دلایل خاموشی‌ها در ۱۴۰۵
دلایل خاموشی‌ها در ۱۴۰۵

خاموشی‌های امروز فقط نتیجه گرمای هوا نیست؛ نتیجه بیش از ۲۰ سال قیمت‌گذاری دستوری، کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری، رشد مصرف، فرسودگی زیرساخت‌ها و عقب‌ماندن توسعه صنعت برق از نیاز واقعی کشور است.

به گزارش سرمایه فردا،  دوباره تابستان شد، مصرف برق به اوج رسید و خاموشی‌ها هم برگشت. خیلی‌ها می‌پرسند مقصر کیست؟ اما واقعیت این است که ناترازی برق، حاصل بیش از دو دهه تصمیمات انباشته است، نه اتفاقی که در یکی دو سال گذشته به وجود آمده باشد.

اگر بخواهیم ریشه ماجرا را پیدا کنیم، باید به اوایل دهه ۸۰ برگردیم. در سال ۱۳۸۳، مجلس هفتم «قانون تثبیت قیمت‌ها» را تصویب کرد؛ قانونی که باعث شد قیمت حامل‌های انرژی، از جمله برق، سال‌ها متناسب با هزینه‌های واقعی تولید و تورم اصلاح نشود.

شاید در نگاه اول برق ارزان خبر خوبی به نظر برسد، اما اقتصاد قواعد خودش را دارد.  فرض کنید یک بطری آب معدنی را به جای ۲۰ هزار تومان، همیشه ۲ هزار تومان بفروشند. چه اتفاقی می‌افتد؟ مردم بیشتر می‌خرند، حتی گاهی بیشتر از نیازشان مصرف می‌کنند. اما تولیدکننده دیگر انگیزه‌ای برای افزایش تولید ندارد، چون سودی نصیبش نمی‌شود. بعد از مدتی با کمبود کالا روبه‌رو می‌شویم.

وقتی قیمت برق برای سال‌ها بسیار پایین‌تر از هزینه واقعی تولید باشد، مصرف دائماً افزایش پیدا می‌کند. کولرهای پرمصرف تعویض نمی‌شوند، ساختمان‌ها عایق استاندارد ندارند، تجهیزات کم‌بازده سال‌ها استفاده می‌شوند و انگیزه صرفه‌جویی کاهش پیدا می‌کند، چون هزینه برق برای مصرف‌کننده پایین است.

اما طرف دیگر ماجرا مهم‌تر است؛ عرضه چقدر است؟ ساخت یک نیروگاه چند هزار میلیارد تومان سرمایه می‌خواهد. سرمایه‌گذار قبل از هر چیز یک سؤال می‌پرسد:«چند سال طول می‌کشد سرمایه‌ام برگردد؟»

اگر پاسخ این باشد که بازگشت سرمایه بسیار طولانی است و سود پروژه از تورم، نرخ سود بانکی یا حتی بازارهایی مثل طلا، ارز و مسکن کمتر است، طبیعی است که بسیاری از سرمایه‌گذاران ترجیح بدهند پولشان را جای دیگری ببرند. هیچ‌کس میلیاردها تومان سرمایه را در پروژه‌ای قفل نمی‌کند که بازده اقتصادی مناسبی ندارد.

نتیجه این شد که مصرف برق هر سال رشد کرد، اما ساخت نیروگاه، توسعه شبکه انتقال، نوسازی تجهیزات، تبدیل نیروگاه‌های گازی به سیکل ترکیبی و توسعه انرژی‌های خورشیدی و بادی، با همان سرعت جلو نرفت.

درآمد صنعت برق برای توسعه کافی نبود

از طرف دیگر، چون برق با قیمت دستوری فروخته می‌شد، درآمد صنعت برق هم برای توسعه کافی نبود. وقتی درآمد کافی نباشد، پروژه‌های جدید به تعویق می‌افتند، تعمیرات اساسی عقب می‌افتد، شبکه فرسوده می‌شود و سرمایه‌گذاری کمتر و کمتر می‌شود. این یک چرخه معیوب است.

بعد هم هر تابستان، به جای اینکه ریشه مشکل حل شود، ساده‌ترین راه انتخاب شد؛ برق صنایع قطع شد. یعنی کارخانه‌های فولاد، سیمان، مس، آلومینیوم، پتروشیمی و بسیاری از واحدهای تولیدی که ارزش افزوده، اشتغال و صادرات ایجاد می‌کنند، مجبور شدند تولیدشان را کاهش دهند تا برق بخش خانگی تأمین شود. یعنی هزینه سال‌ها کمبود سرمایه‌گذاری را بخش مولد اقتصاد پرداخت کرد.

اقتصاد یک قانون ساده دارد: اگر قیمت یک کالا را سال‌ها پایین نگه دارید، تقاضا بیشتر می‌شود؛ اگر تولیدکننده هم سود کافی نداشته باشد، عرضه رشد نمی‌کند. وقتی تقاضا از عرضه جلو بزند، نتیجه چیزی جز کمبود و ناترازی نیست. بنابراین خاموشی‌های امروز فقط نتیجه گرمای هوا نیست؛ نتیجه بیش از ۲۰ سال قیمت‌گذاری دستوری، کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری، رشد مصرف، فرسودگی زیرساخت‌ها و عقب‌ماندن توسعه صنعت برق از نیاز واقعی کشور است.