حراج تهران رکورد شکست
حراج تهران رکورد شکست

حراج تهران با ثبت فروش ۴۶۴ میلیارد تومانی رکورد شکست اما بررسی جزئیات نشان می‌دهد این رکورد بر دوش گروهی محدود از خریداران و چند نام تثبیت‌شده شکل گرفته است.

به گزارش سرمایه فردا، در شبی که بسیاری از شاخص‌های اقتصادی هنوز زیر سایه التهاب، جنگ و نااطمینانی نفس می‌کشیدند، صدای چکش‌های حراج تهران روایت دیگری از اقتصاد ایران نوشت. روایتی که روی کاغذ، از رونق سخن می‌گوید، از فروش ۴۶۴ میلیارد تومانی، رکوردهای تازه و رقابت بر سر آثار هنرمندانی که سال‌هاست به برندهای بازار هنر تبدیل شده‌اند. اما اگر کمی از اعداد فاصله بگیریم، تصویر پیچیده‌تر می‌شود، تصویری که در آن، اقتصاد هنر بیش از آنکه شبیه یک بازار عمومی باشد، به باشگاهی محدود از سرمایه‌های بزرگ شباهت پیدا کرده است.

بیست‌وپنجمین حراج تهران، بیش از هر دوره دیگری، فرصتی برای خواندن وضعیت امروز بازار هنر ایران بود. بازاری که از یک سو توانست بزرگ‌ترین فروش تاریخ خود را ثبت کند و از سوی دیگر، پرسش‌های قدیمی درباره شفافیت، تمرکز سرمایه، نقش واسطه‌ها و نسبت هنر با سرمایه‌گذاری را دوباره به صدر بحث‌ها بازگرداند.شاید مهم‌ترین اتفاق این دوره، رقم ۴۶۴ میلیارد تومان نبود، این واقعیت بود که چنین گردش مالی بزرگی در روزهایی شکل گرفت که بسیاری از بخش‌های اقتصاد فرهنگ با افت مخاطب، کاهش فروش و تردید نسبت به آینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این تضاد، خود به اندازه هر رکوردی ارزش تحلیل دارد.

هنر، پناهگاه تازه سرمایه در روزهای پرالتهاب


اقتصاد در روزهای بحران، رفتارهای متفاوتی از خود نشان می‌دهد. گروهی هزینه‌های فرهنگی را از سبد زندگی حذف می‌کنند و گروهی دیگر، دارایی‌های خود را به سمت کالاهایی می‌برند که کمیاب، معتبر و ماندگار به نظر می‌رسند. به نظر می‌رسد حراج امسال بیش از هر چیز، تصویری از گروه دوم ارائه کرد.ثبت فروش نزدیک به نیم‌هزار میلیارد تومان در شرایطی که فضای عمومی اقتصاد کشور همچنان تحت تاثیر جنگ و نوسان قرار دارد، نشان می‌دهد آثار شاخص هنری برای بخشی از سرمایه‌گذاران، کارکردی فراتر از یک اثر زیباشناسانه پیدا کرده‌اند، اثری که می‌تواند هم اعتبار فرهنگی به همراه داشته باشد و هم ارزش اقتصادی خود را در بلندمدت حفظ کند.

همین نگاه باعث شد نام‌هایی مانند سهراب سپهری، محمد احصایی، پرویز تناولی، آیدین آغداشلو و پرویز کلانتری بار دیگر مرکز توجه باشند. در رأس این فهرست، تابلوی «افق رفیع» سهراب سپهری با بیش از ۴۲میلیارد تومان ایستاد، رقمی که سقف تمام دوره‌های گذشته حراج تهران را جابه‌جا کرد.اما رکورد سپهری فقط یک رکورد قیمتی نبود. این فروش نشان داد که بازار هنر ایران همچنان برای آثار هنرمندان تثبیت‌شده، حاضر است ارقامی پرداخت کند که چند سال پیش حتی تصورشان دشوار بود. در واقع، سپهری این بار بیشتر از آنکه شاعر «صدای پای آب» باشد، به نماد امن‌ترین دارایی بازار هنر ایران تبدیل شد.

رکوردی بزرگ، بازاری کوچک


در نگاه اول، فروش ۹۶ اثر از میان ۱۰۰ اثر عرضه‌شده، تصویری از بازاری پررونق ترسیم می‌کند. اما جزئیات، روایت دیگری دارند.کل این گردش مالی توسط فقط ۳۶ خریدار رقم خورد، یعنی بازاری که نزدیک به نیم‌هزار میلیارد تومان پول در آن جابه‌جا شد، بر دوش جمعیتی بسیار محدود قرار داشت. حتی جالب‌تر اینکه شش اثر، نزدیک به ۴۰ درصد کل فروش حراج را به خود اختصاص دادند. به بیان دیگر، بخش عمده رکورد تاریخی امسال، حاصل رقابت بر سر چند اثر شاخص بود، نه افزایش فراگیر تقاضا در تمام بازار. 


همین مسئله تفاوت مهمی میان «رشد بازار» و «افزایش قیمت چند برند هنری» ایجاد می‌کند. اگر فروش به شکلی متوازن میان طیف گسترده‌ای از هنرمندان توزیع می‌شد، می‌شد از رونق عمومی اقتصاد هنر سخن گفت. اما اکنون، بیشتر سرمایه به سمت نام‌هایی حرکت کرده که سال‌هاست جایگاه خود را در بازار تثبیت کرده‌اند.در همین میان، حضور هشت خریدار تازه نیز نشانه مثبتی برای ورود سرمایه‌های جدید به بازار است، اما هنوز برای آنکه از گسترش واقعی بدنه مجموعه‌داران سخن گفته شود، فاصله زیادی وجود دارد. حلقه خریداران همچنان محدود است و همین محدود بودن، یکی از ویژگی‌های اصلی بازار هنر ایران باقی مانده است.از سوی دیگر، ترکیب آثار نیز در این موفقیت نقش مهمی داشت. ورود نگارگری، خوشنویسی، قالی‌های تصویری و آثار کلاسیک در کنار نقاشی مدرن، سبد متنوع‌تری برای خریداران ساخت و باعث شد دامنه سرمایه‌گذاری گسترده‌تر از دوره‌های پیش باشد؛ اتفاقی که در نهایت به ثبت بزرگ‌ترین فروش تاریخ حراج تهران انجامید.

چهره دیگر حراج، جایی که اعداد سوال می‌سازند


هر حراج بزرگی، همزمان که رکورد تولید می‌کند، ابهام هم می‌آفریند. حراج تهران نیز از این قاعده مستثنا نیست. سال‌هاست یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها، به هویت خریداران بازمی‌گردد، همان مجموعه‌دارانی که میلیاردها تومان برای آثار هنری پرداخت می‌کنند، اما نامشان هرگز منتشر نمی‌شود.حفظ حریم خصوصی خریداران در بازار هنر جهان، امری شناخته‌شده است، با این حال، بسیاری از منتقدان معتقدند شفافیت فقط به معنای اعلام نام خریدار نیست. آنچه محل بحث قرار گرفته، سازوکار قیمت‌گذاری، نسبت فروشندگان با برگزارکنندگان، نقش واسطه‌ها، نحوه ارزش‌گذاری آثار و مسیر گردش سرمایه در بازار هنر است، پرسش‌هایی که هنوز پاسخ روشنی برای آنها ارائه نشده است.
همین ابهام‌ها باعث شده هر دوره حراج، موافقان و منتقدان خود را داشته باشد. گروهی این رویداد را موتور محرک اقتصاد هنر می‌دانند و گروهی دیگر، معتقدند بازار هنر ایران همچنان به شفافیت بیشتری نیاز دارد تا اعتماد عمومی نسبت به آن افزایش پیدا کند.


البته نباید فراموش کرد که بازار هنر ذاتاً بازاری متفاوت از بورس، ارز یا طلاست. ارزش یک اثر، فقط از رنگ، بوم یا امضای هنرمند ساخته نمی‌شود، تاریخ مالکیت، سابقه نمایش، جایگاه هنرمند، کمیاب بودن اثر و حتی روایت پیرامون آن نیز در قیمت نهایی نقش دارند. همین ویژگی، مرز میان ارزش واقعی و ارزش ادراک‌شده را باریک‌تر می‌کند و ضرورت شفافیت را دوچندان. در همین دوره، فروش دو اثر نیز بیش از دیگر آثار نگاه‌ها را به خود جلب کرد، پرتره محمد مصدق اثر علی‌اکبر صنعتی و تابلوی آیت‌الله طالقانی از پروانه اعتمادی.


