خسارت ترامپ به اقتصاد جهانی

خسارت ترامپ به اقتصاد جهانی

جهان حدود ۶۵۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت خود را از دست داده است اما همچنان ترامپ بی توجه به اقتصاد جهانی به سیاست‌های یکجانبه گرایانه ادامه می‌دهد.

به گزارش سرمایه فردا، آمریکا مذاکرات با ایران را به بن‌بست کشانده و همچنان بر زیاده‌خواهی‌های خود اصرار دارد. واشنگتن فکر می‌کند با فشار می‌تواند اقتصاد تهران را به زانو درآورد، درحالی که جهان دیگر طاقت این بازی خطرناک را ندارد. بازار انرژی در آستانه یک شوک بزرگ قرار گرفته و ذخایر استراتژیک کشورها در حال اتمام است. در سوی دیگر میدان، ایران هنوز تمام کارت‌های بازی خود برای بازار انرژی رو نکرده است. بستن تنگه باب‌المندب یکی از همان کارت‌هایی است که می‌تواند معادلات را یک‌باره تغییر دهد.

شبکه الجزیره به تازگی آماری منتشر کرده بر این مبنا که جهان حدود ۶۵۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت خود را از دست داده است. این رقم معادل کل تولید نفت عربستان سعودی در بیش از ۶۰ روز است. عددی که نشان می‌دهد بحران انرژی تنها به قطع جریان نفت از خلیج فارس محدود نیست. کشورهای مصرف‌کننده برای جبران کسری ناشی از تحریم‌های ایران و بسته شدن تنگه هرمز، مجبور شده‌اند به انبارهای ذخیره خود دست بزنند و این انبارها خالی‌تر از همیشه شده‌اند. این میزان کاهش ذخایر، زنگ خطری برای کل اقتصاد جهانی است. یعنی اگر فردا شوک جدیدی به بازار وارد شود، هیچ ذخیره‌ای برای مقابله وجود ندارد و شوک جدید، شاید خیلی نزدیک باشد.

آمریکا با تصور اینکه می‌تواند با فشار حداکثری، ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، غافل از اینکه این فشار به یک بازی باخت-باخت تبدیل شده است. با این سیاست بیش از ایران، اقتصاد جهان  به شدت آسیب دیده است. ذخایر استراتژیک که برای مواقع اضطراری نگهداری می‌شدند، حالا صرف حفظ وضعیت موجود شده‌اند. اگر این روند ادامه پیدا کند، تمام مصرف‌کنندگان انرژی در سراسر جهان تاوان آن را خواهند پرداخت.

‌جنگ اقتصادی تمام عیار شروع شده است

الجزیره در گزارش خود به یک نکته کلیدی اشاره کرده است؛ آنچه در حال رخ دادن است، «دیگر فقط یک جنگ نظامی نیست، بلکه به یک جنگ اقتصادی تبدیل شده است که در آن طرفین با تأثیرگذاری بر قیمت‌ها، آن را کنترل می‌کنند.» این یعنی هر دو طرف دارند از اهرم قیمت برای فشار آوردن به طرف مقابل استفاده می‌کنند. ایران با بستن تنگه هرمز و محدود کردن عرضه، قیمت‌ها را بالا می‌برد.

آمریکا و متحدانش با افزایش تحریم‌ها و تحت فشار قرار دادن خریداران نفت ایران، تلاش می‌کنند عرضه را محدودتر کنند. نتیجه، یک مارپیچ صعودی قیمت است. اگر این جنگ اقتصادی بدون توافق ادامه یابد، ذخایر نفتی ممکن است به سرعت کاهش پیدا کنند و قیمت‌ها به تدریج به سمت سطوح بالاتر و بالاتر سوق داده شوند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که در بدترین سناریو، قیمت نفت می‌تواند به ۱۵۰ دلار در هر بشکه نزدیک شود. رقمی که اقتصاد جهانی را با شوک رکود تورمی مواجه خواهد کرد.

تاکنون دولت ترامپ واقعیت‌های بازار انرژی را نادیده گرفته، درحالی که هر دلاری که قیمت نفت بالا می‌رود، التهاب را در بازارهای جهانی بیشتر می‌کند و هزینه ماجراجویی‌های آمریکا را به دوش همه کشورها می‌اندازد. حتی متحدان آمریکا در اروپا هم از این وضعیت ناراضی هستند، چون قبض انرژی آنها دارد از کنترل خارج می‌شود.

شوک بعدی اقتصاد جهانی 

کمتر کسی به این موضوع توجه کرده، اما شوک بعدی انرژی جهانی نه در سر چاه‌های نفت، بلکه در دروازه فرودگاه‌ها احساس خواهد شد. فوری‌ترین و کمتر گزارش‌شده‌ترین پیامد جنگ با ایران، نه کمبود نفت خام، بلکه کمبود «سوخت جت» است. هم اکنون قیمت سوخت هواپیماها از حدود ۸۵ تا ۹۰ دلار در هر بشکه به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار افزایش یافته است.

