جنگ اخیر نشان داده تجارت جهانی تا چه اندازه به چند گذرگاه محدود دریایی وابسته است چون صدا میلیون بشکه از چرخه تجارت خارج شد.
رامتین لطیفی: در بازارهای جهانی انرژی، گاهی یک جنگ میتواند بیشتر از دهها نشست اوپک، صدها توافق سیاسی و سالها رقابت اقتصادی اثر بگذارد. اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به چنین نقطهای رسیده است؛ بحرانی که نهتنها صادرات نفت و گاز خاورمیانه را مختل کرده، بلکه بنیانهای نظم انرژی جهان را نیز زیر سؤال برده است.
حتی اگر همین فردا آتشبس کامل برقرار شود و جنگ برای همیشه پایان یابد، باز هم آثار این جنگ از زیرساختهای ویرانشده و خطوط انتقال آسیبدیده گرفته تا بیاعتمادی عمیق بازارها نسبت به امنیت مهمترین گذرگاه نفتی جهان یعنی تنگه هرمز، برای سالها باقی خواهد ماند. امروز دیگر مسئله فقط افزایش قیمت بنزین نیست. بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان انرژی هشدار میدهند که جهان وارد دورهای تازه از ناامنی انرژی، افزایش دائمی هزینه حملونقل و تغییر مسیر سرمایهگذاریهای نفت و گاز شده است؛ دورانی که ممکن است نفت خلیج فارس دیگر هرگز جایگاه سابق خود را بازنیابد.
کریستیان بوگر، استاد امنیت دریایی دانشگاه کپنهاگ، معتقد است آنچه اکنون در خلیج فارس رخ میدهد تنها یک بحران مقطعی نیست، بلکه آغاز «نظم جدید دریایی» در جهان است. او میگوید حتی اگر درگیریها متوقف شوند، نااطمینانی دریایی و سطح بالای ریسک پابرجا خواهد ماند. به باور او، جنگ علیه ایران روندهایی را تشدید کرده که از سالها پیش آغاز شده بودند؛ روندهایی مانند افول هژمونی دریایی آمریکا، گسترش جنگهای نامتقارن، افزایش استفاده از تسلیحات ارزان اما مؤثر مانند پهپادها و موشکهای کوچک و تبدیل زیرساختهای حیاتی دریایی به اهداف جنگی. او هشدار میدهد: «نظم جدید، دیگر شبیه نظم قدیمی نخواهد بود.»
در قلب این بحران، تنگه هرمز قرار دارد؛ باریکهای آبی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. ایران طی ماههای گذشته تلاش کرده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در این گذرگاه راهبردی بهعنوان ابزار فشار استفاده کند؛ اقدامی که باعث شد صادرات نفت کشورهای عربی خلیج فارس بهشدت مختل شود. در واکنش، آمریکا عملا نوعی محاصره متقابل دریایی ایجاد کرد و عبور کشتیهایی را که به بنادر ایران رفتوآمد داشتند یا عوارض عبور پرداخت میکردند محدود ساخت.
حتی دونالد ترامپ از آغاز عملیات نظامی برای اسکورت کشتیها در هرمز خبر داد؛ عملیاتی که به دلیل پیشرفت مذاکرات با تهران و عدم همکاری برخی کشورهای عربی با ترامپ، متوقف شد اما بازارها به آتشبسهای شکننده اعتماد ندارند. هر حمله تازه، هر پهپاد سرنگونشده و هر انفجار در آبهای خلیج فارس کافی است تا قیمت نفت دوباره جهش کند.
بر اساس گزارش انجمن خودروی آمریکا، قیمت بنزین در ایالات متحده از آغاز جنگ حدود ۵۰ درصد افزایش یافته و میانگین قیمت هر گالن بنزین به حدود ۴.۴۸ دلار رسیده است؛ رقمی که فشار سنگینی بر مصرفکنندگان آمریکایی وارد کرده و به یکی از بحرانهای اصلی دولت ترامپ تبدیل شده است. دلیل اصلی این افزایش، سقوط شدید تجارت جهانی نفت خام است.
تحلیلگران میگویند صدها میلیون بشکه نفت عملا از چرخه اقتصاد جهانی خارج شده است. برت اریکسون، کارشناس ژئوپلیتیک و مدیر شرکت «ابسیدین ریسک ادوایزرز»، معتقد است جهان با یک اختلال موقت روبهرو نیست، بلکه با حذف ساختاری بخش عظیمی از انرژی جهانی مواجه شده است. او هشدار میدهد که بیش از ۶۰۰ میلیون بشکه انرژی تاکنون از بازار جهانی حذف شده و احتمال دارد این رقم از یک میلیارد بشکه نیز فراتر برود.
به گفته او، چنین حجمی از اختلال بهسادگی قابل جبران نیست. اریکسون میگوید حمله مستقیم به زیرساختهای انرژی در سراسر خلیج فارس باعث خسارتهایی شده که ترمیم آنها سالها زمان خواهد برد، نه چند هفته. از نگاه او، همین مسئله باعث میشود قیمت انرژی دیگر هرگز به سطح سابق بازنگردد و بازارها وارد یک «کف قیمتی جدید» شوند.
در ماههای اخیر، پالایشگاهها، مخازن سوخت، خطوط لوله و پایانههای صادراتی در کشورهای مختلف خلیج فارس بارها هدف حمله قرار گرفتهاند. این وضعیت نهتنها عرضه نفت خام، بلکه صادرات فرآوردههایی مانند گاز مایع، سوخت جت، دیزل، نفتا و محصولات پتروشیمی را نیز دچار بحران کرده است. بسیاری از کارشناسان میگویند جهان اکنون در حال تجربه بزرگترین شوک نفتی از زمان بحرانهای دهه ۱۹۷۰ است. کارن یانگ، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، معتقد است این بحران ساختار اقتصاد جهانی را تغییر خواهد داد.
