بورس در صف فروش

قیمت نفت فردا رشد قابل‌توجهی داشته باشد و حتی دلار کمی بالاتر رود، اما تنش موجود حال‌وهوایی خواهد داشت که ممکن است انتظار عملکردی مشابه فروردین برای صندوقها را برآورده نکند.

حسن کاظم‌زاده: بعد از بازگشایی بورس و شکل‌گیری روند صعودی از اواخر اردیبهشت، امروز شاید بدترین روز معاملاتی بود. بورس در قفل صف فروش بسته شد؛ در حالی که ارزش معاملات به‌صورت قابل‌توجهی افت کرده و حدود ۱۱ همت ارزش معاملات خرد ثبت شد، در حالی که حدود ۲۷ همت اوردر فروش روی تابلو باقی ماند و البته تراز منفی حقیقی نیز با ۴.۴ همت عدد قابل‌توجهی نسبت به ارزش معاملات بود. در پایان معاملات نیز ۸۵ درصد از نمادها منفی بودند که این نسبت نیز بعد از بازگشایی تجربه نشده بود. افزایش تنش و ترس از بازگشت محاصره دریایی یا جنگ بیشتر، با احتمال حمله به زیرساخت‌های اقتصادی و همچنین فروپاشی کامل تفاهم‌نامه، عواملی بود که چنین فضای منفی را رقم زد. فراموش نکنیم دو روز بعد از بازگشایی بورس در اواخر اردیبهشت‌ماه، اخبار و جو مثبت درباره تفاهم و مذاکرات باعث شد تا تمایل به خرید در بورس افزایش پیدا کند و اگر قرار باشد جو عوض شود، محتمل است دیدگاه برخی فعالان نسبت به رشد در کوتاه‌مدت عوض شود.

جنگ در جنوب؟!

تفاهم‌نامه در شرف فروپاشی کامل است، تنگه از نظر ایران بسته ولی از نظر آمریکا باز است که البته در عمل بسته است. حملات ایران به اهداف در منطقه و همچنین حملات آمریکا به جنوب ایران ادامه دارد. از بندهای توافق، ظاهراً فقط آتش‌بس لبنان و رفع محاصره دریایی در حال اجرا است که ممکن است ظرف چند روز آینده آن‌ها نیز بشکند. جنگ در جنوب ایران ادامه دارد و شاید در وهله اول به نظر برسد آمریکا همان فرمت فشار قبلی برای باز کردن تنگه را به کار بگیرد؛ یعنی محاصره کند و رفع محاصره را منوط به باز شدن تنگه کند. اما به نظر می‌رسد ایران توانسته در مدت یک ماه اخیر از فرصت استفاده کند و نفت فروخته و کالا وارد کند. به همین دلیل به نظر می‌رسد آمریکا برای باز کردن تنگه سراغ گزینه‌های دیگر برود. اگر از نوشته‌های قبلی به خاطر داشته باشید، دو راهکار دیگر فشار برای باز کردن تنگه، حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران از سوی آمریکا یا حمله به سواحل و جزایر بود. به نظر می‌رسد حملات به زیرساخت‌ها محتمل‌تر باشد و در مقابل نیز ایران به زیرساخت‌های انرژی منطقه حمله کند. نه‌تنها تفاهم در حال فروپاشی است، بلکه حتی ممکن است تنش بسیار شدید نیز شود.

لزوم تخصیص دارایی

واقعیت این است که نمی‌توان با تغییر روند در بازارها، پرتفو را تغییر داد. مثلاً نمی‌توان پرتفویی پر از سهام و اعتبار چید و بلافاصله با منفی شدن جو، پرتفو را نقد کرد یا به طلا منتقل کرد. البته قطعاً برخی از معامله‌گران موفق به فروش می‌شوند، اما قطعاً همه چنین عکس‌العملی را نمی‌توانند نشان دهند. به همین دلیل است که باید تخصیص دارایی انجام داد. هر چقدر هم روند یک دارایی صعودی باشد، حضور با تمام توان در آن دارایی، در چرخش‌ها ما را گیر می‌اندازد.

تکرار فروردین؟

در فروردین و حتی اردیبهشت، صندوق‌های انرژی، نقره و طلا مورد توجه قرار گرفتند و خصوصاً با رشد قیمت نفت و دلار، صندوق‌های انرژی و نقره رشد قابل‌توجهی داشتند. حالا با بازگشت تنش، به رسم عادت فروردین و اردیبهشت، تقاضا برای خرید صندوق‌های انرژی افزایش پیدا کرد. اما جو صندوق‌های نقره متفاوت بود. ممکن است قیمت نفت فردا رشد قابل‌توجهی داشته باشد و حتی دلار کمی بالاتر رود، اما تنش موجود حال‌وهوایی خواهد داشت که ممکن است انتظار عملکردی مشابه فروردین را برآورده نکند.

دیدگاهتان را بنویسید