فرصت‌های ازدست‌رفته کریدور شمال

فرصت‌های ازدست‌رفته کریدور شمال

تشدید ریسک‌های خلیج فارس، ضرورت توسعه کریدور شمال–جنوب را بیش از گذشته برای تجارت و ترانزیت ایران آشکار کرده است.

حامد شایگان: درحالی که تجارت با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، نفس‌های آخر خود را در سایه تنش‌های تنگه هرمز می‌کشد، کریدور شمال-جنوب با ظرفیتی عظیم برای جایگزینی، تجارت کشورهای حاشیه خزر همچنان در پیچ‌وخمِ کم‌توجهی و زیرساخت‌های ناتمام گرفتار است. درست در روزهایی که تنش‌ها، کشتیرانی در خلیج‌فارس را کند کرده، بندر آستارا که می‌توانست حلقه‌ طلایی اتصال جنوب به شمال باشد  با وعده‌ تکمیل در سال ۲۰۲۶، هنوز در میان خاک‌ریزی‌های نیمه‌کاره مانده ‌است.

با وجود توافق آمریکا مسیرهای تجاری جنوب همچنان به ثبات نرسیده و از آنجایی که آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند باید سناریوهای جایگزین را همواره تقویت کرد و از آنجایی که تأثیر جنگ و محاصره‌ دریایی، با ریسک‌های روزافزون دست‌وپنجه نرم می‌کنند، کریدور بین‌المللی شمال-جنوب با ظرفیتی ۷۲۰۰ کیلومتری از روسیه تا هند، می‌تواند نقشی بی‌بدیل در اقتصاد ایران ایفا کند. این مسیر که زمان حمل‌ونقل را از ۳۰ تا ۴۵ روز از طریق کانال سوئز به تنها ۱۰ روز کاهش می‌دهد، به‌ویژه در شرایط تحریم، می‌تواند یک بزرگراهِ نجات برای تجارت ایران باشد.

اما تاکنون آنچه در عمل رخ داده، چیزی جز نادیده‌انگاریِ این فرصت طلایی نبوده است. مهم‌ترین حلقه‌ مفقود تجارت شمال این کریدور و مسیر ریلی رشت-آستارا است؛  در حالی که ایران و روسیه در فوریه‌ ۲۰۲۶ بر سر تکمیل این مسیر به توافق رسیده و وعده‌ ۴۸ ماهه برای ساخت آن داده‌اند، اما در عمل، هنوز این قطعه‌ حیاتی، یک نقطه‌ کور در نقشه‌ ترانزیتی کشور محسوب می‌شود. این یعنی بخش اعظم بار از طریق جاده و با هزینه‌ بسیار بیشتر، از مرز ایران و آذربایجان عبور می‌کند؛ هدر رفتی که در شرایط کمبود ناوگان جاده‌ای و هزینه‌های بالای سوخت، به معنای از دست‌رفتن رقابت‌پذیری کریدور است.

بندر آستارا پروژه‌ای نیمه‌تمام  با وعده‌های کلان

در همین حال، بندر آستارا در مرز ایران و آذربایجان که قرار است یکی از پایه‌های اصلی این کریدور باشد، با وعده‌ ظرفیت سالانه ۳.۵ تا ۴ میلیون تن بار، هنوز در مراحل نهایی ساخت قرار دارد. مقامات آذربایجانی در خرداد ۱۴۰۵ از امضای پروتکل همکاری برای تکمیل این پایانه خبر داده‌اند، این پروژه‌ای استراتژیک  در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶، حدود ۳۴۵ هزار تن بار جابه‌جا کرده که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد رشد داشته است که در مقایسه با ظرفیت عظیم و وعده‌های داده‌شده، ناچیز و ناامیدکننده است.
در سوی دیگر، شاخه‌ شرقی کریدور شمال-جنوب که از مسیر قزاقستان، ترکمنستان و ایران عبور می‌کند، تنها مسیری است که اتصال ریلی کامل دارد. قزاقستان سال‌هاست زیرساخت‌های خود را در این مسیر توسعه داده و در ژوئن ۲۰۲۶، بندرعباس را به عنوان پایگاه لجستیکی خود انتخاب کرده و اخیرا نیز تفاهمنامه توسعه همکاری امضا شده است.

در سال ۲۰۲۵، حمل‌ونقل ریلی میان قزاقستان و ایران ۶۹ درصد رشد کرد و بیش از یک میلیون تن غلات از قزاقستان به ایران صادر شد. اما این مسیر نیز با موانعی مانند کمبود کشتی در دریای خزر، تراز منفی بار و کاهش سطح آب دریا دست‌وپنجه نرم می‌کند. جالب آنکه روسیه که از فوریه‌ ۲۰۲۲ و پس از تحریم‌های غرب، به این مسیر شرقی روی آورده، در سال ۲۰۲۵ بیش از ۷۸ درصد از بار کریدوری خود را از این شاخه عبور داده است؛ در حالی که ایران، با وجود قرار گرفتن در قلب این مسیر، همچنان نظاره‌گر عبور قطارها از کنار خود است.