به گفته او، دولتها اکنون بیش از هر زمان دیگری به فکر متنوعسازی منابع انرژی، ذخیرهسازی راهبردی و کاهش وابستگی به خلیج فارس افتادهاند. او میگوید کشورها بهدنبال ایجاد زنجیرههای تأمین جایگزین، توسعه تولید داخلی و افزایش ذخایر استراتژیک هستند؛ روندی که ممکن است حتی سیاستهای گذار به انرژی پاک را نیز دستخوش تغییر کند.
اما پیامدها فقط به بازار انرژی محدود نیست. حمله به گذرگاههای دریایی حیاتی، اکنون به بخشی از راهبردهای جنگی تبدیل شده است. کارشناسان یادآوری میکنند که جهان پیشتر نیز نمونهای از این وضعیت را در دریای سرخ مشاهده کرده بود؛ زمانی که نیروهای انصارالله یمن پس از آغاز جنگ غزه، حملات گستردهای علیه کشتیهای تجاری انجام دادند و ترافیک کانال سوئز حدود ۶۶ درصد کاهش یافت. آن بحران باعث شد کشتیها مسیر خود را دور آفریقا تغییر دهند؛ تصمیمی که هزینه حملونقل جهانی را بهشدت افزایش داد. اکنون، با ناامن شدن تنگه هرمز، بسیاری بیم دارند این الگو به بخش دائمی جنگهای آینده تبدیل شود.
اریکسون میگوید جنگ اخیر نشان داده تجارت جهانی تا چه اندازه به چند گذرگاه محدود دریایی وابسته است. او تأکید میکند دیگر نیازی به یک جنگ دریایی گسترده برای فلج کردن اقتصاد جهان نیست؛ چند پهپاد ارزان یا چند موشک دقیق میتوانند کل زنجیره تجارت جهانی را مختل کنند. نتیجه مستقیم این وضعیت، افزایش شدید هزینه بیمه کشتیها، طولانیتر شدن مسیرهای حملونقل و جهش هزینههای عملیاتی است؛ هزینههایی که در نهایت از شرکتها به مصرفکنندگان منتقل میشود.
در واکنش به این بحران، کشورهای عربی خلیج فارس تلاش کردهاند مسیرهای جایگزین صادرات نفت را تقویت کنند. خط لوله شرق ـ غرب عربستان که نفت را از «ابقیق» به بندر «ینبع» در دریای سرخ منتقل میکند، اکنون با ظرفیت کامل حدود هفت میلیون بشکه در روز فعالیت میکند. امارات نیز از خط لوله «حبشان ـ فجیره» برای انتقال نفت بدون عبور از هرمز استفاده میکند.
هشام الغنام، مدیر مرکز پژوهشهای امنیتی دانشگاه عربی نایف، میگوید این خطوط لوله توانستهاند حدود ۴۰درصد صادرات عربستان و امارات را از مسیرهای جایگزین منتقل کنند. با این حال، او هشدار میدهد که این ظرفیت هنوز برای پوشش کامل صادرات منطقه کافی نیست و بسیاری از مسیرهای زمینی نیز در برابر حملات پهپادی آسیبپذیرند.
در کنار بحران انرژی، جنگ اخیر شکافهای سیاسی در شورای همکاری خلیج فارس را نیز عمیقتر کرده است. برای نخستین بار از زمان حمله عراق به کویت در دهه ۱۹۹۰، همه کشورهای عربی خلیج فارس هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند؛ از عربستان و امارات گرفته تا بحرین، کویت و قطر. این وضعیت باعث شده هر کشور مسیر متفاوتی در برابر بحران انتخاب کند.
عربستان و قطر خواهان کاهش تنش و مذاکره با تهران شدهاند، عمان همچنان نقش میانجی را حفظ کرده و امارات رویکردی تهاجمیتر اتخاذ کرده است. تصمیم امارات برای خروج از «اوپک پلاس» یکی از مهمترین نشانههای این شکاف جدید بود؛ اقدامی که میتواند تعادل قدرت در بازار جهانی نفت را تغییر دهد. تحلیلگران میگویند خروج سومین تولیدکننده بزرگ اوپک از این ائتلاف، دست عربستان را در مدیریت بازار تضعیف میکند و در مقابل، نفوذ آمریکا بر بازار انرژی را افزایش میدهد؛ زیرا واشینگتن حالا میتواند بدون عبور از سازوکار رسمی اوپک، از امارات برای افزایش تولید استفاده کند.
برخی کارشناسان حتی معتقدند بحران اخیر ممکن است سرمایهگذاریهای جهانی نفت و گاز را به سمت مناطقی مانند آمریکای جنوبی، آسیا ـ اقیانوسیه و حتی آمریکای شمالی سوق دهد؛ مناطقی که نسبت به خلیج فارس «امنتر» تلقی میشوند. در نهایت، بسیاری از ناظران معتقدند جنگ ایران فقط یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه لحظهای تاریخی در اقتصاد جهانی است. لحظهای که شاید پایان دورهای باشد که جهان میتوانست روی نفت ارزان، مسیرهای امن دریایی و ثبات نسبی خلیج فارس حساب کند. اکنون، بازار انرژی وارد عصری شده که در آن، امنیت دریایی، ژئوپلیتیک و جنگهای نامتقارن بیش از هر زمان دیگری قیمت نفت و آینده اقتصاد جهان را تعیین خواهند کرد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا