افزایش شدید هزینه اقامت، خوراک و حملونقل باعث شده سفر تابستانی برای بسیاری از خانوادهها از دسترس خارج شود
بنزین ارزان نیز دیگر نقش تعیینکنندهای در کاهش هزینه نهایی سفرهای خانوادگی ندارد
.
مونا موسوی: در سالهای گذشته، بنزین ارزان همچون یک اهرم تعادل عمل میکرد. با وجود تورم مزمن و افزایش هزینههای مسکن و خوراک، قیمت پایین سوخت اجازه میداد تا بسیاری از خانوادههای دهکهای متوسط و پایین، همچنان سفرهای جادهای را در برنامه خود نگه دارند. سال گذشته یک خودروی معمولی با یک باک پر بنزین سهمیهای که هزینه آن به سختی به دو میلیون تومان میرسید، میتوانست خانوادهای را در یک گردش یک روزه از تهران به کنار دریای خزر برساند و این مزیت نسبی، انگیزه سفر را زنده نگه میداشت. اما تابستان ۱۴۰۵، این آخرین اهرم هم از کار افتاده چون تقریبا همان سفر با خوراک برای خانواده ۴ نفره به حدود ۵ میلیون تومان هزینه نیاز دارد، درحالی که حقوق و دستمزد کارمندان به همان میزان افزایش نیافته است
براساس آمارهای رسمی، تورم نقطهبهنقطه در خرداد ۱۴۰۵ به ۸۸.۶ درصد رسیده و تورم سالانه نیز از مرز ۶۲درصد عبور کرده است. البته تورم مواد غذایی از ۱۳۳ درصد عبور کرده، این یعنی هزینه تأمین سبد یکسانی از کالاها و خدمات نسبت به سال قبل، تقریباً دو برابر و مواد غذایی بیش از دو برابر رشد داشته است و دیگر جایی برای پسانداز باقی نمیگذارد.
هزینه اقامت در شمال به سطحی رسیده که هرگونه برنامهای را بر هم میزند. قیمت یک سوئیت معمولی، شبانه از ۲ میلیون تومان شروع شده و برای گزینههای لوکس تا ۴۰ میلیون تومان هم میرسد. وقتی فقط هزینه اقامت سه شبه یک سوئیت به راحتی ۶ میلیون تومان میشود با در نظر گرفتن هزینه خوراک، مجموع سفر ۲۰ میلیون تومان هزینه میبرد که برای (۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان) حقوق در ماه عملا برنامهریزی برای سفر غیرممکن میشود.
اگر وارد جزئیات افزایش هزینههای سفر شویم لیستی بلند نیاز است، اما برخی هزینههای حاشیهای هم نشانه افزایش هزینه سفر است، برای نمونه عوارض آزادراهی در چند سال گذشته رشد چند برابری داشته است. آزادراه تهران-شمال که در سال ۱۴۰۰ عوارضی حدود ۲۰ هزار تومان داشت، اکنون در برخی مسیرها تا ۱۱۵ هزار تومان افزایش یافته است. هزینه خورد وخوراک نیز در مسیر سفر، برای هر نفر بین ۳۵۰ هزار تومان تا ۲ میلیون تومان برآورد میشود. وقتی مجموع این هزینهها را کنار هم بگذاریم، یک سفر سهروزه برای یک خانواده چهارنفره به راحتی از ۲۰ میلیون تومان عبور میکند.
دهکهای پایین جامعه در مقطع کنونی حتی تأمین هزینههای ضروری زندگی برایشان دشوار است، دیگر نمیتوانند از همین مزیت سوخت ارزان برای برنامهریزی سفر استفاده کنند. درواقع بنزین ارزان، بدون وجود پسانداز برای هزینههای اقامت، خوراک و تفریح، به تنهایی هیچ سفری را ممکن نمیسازد. رویای جادههای شمال، امسال به حسرتی تبدیل شده که حتی سوخت ارزان هم نمیتواند آن را از بنبست خارج کند.
جزئیات هزینه سفر به شمال
پایان بهار و آغاز تابستان در ایران، همواره با بوی دریا و نفسهای خنک جنگلهای شمال گره خورده بود. اما تابستان ۱۴۰۵، حکایت دیگری دارد. حکایتی که در آن، تصویر جادههای پرترافیک چالوس، جای خود را به «سفرههای کوچکتر» شاید «حسرت سفر» داده است. اگر نگاهی به اعداد و ارقام هزینه بیندازیم، متوجه میشویم که تعطیلات تابستانی برای بسیاری، دیگر مثل گذشته نیست. متوسط حقوق یک کارمند یا کارگر در سال ۱۴۰۵، با احتساب حق مسکن و بن کارگری، بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان تخمین زده میشود. حالا با همان پول، یک خانواده متوسط را به شمال بفرستید؛ هزینهها آنقدر بالاست که دیگر جایی برای لذت باقی نمیگذارد.
این هزینهها را در سه بخش اصلی میتوان بررسی کرد که هر کدام به تنهایی، بخش قابلتوجهی از حقوق یک کارگر را میبلعد.
