سقوط آزاد مس؛ جنگ و تورم، فلز سرخ را در هم شکستند

سقوط آزاد مس؛ جنگ و تورم، فلز سرخ را در هم شکستند

مس امروز قربانی یک طوفان تمام‌عیار است. از یک سو، بن‌بست ژئوپلیتیک در خاورمیانه و سیاست‌های انقباضی فدرال رزرو، انتظارات رشد اقتصادی را نابود کرده و فشار فروش بر کالاهای صنعتی را به حداکثر رسانده است. از سوی دیگر، اقتصاد چین نیز نفس‌های آخر را می‌کشد و موتور محرکه تقاضا را خاموش کرده است.

آزاد کلهر: بازار فلزات این روزها رنگ خون به خود گرفته است. مس که تا همین چند هفته پیش، از ترس کمبود عرضه، رکوردهای تاریخی را یکی پس از دیگری جابه‌جا می‌کرد، حالا در سقوطی آزاد گرفتار شده است. دو دشمن قدرتمند، یکی بن‌بست مذاکرات صلح در خاورمیانه و دیگری تورم سرکش پس از جنگ، دست به دست هم داده‌اند تا فلز سرخ را از اوج به قعر بکشانند. امیدها برای بازگشایی سریع تنگه هرمز و کاهش تنش‌ها نقش بر آب شده و در مقابل، زنگ خطر افزایش نرخ بهره، سرمایه‌گذاران را از بازارهای صنعتی فراری داده است. این گزارش، روایت سقوط یک فلز استراتژیک در تلاطم بحران‌های جهانی.

مس در قفس تورم و نرخ بهره

آخرین داده‌های بازار کامکس نیویورک (تا ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵) نشان می‌دهد که قیمت هر پوند مس به حدود ۶.۲۴ دلار سقوط کرده است. این رقم نسبت به هفته گذشته، کاهشی حدود ۵ درصدی را ثبت کرده و سومین جلسه متوالی نزولی مس را رقم زده است. تحلیلگران علت اصلی این ریزش را «انتظارات تورمی ناشی از جنگ» می‌دانند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در آخرین سخنان خود هشدار داده است که «زمان تهران در حال اتمام است». این جمله به معنای پایان هرگونه امید به توافق قریب‌الوقوع بود. رسانه‌های ایران نیز از بن‌بست کامل در مذاکرات خبر می‌دهند. نتیجه این وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، جهش قیمت نفت و گاز به دلیل بسته بودن تنگه هرمز و در نتیجه، شعله‌ور شدن آتش تورم در سراسر جهان است.

در آمریکا، نرخ تورم به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۲۳ رسیده و بازارهای مالی اکنون با قاطعیت، افزایش دوباره نرخ بهره توسط فدرال رزرو را پیش‌بینی می‌کنند. نرخ بهره بالاتر، دلار را قدرتمند می‌کند و هزینه سرمایه‌گذاری در پروژه‌های صنعتی را به شدت افزایش می‌دهد. نتیجه نهایی، کاهش تقاضای آتی برای مس است؛ چرا که دیگر کسی با دلار گران و وام‌های پرهزینه، به فکر ساخت و ساز یا توسعه صنعتی نیست. مس، قربانی مستقیم سیاست پولی انقباضی شده است.

مازاد عرضه در برابر کسری؛ جنگ آمارها

در حالی که قیمت مس در سقوط آزاد است، داده‌های بنیادین بازار، داستان دیگری را روایت می‌کنند. گروه بین‌المللی مطالعه مس (ICSG) در جدیدترین گزارش خود (آوریل ۲۰۲۶) پیش‌بینی کرده است که بازار جهانی مس تصفیه شده در سال جاری با مازاد ۹۶ هزار تنی مواجه شود. این پیش‌بینی بر اساس کاهش رشد تقاضا و افزایش تولید قراضه است.

