعت فولاد ایران سالهاست به عنوان یکی از ستونهای اصلی اقتصاد غیرنفتی شناخته میشود. اما جنگ اخیر، این ستون را از دو نقطه مرکزی آن لرزانده است. فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، که روی هم رفته حدود ۳۰ درصد از تولید ملی فولاد را بر عهده دارند، به دلایل مختلف از مدار تولید خارج شدهاند. حالا رضا شهرستانی، عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد، با اعداد و ارقامی تکاندهنده از ابعاد این فاجعه پرده برداشته است. به گفته او، این توقف نه تنها صادرات را متوقف میکند، بلکه کشور را مجبور به وارداتی ۴ میلیارد دلاری میکند.
نخستین ضربه، از کانال صادرات وارد میشود. فولاد مبارکه و فولاد خوزستان پیش از بحران، سهم عمدهای از صادرات محصولات فولادی ایران را بر عهده داشتند. محصولاتی مثل اسلب، تختال، ورق گرم، و ورق سرد که مشتریان ثابتی در کشورهای همسایه (عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، و کشورهای حاشیه خلیج فارس) داشتند.
ارقام دقیق (به نقل از رضا شهرستانی): توقف تولید این دو قطب صنعتی، به طور مستقیم باعث از دست رفتن یک میلیارد دلار درآمد صادراتی میشود. این رقم حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میداد. با فرض ادامه توقف به مدت یک سال، کشور ماهانه حدود ۸۳ میلیون دلار و هفتگی بیش از ۲۰ میلیون دلار ارز صادراتی را از دست میدهد.
نقد سود و درصد تغییر: اگر نرخ ارز نیما (نیمایی) را حدود ۴۰,۰۰۰ تومان فرض کنیم، این یک میلیارد دلار معادل ۴۰,۰۰۰ میلیارد تومان (۴۰ هزار میلیارد تومان) درآمد ارزی است که به بودجه کشور واریز نمیشود. این رقم معادل کل بودجه عمرانی برخی استانها در یک سال است.
اما بخش دردناکتر ماجرا، «واردات» است. کشور ما که تا چند ماه پیش یکی از صادرکنندگان بزرگ فولاد در منطقه بود، حالا مجبور شده برای جلوگیری از توقف کامل صنایع پاییندستی، دست به دامان واردات شود.
چرا چارهای جز واردات نیست؟ زنجیره صنایع پاییندستی فولاد (تولیدکنندگان لوله، پروفیل، قطعات خودرو، لوازم خانگی، ساختمانسازی، و…) به شدت به ورقهای فولادی وابسته است. این صنایع روی «ورق گرم» و «ورق سرد» تولیدی فولاد مبارکه و خوزستان حساب باز کرده بودند. با توقف این دو مجتمع، اگر واردات صورت نگیرد، هزاران کارگاه و کارخانه کوچک و بزرگ تعطیل میشوند و میلیونها نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم بیکار میشوند.
بر اساس محاسبات شهرستانی، برای تأمین نیاز داخلی کشور (صنایع پاییندستی، ساختمانسازی، پروژههای عمرانی) به واردات ۴ میلیارد دلاری ورق فولادی نیاز است. این رقم شامل قیمت خود ورق (حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ دلار به ازای هر تن) به علاوه هزینه حمل، بیمه، و عوارض گمرکی است.
این یعنی از یک سو، یک میلیارد دلار درآمد صادراتی از دست رفته است، و از سوی دیگر، ۴ میلیارد دلار باید از منابع ارزی کشور (از محل فروش نفت، پتروشیمی، یا ذخایر) هزینه شود. جمع این دو، یک ناترازی ۵ میلیارد دلاری در تراز ارزی کشور ایجاد میکند.
این رقم معادل ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل ذخایر ارزی کشور (برآوردهای مختلف بین ۲۵ تا ۳۵ میلیارد دلار) است.
در میان این بحران، رضا شهرستانی پیشنهادی غیرمنتظره ارائه میدهد: مسئولیت ثبت سفارش و واردات کل نیاز کشور به فولاد مبارکه واگذار شود.