فرض کنید یک خانواده ۴ نفره تصمیم میگیرد با خودروی شخصی راهی سفر شود. هر لیتر بنزین سهمیهای با قیمت حدود ۱۵۰۰ تومان، ارزانترین بخش سفر است. مصرف واقعی خودروهای داخلی در جادهها حدود ۱۰ لیتر در صد کیلومتر است که هزینه بنزین برای یک سفر رفت و برگشت ۵۰۰ کیلومتری حدود ۱۰۰ تومان برآورد میشود. عوارض جادهای نیز که هر سال افزایش یافته، حداقل ۵۰۰ هزار تومان دیگر به هزینهها اضافه میکند. اگر هم قصد استفاده از حملونقل عمومی را داشته باشند، کرایه هر نفر به شمال بین ۳ تا ۵ میلیون تومان است. اما گرانترین بخش مسیر هزینه یک وعده غذا در مسیر است که برای یک خانواده ۴ نفره حدود ۲.۵ تا ۵ میلیون تومان است.
پس از رسیدن به مقصد، نوبت به جستوجوی یک سرپناه میرسد. در تابستان ۱۴۰۵، قیمت ویلاهای شمالی به سطحی رسیده که حتی یک شب اقامت، بسیاری گران است. یک ویلا یا سوئیت معمولی، شبی حداقل ۲ میلیون تومان قیمت دارد و این رقم برای ویلاهای لوکس و نزدیک به ساحل به ۴۰ میلیون تومان نیز میرسد. اگر یک خانواده قصد اقامت ۳ شب را داشته باشد، هزینه اقامت به تنهایی برای سوئیت ۶ و برای ویلا تا ۲۴ میلیون تومان تمام خواهد شد. این یعنی اگر حقوق ماهانه یک کارگر حدود ۳۰ میلیون تومان باشد، فقط سه شب اقامت، بخش بزرگی از حقوق او را پوشش میدهد.
هزینه تفریحات آبی، ورودی جاذبههای گردشگری و خرید سوغات نیز با قیمتهای افسارگسیخته همراه است. در نهایت، یک سفر سه روزه به شمال، با هزینهای بیش از ۲۰ میلیون تومان برای خانوادههای متوسط تمام میشود.
اگرچه کشورهای همسایه مانند ترکیه و ارمنستان با تورهای ارزانقیمت، مشتریان طبقه بالای ایرانی را به خود جلب کردهاند، اما بازار داخلی با رکود سنگین مواجه است. موج کاهش تقاضا برای سفرهای داخلی، نشاندهنده یک واقعیت تلخ و ساختاری در اقتصاد ایران است. افزایش هزینهها در سبد معیشت مردم، فرصتهای ساده تفریحی را از دهکهای پایین و متوسط جامعه گرفته است. درآمدی که برای تأمین نیازهای اولیه زندگی هم کافی نیست، چگونه میتواند پاسخی به برنامه سفر به شمال باشد؟ البته نباید نادیده گرفت همان دهکهای بالا قبلا به جای ارمنستان و ترکیه به اروپا و آمریکا سفر میکردند و این نشان میدهد که هزینهها روی برنامهریزی سفر برای دهکهای بالا نیز تاثیر گذاشته اما با این تفاوت که دهکهای پایین پسانداز ندارند و دهکهای بالا با قیمتهای سرسامآور هتل و بلیت هواپیما مواجه شدهاند.
آمارها نشان میدهد که حجم مسافرتهای نوروزی در سال ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل کاهش داشته که بخشی از آنها به دلیل شرایط جنگی بود و بیش از ۵۵ درصد خانوارهای ایرانی اصلاً نتوانستهاند سفری برنامهریزی کنند. اما در تابستان امسال نشانهای از یک تغییر عمیق در رفتار مصرفی خانوادهها بروز کرده است.
سه راهکار اصلی برای کاهش هزینه
بر اساس بررسیهای میدانی، مسافران برای مدیریت هزینهها، سه تغییر اساسی در سفرهای خود ایجاد کردهاند. به طوری که بسیاری از خانوادهها به جای سفرهای چندروزه، به سفرهای یکروزه یا حداکثر دو شب اقامت اکتفا کردهاند. همچنین به جای سفر به شمال که هزینههای اقامت و خوراک آن به مراتب بالاتر است، بسیاری به مقاصد نزدیکتر و کمهزینهتر روی آوردهاند. در روزهای تعطیل، پارکهای بزرگ تهران بهطور چشمگیری شلوغتر از سالهای قبل بود و این نشان میدهد که بسیاری از مردم به جای سفر، تفریح در شهر خود را انتخاب کردهاند. در نهایت کاهش هزینههای جانبی در سفرهای انجامشده در دستور کار قرار گرفته، یعنی خرید سوغات به شدت کاهش یافته و سفارش غذا از رستورانها با صرفهجویی جدی همراه شده است.
البته نباید نادیده گرفته که یک سفر سهروزه برای خانواده چهارنفره با تور اقتصادی به مقصد شمال، هزینهای کمتر دارد چون برخی از این سفرهای تابستانی به صورت کمپ است که هزینه اقامت ندارد اما هزینههای حملونقل و وسایل کمپ و … نیز وجود دارد که برای افرادی که به خرید وسایل نیاز ندارد و قبلا تجربه داشته این سفرها هزینه کمتری دارد.
به طور کلی وقتی خط فقر سفر در اسفند سال ۱۴۰۴ حدود ۶۰ میلیون تومان برآورد شده و با افزایش هزینهها، این رقم در سال ۱۴۰۵ به مراتب بالاتر رفته باعث شده خیلی از خانوارهای ایرانی توانایی پرداخت هزینههای یک سفر را نداشته باشند. در چنین شرایطی، تنها راهکار برای بسیاری از خانوادهها، سفر داخل شهری و بهکلی انصراف از سفرهای تابستانی بوده است.




