تابلوی مصدق، روایتی روشن داشت، اثری که در اواخر دهه شصت خلق شده بود و با بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان به فروش رسید. اما تابلوی طالقانی داستان متفاوتی داشت. اثری که پروانه اعتمادی سال ۱۳۵۸ آن را با یادداشتی خطاب به غلامحسین ساعدی به او هدیه کرده بود، این بار با رقابتی جدی و قیمتی فراتر از برآورد اولیه چکش خورد، اتفاقی که دوباره مسیر مالکیت چنین آثار تاریخی و فرهنگی را به موضوعی قابل تامل تبدیل کرد.

مرز باریک میراث و بازار


یکی دیگر از بحث‌های مهم این دوره، حضور آثاری بود که بیش از یک قرن قدمت دارند، از قالی‌های تصویری گرفته تا نمونه‌هایی از خوشنویسی تاریخی. همین موضوع بار دیگر اختلاف نظر میان برگزارکنندگان حراج و برخی مسئولان حوزه میراث فرهنگی را زنده کرد.سال‌هاست دو نگاه متفاوت در این زمینه وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است عرضه آثار تاریخی نیازمند مجوزهای مشخص و نظارت دقیق است و هرگونه ابهام در این فرایند می‌تواند میراث فرهنگی کشور را در معرض آسیب قرار دهد. 


در مقابل، گروه دیگری بر این باورند که خرید و فروش آثاری که سال‌ها در مالکیت خصوصی بوده‌اند، تفاوتی اساسی با خروج غیرقانونی آثار از کشور دارد و برگزاری حراج‌های رسمی، خود می‌تواند به شفاف‌تر شدن معاملات کمک کند. 
فارغ از اینکه کدام دیدگاه به واقعیت نزدیک‌تر است، یک نکته روشن به نظر می‌رسد، بازار هنر ایران برای ادامه رشد خود، بیش از هر زمان دیگری به قواعد روشن، انتشار اطلاعات دقیق و اعتمادسازی نیاز دارد. بازاری که گردش مالی آن به صدها میلیارد تومان رسیده، دیگر نمی‌تواند تنها با اتکا به اعتبار برگزارکنندگان پیش برود.

 چکش آخر، رکوردی که پایان ماجرا نیست


بیست‌وپنجمین حراج تهران را می‌توان موفق‌ترین دوره این رویداد از منظر مالی دانست، شبی که رکوردها یکی پس از دیگری جابه‌جا شدند، سهراب سپهری بار دیگر بر قله بازار ایستاد، آثار کلاسیک و سنتی سهم پررنگی در معاملات پیدا کردند و هنر نشان داد حتی در میانه بحران نیز می‌تواند سرمایه‌های بزرگ را به سوی خود جذب کند.با این حال، اگر از هیجان اعداد فاصله بگیریم، تصویر کامل‌تر می‌شود. این رکورد بیش از آنکه از رونق همه‌جانبه اقتصاد هنر خبر بدهد، قدرت بخش محدودی از بازار را به نمایش گذاشت، بازاری که بر دوش تعداد اندکی خریدار، چند نام تثبیت‌شده و سرمایه‌های کلان استوار است. بیرون از سالن حراج، بسیاری از گالری‌ها، هنرمندان جوان و فعالان هنرهای تجسمی همچنان با همان دغدغه‌های همیشگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از هزینه‌های تولید گرفته تا دشواری فروش و محدود شدن مخاطبان.


حراج تهران امسال یک پیام روشن داشت، هنر در ایران همچنان دارایی ارزشمندی است، اما هنوز راهی طولانی تا تبدیل شدن به بازاری شفاف، گسترده و متوازن پیش رو دارد. شاید بزرگ‌ترین رکورد این دوره، رقم ۴۶۴ میلیارد تومان نبود، این واقعیت بود که در میانه روزگار پرآشوب، تابلوها توانستند کاری را انجام دهند که بسیاری از بازارهای دیگر از انجام آن بازماندند: جذب اعتماد سرمایه. پرسش اصلی اما همچنان پابرجاست: این اعتماد، تا چه اندازه بر بنیانی شفاف و پایدار استوار شده است؟