در برخی بازارها، قیمت‌ها برای مدت کوتاهی حتی از این سطح هم فراتر رفته‌اند. این یعنی  شرکت‌های هواپیمایی مجبور می‌شوند خطوط کم رونق را تعطیل کنند ‌و هزینه حمل بار هوایی بالا می‌رود و این گرانی به قیمت همه کالاها سرایت می‌کند.  آمریکا شاید فکر کند ضربه به زیرساخت‌های نفتی ایران، فقط تهران را هدف قرار می‌دهد، اما اثرات جانبی آن دامن کل جهان را می‌گیرد.  درواقع هزینه تمام‌شده حمل‌ونقل، تولید و توزیع در سراسر جهان بالا رفته و تورم، در حالی که خودش از کنترل خارج بود، حالا بدتر هم شده است.

‌بستن باب‌المندب و شوک ۱۵۰ دلاری

اما آمریکا تا کجا می‌توان. به محاصره دریایی ادامه دهد؟ ایران هنوز کارت‌های بازی خود را رو نکرده است. تاکنون، تنها تنگه هرمز بسته شده است.  اگر ایران تصمیم بگیرد با کمک یمن «تنگه باب‌المندب» را نیز به روی تردد کشتی‌ها ببندد، معادلات قیمت نفت یک‌باره تغییر خواهد کرد. در حال حاضر، قیمت نفت برای بازار اروپا حدود ۱۹ دلار بیشتر از قیمت پایه است و در محدوده ۱۱۵ دلار نرخ‌گذاری می‌شود. برای بازار آسیا، به دلیل مسافت بیشتر و ریسک‌های اضافی، باید چیزی حدود ۳۰ دلار به نرخ پایه افزوده شود. یعنی در عمل، نفت ۱۳۰ دلاری به دست مشتریان آسیایی می‌رسد. حالا اگر سناریوی بسته شدن باب‌المندب نیز محقق شود، باید منتظر قیمت نفت بالای ۱۵۰ دلار در آینده نزدیک بود.

تنگه باب‌المندب که در جنوب یمن و جیبوتی قرار دارد، از نظر استراتژیک بعد از تنگه هرمز حساس‌ترین مسیر تجاری است. هر روز حدود ۶ تا ۷ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می‌کند. ایران با تکیه بر متحدان خود در یمن (نیروهای انصارالله) می‌تواند این تنگه را ببندد. بستن باب‌المندب، یعنی ضربه زدن به مسیر اصلی نفتکش‌هایی که از خلیج فارس قصد رسیدن به کانال سوئز و اروپا را دارند. اگر این اتفاق بیفتد، قیمت نفت نه ۱۱۵، که ۱۵۰ دلار و شاید بیشتر خواهد شد. این یعنی رکود در اقتصادهای پیشرفته افزایش می‌یابد.

سناریوی خوش‌بینانه در بازار جهانی 

در خوش‌بینانه‌ترین سناریو یعنی توافق بین ایران و آمریکا، قیمت نفت به دوران ارزان پیش از جنگ باز نخواهد گشت.  کشورهای اروپایی بین ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون بشکه ذخایر داشتند که حالا بخش قابل توجهی از آن مصرف شده است. برای پر کردن دوباره این ذخایر، ماه‌ها و شاید سال‌ها زمان و میلیاردها دلار هزینه نیاز است. حتی در عادی‌ترین شرایط که تنگه هرمز باز شود، درگیری‌ها خاتمه یابد و حتی تحریم‌های ایران لغو گردد، بعید است قیمت نفت کمتر از ۸۰ دلار بیاید. به نظر می‌رسد میانگین قیمت نفت در سال ۲۰۲۶، بین ۸۰ تا ۹۰ دلار خواهد بود. یعنی گرانی‌ای که جهان تجربه کرده، ماندگار شده است.

آمریکا با شروع این جنگ، نه تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه هزینه‌های انرژی را برای کل جهان به طور دائم افزایش داده است. صنایع انرژی‌بر اروپایی که از قبل با بحران دست‌وپنجه نرم می‌کردند، حالا با فشار مضاعفی مواجه شده‌اند. کشورهای در حال توسعه نیز که به نفت ارزان وابسته بودند، حالا مجبورند بودجه خود را بازنویسی کنند. برنده این بازی کیست؟ شاید روسیه و کشورهای تولیدکننده نفت که از افزایش قیمت سود می‌برند، اما بازنده اصلی، مردمی هستند که در اروپا و آمریکا هر روز قیمت بنزین، خوراک و بلیت هواپیما را بالاتر می‌بینند.

بنابراین باید به این واقعیت توجه کرد در حالی آمریکا مذاکرات با ایران را به بن‌بست کشانده که جهان  ذخایر نفت خود را از دست داده و دیگر جای مانوری ندارد. قیمت سوخت جت تا ۲۰۰ دلار بالا رفته و صنعت حمل‌ونقل هوایی در آستانه فروپاشی است و با ادامه تنش و بسته شدن تنگه باب‌المندب، شوکی ۱۵۰ دلاری به بازار نفت وارد می‌شود که حتی کشورهای ثروتمند هم نمی‌توانند آن را تحمل کنند. ترامپ باید بداند که در این بازی، هیچ برنده‌ای وجود ندارد. یا صلح، یا فاجعه‌ای که دامنش همه را خواهد گرفت، اما به نظر می‌رسد کاخ سفید هنوز این حقیقت ساده را درک نکرده است. بازی با آتش، همیشه دست آخر، آتش‌سوزی به بار می‌آورد و این بار، شعله‌های آن تمام جهان را فرا خواهد گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید