#داغ های خبری
جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵

معمای نفت خاورمیانه؛ از اتهام لابی اعراب و روسیه تا استراتژی واشنگتن 

معمای نفت خاورمیانه؛ از اتهام لابی اعراب و روسیه تا استراتژی واشنگتن 

از دیدگاه سیاستگذاران غربی، مشکلی که با این لابی‌گری ایجاد شده این است که پول نفت حاصل از فروش کشورهای عربی و روسیه، به جای بازگشت به اقتصاد غرب (از طریق سرمایه‌گذاری در صنایع، خرید کالا، و ایجاد اشتغال در آمریکا و اروپا)، صرف پروژه‌های سنگین داخلی در خود این کشورها می‌شود.

به گزارش سرمایه فردا، در پشت پرده تحولات اخیر خاورمیانه، یک روایت اقتصادی کمتر دیده شده اما بسیار مهم در حال شکل‌گیری است. برخی محافل نزدیک به دونالد ترامپ و متحدانش در واشنگتن و لندن به این نتیجه رسیده‌اند که توقف و کاهش تولید نفت در آمریکا و اروپا طی سال‌های گذشته، حاصل یک لابی‌گری گسترده از سوی کشورهای عربی و روسیه بوده است. در این روایت، کشورهای عربی و روسیه با نفوذ بر تصمیم‌گیران غربی و ترویج بهانه‌های زیست‌محیطی (مانند محدودیت‌های کربنی و فشار بر صنایع فسیلی)، موفق شده‌اند تولید نفت در غرب را کاهش دهند و عملاً بازار جهانی نفت را در اختیار بگیرند. نتیجه این لابی‌گری، افزایش قیمت نفت و انباشت ثروت‌های کلان در کشورهای صادرکننده نفت خاورمیانه و روسیه بوده است.

پول نفت کجا می‌رود؟ شکاف رو به افزایش رفاه

از دیدگاه سیاستگذاران غربی، مشکلی که با این لابی‌گری ایجاد شده این است که پول نفت حاصل از فروش کشورهای عربی و روسیه، به جای بازگشت به اقتصاد غرب (از طریق سرمایه‌گذاری در صنایع، خرید کالا، و ایجاد اشتغال در آمریکا و اروپا)، صرف پروژه‌های سنگین داخلی در خود این کشورها می‌شود. عربستان سعودی، امارات، و قطر با این درآمدهای کلان، پروژه‌های عظیم زیرساختی (مانند شهرهای هوشمند، فرودگاه‌های پیشرفته، و مناطق گردشگری لوکس) را اجرا می‌کنند و رفاه عمومی را در کشورهای خود به سطوح بی‌سابقه‌ای رسانده‌اند. از نظر غربی‌ها، این یک معادله باخت-برد است. غرب هزینه‌های افزایش قیمت انرژی را متحمل می‌شود (تورم، رکود، و کاهش قدرت خرید)، اما منافع آن عاید کشورهای نفتی خاورمیانه می‌شود. به عبارت دیگر، پول نفت باید به چرخه اقتصادی غرب بازگردد وگرنه رکود اقتصادی در آمریکا و اروپا تشدید خواهد شد.

استراتژی جدید واشنگتن؛ ناامنی در خاورمیانه برای بازپس‌گیری بازار نفت

بر اساس این تحلیل، برنامه جدید واشنگتن و متحدانش (از جمله اسرائیل) فراتر از مهار ایران است. به نظر می‌رسد هدف اصلی، ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی گسترده در کل خاورمیانه به منظور کاهش تولید نفت در این منطقه است. با کاهش تولید نفت خاورمیانه (به دلیل جنگ، تحریم، و اختلال در زیرساخت‌ها)، بازار جهانی نفت دچار کمبود عرضه می‌شود و قیمت‌ها افزایش می‌یابد. اما این بار، بر خلاف گذشته، غرب قصد دارد با افزایش تولید نفت در مناطق امن خود (دریای شمال اروپا و میادین نفتی آمریکا) این کمبود را جبران کند و سهم بازار از دست رفته را بازپس گیرد.

در این استراتژی، ایران همیشه به عنوان یک بهانه استفاده می‌شود. تشدید تنش‌ها با ایران (و اتهام‌زنی به ایران برای ناامنی منطقه) بهانه لازم برای مداخله نظامی و بی‌ثبات‌سازی بیشتر خاورمیانه را فراهم می‌کند، در حالی که هدف اصلی، تصاحب بازار نفت و بازگرداندن قیمت‌ها به سطحی است که هم برای اقتصاد غرب قابل تحمل باشد و هم تولیدکنندگان غربی (نفت شیل آمریکا و نفت دریای شمال) سودآور باقی بمانند. این یک بازی بزرگتر از صرفاً مهار برنامه هسته‌ای ایران یا تغییر رژیم در تهران است. این بازی، کنترل بازار جهانی نفت و آینده انرژی جهان است. موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید