متهم ادعا کرد که من قاتل نیستم. شب حادثه پروین را دیدم که با اسلحه به همسرش شلیک کرد و بعد هم کلت را داخل ماشین من انداخت و سوار ماشینش شد و رفت.
به گزارش سرمایه فردا، تابستان دو سال قبل جسد مرد میانسالی به نام هوشنگ در یکی از بوستانهای غرب تهران در حالی که با اصابت گلوله به سرش به قتل رسیده بود کشف شد. به این ترتیب تیم جنایی برای رازگشایی از ماجرا وارد عمل شدند و در ابتدا همسر هوشنگ هدف تحقیقات جنایی قرار گرفت.او به ماموران گفت:«از مدتی قبل مردی حدودا 65 ساله به نام هادی برای من مزاحمت ایجاد میکرد و برای همین با شوهرم درگیری داشتند.من به هادی مظنون هستم.»
به این ترتیب هادی به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد و دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد و گفت: «همسر مقتول قرار بود ۲۰۰ میلیون تومان به من بدهد تا همسرش را بکشم. از چند سال قبل با پروین آشنا شده بودم و او چندین بار درباره اخلاق و رفتارهای تند و خشن همسرش صحبت کرده بود و میگفت حاضر است همه اموالش را بدهد تا از او جدا شود، اما او طلاقش نمیدهد. من هم شوهرش را کشتم و ۲۰ میلیون تومان هم پرداخت کرده است.»
در ادامه تحقیقات و با اینکه متهم اصلی در چند بازجویی دیگر و همینطور در بازسازی صحنه جرم به قتل با جزئیات اعتراف کرده بود در آخرین مرحله اعترافاتش را پس گرفت و مدعی شد: «من قاتل نیستم. شب حادثه پروین را دیدم که با اسلحه به همسرش شلیک کرد و بعد هم کلت را داخل ماشین من انداخت و سوار ماشینش شد و رفت. من هم از ترسم اسلحه را به شهرستان بردم و مخفی کردم.» با تکمیل تحقیقات برای مرد میانسال به اتهام مباشرت در قتل عمدی، شرب خمر و خرید و نگهداری اسلحه غیرمجاز و برای پروین به اتهام معاونت در قتل کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
محاکمه
در ابتدای جلسه اعلام شد پدر و مادر مقتول که خاله و شوهرخاله پروین هستند در دادگاه حاضر نشدند و وکیلشان اعلام کرد که درخواستشان برای قاتل قصاص و برای همدستش اشد مجازات است. سپس دو دختر مقتول به جایگاه رفتند و مدعی شدند مادرشان فریب خورده و گذشت بیقید و شرط خودشان را اعلام کردند.در ادامه متهم اصلی به جایگاه رفت و با رد اتهاماتش گفت: «من نقشی در قتل نداشتم. در آن زمان به مشکل مالی خورده بودم که از پروین پول قرض خواستم و او هم ۲ بار ۱۰ میلیون تومان به حسابم واریز کرد. اسلحه هم مال من نبود بعد از قتل، پروین آن را به داخل ماشینم انداخت و من فقط آن را مخفی کردم.»
پس از آن پروین به جایگاه رفت و گفت: «در ابتدا بگویم که هیچکدام از ما قصدمان کشتن همسرم نبود. من زندگی خوبی با همسرم داشتم و ۳۷ سال باهم زندگی کرده بودیم. من در کار فروش لباس بودم و همسر متهم مشتریام بود. از آن طریق با او آشنا شدم، اما مدتی بعد همسرش فوت کرد و من هم کارم را عوض کردم و پرستار خانگی شدم. متهم همیشه به درمانگاه میآمد و درخواست تزریق آمپول تقویتی میکرد تا اینکه یک شب با اصرار من را سوار ماشینش کرد تا حرف بزند. از من خواست از همسرم جدا شوم و با او ازدواج کنم. من قبول نکردم و گفتم همسرم را دوست دارم و نمیتوانم از او جدا شوم.
وقتی میخواست به زور آزارم دهد فرار کردم ولی گوشی تلفنم در خودرواش جا ماند و به عکسها و فیلمهای خصوصیام دسترسی پیدا کرد. او تهدید میکرد اگر به خواستهاش تن ندهم آنها را برای شوهرم میفرستد. بعد از آن دیگر مدام مزاحم من میشد و من هم از ترس اینکه شوهرم بفهمد سکوت میکردم تا اینکه زن دیگری گرفت و مدتی دست از سرم برداشت، اما چند ماه بعد او را طلاق داد و دوباره به سراغ من آمد و تهدیدهایش شروع شد.»
پروین افزود: «شب حادثه من باید برای سرم تراپی به خانه بیماری میرفتم که متوجه شدم متهم جلوی خانه ما ایستاده. با تهدید مرا سوار خودرو کرد. در همان زمان شوهرم رسید و با دیدن من در آن وضعیت پرسید اینجا چه میکنی؟ از ترسم گفتم آمدم به این آقا دارو تزریق کنم که عصبانی شد و به من گفت برو خانه تا تکلیفت را روشن کنم بعد هم با متهم درگیر شدند و او هم با اسلحه همسرم را کشت.» در حالی که متهم ردیف اول ادعا کرده بود شاهدی دارد که لحظه شلیک گلوله از سوی پروین را دیده است؛ این فرد برای تحقیقات اظهار شد.از این سو رسیدگی به جلسه تجدید شد.اما فردی که متهم معرفی کرده بود ادعا کرد چیزی از ماجرا نمیداند و تعجب کرد که هادی نام او را برده است.
به این ترتیب متهمان بار دیگر برای اخذ دفاع آخر پای میز محاکمه رفته و همان دفاعیات قبلی را اظهار داشتند. با پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.