اما در آن سوی میدان، بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ و شرکت‌های تجاری کالا، سناریوی کاملاً متفاوتی دارند. مرکوریای انرژی‌گروپ به سرمایه‌گذاران هشدار داده است که «رقابت شدید جهانی برای کاتد مس» می‌تواند قیمت‌ها را در سه ماهه سوم سال دوباره به اوج تاریخی بازگرداند. به باور آنها، کاهش شدید عیار سنگ‌آهن در معادن بزرگ جهان، یک بحران عرضه است که حداقل دو سال طول می‌کشد تا با پروژه‌های جدید جبران شود.

این تناقض عجیب نشان می‌دهد که «واقعیت» بازار مس این روزها بیش از هر چیز به «چشم‌انداز سیاسی» گره خورده است. اگر تنگه هرمز باز شود و قیمت انرژی فروکش کند، تورم مهار می‌شود و فدرال رزرو مجبور به افزایش نرخ بهره نخواهد بود. در آن سناریو، تقاضای صنعتی جان می‌گیرد و مس به سرعت جایگاه از دست رفته را بازمی‌یابد. اما اگر جنگ ادامه یابد و نرخ بهره باز هم بالا رود، حتی کمبود فیزیکی مس هم نمی‌تواند قیمت را نجات دهد. چرا که هزینه پول (نرخ بهره) و قدرت خرید (تورم) دو مؤلفه اصلی معادله را به کلی از هم پاشیده‌اند.

چین؛ موتور لنگ و احتیاط‌آمیز

دومین عامل فشار بر قیمت مس، نفس‌های گرفته اقتصاد چین است. داده‌های تازه منتشر شده از فروش خرده‌فروشی، تولیدات صنعتی و سرمایه‌گذاری ثابت در این کشور، همگی ضعیف‌تر از حد انتظار بوده‌اند. چین به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده مس جهان، هر عطسه‌اش، کل بازار را به لرزه درمی‌آورد.

اگرچه ICSG پیش‌بینی کرده که تقاضای مس چین در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۹ درصد رشد کند، اما این رشد یک سویه است. تقاضای جدید عمدتاً از سوی بخش‌های دولتی و مرتبط با انرژی سبز (شبکه‌های برق، خودروهای برقی و زیرساخت‌های هوش مصنوعی) تأمین می‌شود. بخش ساختمان که محرک سنتی و حیاتی تقاضای مس است، همچنان در رکود و کما به سر می‌برد. کاهش سرمایه‌گذاری ثابت در چین، یک سیگنال بسیار نگران‌کننده برای فلزات صنعتی است. یعنی خبری از پروژه‌های جدید عمرانی و ساختمانی نیست و این یعنی تقاضای مس در حال تغییر ماهیت دادن است.

مس امروز قربانی یک طوفان تمام‌عیار است. از یک سو، بن‌بست ژئوپلیتیک در خاورمیانه و سیاست‌های انقباضی فدرال رزرو، انتظارات رشد اقتصادی را نابود کرده و فشار فروش بر کالاهای صنعتی را به حداکثر رسانده است. از سوی دیگر، اقتصاد چین نیز نفس‌های آخر را می‌کشد و موتور محرکه تقاضا را خاموش کرده است. در کوتاه‌مدت تا میان‌مدت، مسیر قیمت مس به شدت تابع دو متغیر است: خبر مذاکرات هسته‌ای و سیگنال جدید از فدرال رزرو درباره نرخ بهره. هرگونه خبر مثبت از صلح، می‌تواند یک جهش اصلاحی سریع ایجاد کند. اما برای تغییر روند نزولی فعلی به یک صعود پایدار، نیاز به شواهدی از کاهش تورم و توقف افزایش نرخ بهره است. و این شواهد، حداقل تا اواخر تابستان ۲۰۲۶ در دسترس نخواهد بود. مس، در انتظار یک معجزه اقتصادی، در قفس تورم و نرخ بهره زندانی شده است.

دیدگاهتان را بنویسید