#داغ های خبری
شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵

قتل پدر توسط پسر

قتل پدر توسط پسر

آن روز دوباره حال سیاوش بد بود و بی‌دلیل درگیری راه انداخت. او ‌حین درگیری خسرو را به داخل سرویس بهداشتی هل داد و درحالی‌که یک چکش هم در دستش بود.

به گزارش سرمایه فردا،  اردیبهشت‌ماه سال قبل بود که زن جوانی با مأموران پلیس تماس گرفت و گفت: «پسرخوانده‌ام، شوهرم را در سرویس بهداشتی زندانی کرده و با چکش به جان او افتاده است. کمک‌مان کنید.» با این تماس بلافاصله مأموران راهی خانه این زن واقع در خیابان ولیعصر تهران شدند و زمانی که توانستند پسر جوان را دستگیر کنند؛ پدر او به‌خاطر وارد آمدن ضربات مهلک در حال خیلی بدی قرار داشت و به‌شدت زخمی و خون‌آلود بود.خیلی سریع موضوع به اورژانس گزارش داده شد و امدادگران از راه رسیدند و مرد میانسال به نام خسرو را به بیمارستان منتقل کردند.

اقدامات درمانی برای معالجه خسرو آغاز شد؛ اما شدت آسیب به‌سر بر اثر وارد آمدن ضربات چکش به حدی زیاد بود که او جان خود را از دست داد. به‌این‌ ترتیب یک پرونده جنایی مقابل بازپرس جنایی قرار گرفت و پسر ۴۴ساله خسرو به نام سیاوش به اتهام قتل پدرش بازداشت شد.

اولین تحقیقات

در اولین قدم از بررسی‌های جنایی، همسر خسرو هدف تحقیقات قرار گرفت و به مأموران گفت: «من همسر دوم خسرو هستم و او سال‌ها قبل با مادر سیاوش ازدواج کرده بود. سیاوش یک برادر کوچک‌تر به نام سیامک هم دارد. زمانی که سیاوش فقط ۱۷ سال داشت، پدر و مادرش از همدیگر جدا شدند و او را برای تحصیل به آمریکا فرستادند؛ اما او ناگهان غیبش زد. بعد از مهاجرت سیاوش، خسرو تا مدتی برای او پول می‌فرستاده؛ اما بعداً ارتباط آنها به‌کلی قطع شده بود و تا حدود ۲۵ سال، خسرو هیچ خبری از پسرش نداشت.»

این زن در ادامه گفت: «شوهرم همیشه در‌صدد یافتن ردی از پسرش بود. تا اینکه چند وقت پیش سیاوش با خسرو تماس گرفت و گفت به تهران آمده است و می‌خواهد او را ببیند. خسرو سر از پا نمی‌شناخت و خیلی خوشحال بود؛ اما زمانی که با سیاوش روبه‌رو شد، انگار دنیا روی سرش خراب شد. سیاوش به‌شدت بیمار بود و اختلالات شدید روحی و خلقی داشت. او بی‌جهت شروع به دعوا و دادوفریاد می‌کرد. تا جایی که حتی یک‌بار در جریان درگیری یک گلدان بزرگ و سنگین به سمت سیامک پرتاب کرد که بافاصله خیلی کم از کنار سر او رد شد. اگر به سرش اصابت می‌کرد، مرگ او حتمی بود.»

مادرخوانده سیاوش ادامه داد: «خسرو می‌خواست هرکاری از دستش برمی‌آید برای پسرش انجام دهد و چند بار او را به بیمارستان روانی برد. پزشکان می‌گفتند او مبتلا به اسکیزوفرنی شدید است و باید داروهایش را مرتب مصرف کند. زمانی که با اصرار و کنترل خسرو دارو می‌خورد، حالش کمی بهتر بود؛ اما دوباره دست از مصرف داروها می‌کشید و دوباره روز از نو و روزی از نو!»

روز حادثه

همسر مقتول درباره روز حادثه به مأموران گفت: «آن روز دوباره حال سیاوش بد بود و بی‌دلیل درگیری راه انداخت. او ‌حین درگیری خسرو را به داخل سرویس بهداشتی هل داد و درحالی‌که یک چکش هم در دستش بود خودش هم داخل رفت و در را قفل کرد. من هیچ کاری از دستم برنمی‌آمد و بالاخره سیاوش با ضربات مهلک، پدرش را کشت.» در ادامه مشخص شد که پدر و مادر سیاوش هر دو از اقشار فرهنگی بالای اجتماع بوده و تحصیلات عالیه دارند. آنها به دلیل عدم تفاهم از همدیگر جدا شدند و پسرشان را برای تحصیل به یکی از دانشگاه‌های سیاتل فرستاده بودند.

اعتراف به قتل

بعد از تکمیل تحقیقات ابتدایی، سیاوش هدف بازجویی قرار گرفت و به بازپرس جنایی گفت: «بعد از اینکه به ‌‌آمریکا رفتم، بیماری‌ام شروع شد و هر سال بدتر می‌شد. به همین دلیل نتوانستم درسم را ادامه بدهم و خیلی وقت‌ها کنترل و اراده رفتارم دست خودم نبود. با همه دعوا می‌کردم و درگیری‌های پی‌درپی برایم دردسرساز شده بود.

سال‌ها از خانواده‌ام بی‌خبر بودم و دلم نمی‌خواست از آنها سراغی بگیرم تا اینکه به سرم زد که به ایران برگردم. پدرم متوجه حال بد من شده بود و اصرار می‌کرد در بیمارستان روانی تحت مراقبت قرار بگیرم؛ اما من دلم نمی‌خواست در بیمارستان بمانم. به همین علت با او درگیر شدم. روز حادثه از میان ابزار و وسایل او یک چکش برداشتم و نمی‌دانم چه شد که با آن به پدرم حمله مرگبار کردم.»با دستور قضایی، سلامتی روان متهم تحت بررسی کارشناسان پزشکی قانونی قرار گرفت و آنها تأیید کردند که سیاوش اختلال روحی شدید و بیماری دوقطبی دارد. به‌این‌ترتیب با دستور قضایی در بیمارستان روانی بستری شد و پرونده برای تصمیم‌گیری قضات به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

با اثبات اختلال روانی متهم، او از اشد مجازات معاف شده و تنها ولی دم پرونده یعنی سیامک تقاضای دریافت دیه پدرش از صندوق بیت‌المال را در دادگاه بررسی کرد.در جلسه رسیدگی مادر سیاوش به‌عنوان قیم او و همچنین وکیل متهم، بار دیگر مدارکی که اثبات می‌کند متهم به دلیل ابتلا به نوع شدید بیماری روانی کنترل و اراده‌ای روی رفتارش ندارد به دادگاه ارائه کردند. قضات دادگاه بعد از مشورت رای پرونده را صادر خواهند کرد.

دیدگاهتان را بنویسید