  کریدور جنوب در محاصره شمال در غفلت

آمارِ ۲.۵ میلیارد دلاری تجارت با همسایگان خزر، هرچند امیدوارکننده است، اما در برابرِ ظرفیت خالی بنادر و وعده‌های محقق‌نشده، قطر‌ه‌ای در دریای نیازهای ترانزیتی کشور است.  این رقم در مقایسه با ۲ میلیارد دلارِ سال ۱۳۹۹، رشد ۲۵ درصدی را نشان می‌دهد که در برابرِ حجم مبادلات ایران با کشورهای حاشیه‌ خلیج‌فارس، همچون قطره‌ای در برابر دریا به نظر می‌رسد و پتانسیل چندین‌برابری شدن دارد.

روسیه با اختلاف قابل‌توجه، بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران در حوزه‌ خزر است و ۶۶ درصد از کل تجارت ایران با منطقه را به خود اختصاص می‌دهد. ایران به روسیه محصولات کشاورزی، صنعتی و پتروشیمی صادر می‌کند و در مقابل، غلات، فلزات و … وارد می‌کند. با این حال، این حجم تجارت، هنوز با هدف ۵ میلیون تن بار در سال از مسیر خزر فاصله‌ای بسیار دارد. برای پر کردن این شکاف، تهران و مسکو بر سر تشکیل کنسرسیوم دریایی مشترک در خزر به توافق رسیده‌اند تا با هماهنگی بنادر و کشتیرانی، این هدف را محقق کنند.

قزاقستان دیگر شریک راهبردی ایران در شمال است. مبادلات دو کشور در  سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۰۰ هزار تن به ارزش ۲۰۰ میلیون دلار رسیده، اما آنچه امید را در دل فعالان اقتصادی زنده می‌کند، هدفگذاری مشترک دو کشور برای رسیدن به ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه است.  در همین راستا قزاقستان که به دنبال دسترسی به آب‌های آزاد از طریق بنادر جنوبی ایران است، در ژوئن ۲۰۲۶ با ایران برای دریافت زمین در بندر شهید رجایی  به توافق رسید. در همین حال، خط آهن چابهار-زاهدان که بیش از ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد، به زودی افتتاح می‌شود که می‌تواند کریدور شرقی را به یک شاهراهِ پررونق تبدیل کند.

نفوذ تجارت استراتژیک در دل روسیه

یکی از نشانه‌های عزم تهران برای نفوذ در کریدور شمال، تلاش برای تصاحب کامل بندر آستاراخان روسیه است.  این بندر که در کرانه‌ دریای خزر قرار دارد، برای ترانزیت غلات، فلزات، چوب و کودهای شیمیایی نقشی حیاتی دارد و یکی از دروازه‌های اصلی کریدور شمال-جنوب محسوب می‌شود. تسلط بر این بندر، به معنای دست‌یابی به یکی از حلقه‌های کلیدی زنجیره‌ ترانزیت منطقه است.

با وجود رشد تجارت، بنادرِ شمالی ایران هنوز از ظرفیتِ واقعی خود فاصله‌ای بسیار دارند. بر اساس اعلام سازمان بنادر، ظرفیت بارگیری و تخلیه‌ بنادر شمالی سالانه ۳۰ میلیون تن است، اما کمتر از یک‌سوم این ظرفیت استفاده می‌شود. این یعنی بیش از ۲۰ میلیون تن ظرفیت خالی در بنادرِ شمالی وجود دارد که با توسعه‌ زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای می‌تواند به موتورِ محرکه‌ تجارت منطقه تبدیل شود. ایران و روسیه هدفگذاری کرده‌اند تا حجم بار عبوری از خزر را در سال‌های آینده به بیش از
۵ میلیون تن برسانند، اما تا وقتی که قطارها به جای ریل، جاده را انتخاب می‌کنند، این ظرفیت، همچنان در خوابِ زمستانی به سر خواهد برد.

ترانزیت انرژی ظرفیتی  که در انتظار شکوفایی است

یکی از ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده‌ تجارت با حوزه‌ خزر، ترانزیت انرژی است. ایران در سال‌های اخیر، با امضای قرارداد سوآپِ گاز ترکمنستان به آذربایجان از طریق خاک خود، گام بلندی در این مسیر برداشته است. ظرفیت ایران برای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه، با توجه به موقعیت جغرافیایی و زیرساخت‌های موجود، می‌تواند درآمدهای ارزی چشمگیری برای کشور به همراه داشته باشد. با این حال، توسعه‌ این ظرفیت نیازمند سرمایه‌گذاری در خطوط لوله و تأسیسات ذخیره‌سازی است؛ که در سایه‌ تحریم‌ها و بی‌ثباتی اقتصادی، به سختی جذب می‌شود.

ارقام نشان می‌دهند که تجارت ایران با کشورهای حاشیه‌ خزر با وجود رشد قابل‌توجه، هنوز به پای تجارت با کشورهای حاشیه‌ خلیج‌فارس نمی‌رسد. از این رو با سرمایه‌گذاری جدید کریدور شمال می‌تواند به یک «سوپاپ اطمینان» برای اقتصاد ایران تبدیل شود که نه از تنگه‌ هرمز می‌گذرد و نه وابسته به خلیج‌فارس پرتنش است.  اما تحقق این ظرفیت‌ها، در گرو تکمیل حلقه‌های مفقود ریلی، سرمایه‌گذاری در بنادر و کاهش موانع بوروکراتیک است که تا پیش از رفع شدن، کریدور شمال نیز چون خواهر جنوبی خود، اسیرِ وعده‌های بی‌سرانجام خواهد ماند.

دیدگاهتان را بنویسید