دلایل این پیشنهاد:
۱. قدرت چانهزنی بالا: فولاد مبارکه به عنوان یک بازیگر بزرگ بینالمللی (با سابقه صادرات به بیش از ۲۰ کشور)، قدرت چانهزنی بالایی در بازارهای جهانی دارد و میتواند قیمت تمامشده واردات را تا ۱۰ تا ۲۰ درصد کاهش دهد.
۲. جلوگیری از رقابت منفی: اگر واردات به دهها تاجر خصوصی سپرده شود، آنها برای جذب ارز و مشتری با یکدیگر رقابت منفی میکنند (بالا بردن قیمت، احتکار، و…). اما یک نهاد واحد میتواند نظم را حفظ کند.
۳. حفظ بدنه کارشناسی: فولاد مبارکه تیمی مجرب در حوزه بازرگانی بینالملل دارد. اگر این تیم در دوران توقف تولید، بیکار بماند، ممکن است جذب رقبا شوند. واگذاری واردات به این شرکت، از «هدررفت بدنه کارشناسی و بازرگانی» جلوگیری میکند.
نقد سود و درصد تغییر در صورت اجرا: اگر فولاد مبارکه بتواند قیمت تمامشده هر تن ورق وارداتی را ۱۵ درصد کاهش دهد (مثلاً از ۷۰۰ دلار به ۵۹۵ دلار)، در واردات ۴ میلیارد دلاری، صرفهجویی حدود ۶۰۰ میلیون دلاری حاصل میشود. همچنین جلوگیری از رقابت منفی میتواند از افزایش قیمتهای دستوری و التهاب بازار جلوگیری کند.
شهرستانی تأکید میکند که بازسازی خطوط تولید فولاد مبارکه و خوزستان یک کار «کوتاهمدت» نیست. برآوردها حاکی از آن است که بازگشت به مدار تولید مانند گذشته، حداقل ۴ تا ۵ سال زمان خواهد برد. دلیل آن، تخریب گسترده در بخشهای حساس مانند کورههای قوس الکتریکی، خطوط نورد، سیستمهای خنککننده، و تابلوهای برق فشار قوی است.
در این فاصله ۴ تا ۵ ساله، چه باید کرد؟
واردات، تنها گزینه باقی میماند. اما اگر واردات به صورت متمرکز و هوشمندانه (با پیشنهاد شهرستانی) انجام شود، میتواند آسیب را به حداقل برساند. همچنین میتوان از این فرصت برای «توسعه خطوط تولید در سایر مجتمعهای فولادی» (مثل فولاد اکسین، فولاد هرمزگان، فولاد کاویان) استفاده کرد.
ابعاد فاجعه در یک نگاه
توقف فولاد مبارکه و فولاد خوزستان را نمیتوان یک «حادثه موقتی» تلقی کرد. این توقف، تراز ارزی کشور را با یک شوک ۵ میلیارد دلاری مواجه کرده است: یک میلیارد دلار کاهش درآمد صادراتی به علاوه ۴ میلیارد دلار افزایش هزینه وارداتی.
پیشنهاد عضو انجمن تولیدکنندگان فولاد (واگذاری مسئولیت واردات به فولاد مبارکه) یک راهکار میانی است که اگر هوشمندانه اجرا شود، میتواند هزینهها را تا ۱۵ درصد کاهش دهد و از هدررفت سرمایه انسانی جلوگیری کند. اما واقعیت تلخ این است: تا بازسازی ۴ تا ۵ ساله این دو غول، صنعت فولاد ایران در «بخش مراقبتهای ویژه» قرار خواهد داشت و اقتصاد کشور باید هزینه سنگین وابستگی به واردات را بپردازد.
تنها امیدواری، توسعه سریعتر سایر قطبهای فولادی (هرمزگان، کاویان، اکسین) و فعالسازی کریدورهای جایگزین برای واردات ارزانتر ورق فولادی است. در غیر این صورت، دامنه این بحران از صنعت فولاد فراتر رفته و پای بسیاری از صنایع پاییندستی را نیز خواهد لیزاند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا