اینکه اینستاگرام جای لینکدین را گرفته، تعبیر دقیقی نیست. واقعیت این است که بازار کار تغییر کرده و شبکههای اجتماعی هم خودشان را با آن وفق دادهاند.
به گزارش سرمایه فردا، چند سال پیش اگر یک دانشجوی سال آخر دانشگاه از شما میپرسید «برای پیدا کردن کار از کجا شروع کنم؟»، احتمالا اولین جواب این بود: «برو لینکدین بساز.» حالا اگر همین سوال را از خیلی از بیستسالهها بپرسید، جواب دیگری میشنوید: «پیجت را درست کن.»این «پیج» فقط محل انتشار عکسهای سفر و کافه و تولد نیست. برای بخشی از نسل Z، صفحه اینستاگرام تبدیل شده به ویترین کار، دفتر نمونهکار، کارت ویزیت و حتی محل استخدام. کافی است چند دقیقه میان استوریهای فعالان حوزه طراحی، تبلیغات، برنامهنویسی، کافهداری، برگزاری تور، اجاره لوازم جشن، گروه تولید محتوا و… بچرخید. تقریبا هر روز آگهیهایی میبینید که نه در سایتهای کاریابی منتشر شدهاند و نه در لینکدین: «ادمین میخواهیم»، «تدوینگر پروژهای»، «طراح رابط کاربری»، «عکاس»، «همکاری فریلنسری»،«باریستا» و «پیتزا زن». بسیاری از این همکاریها همانجا شکل میگیرند؛ با یک دایرکت.
بازار کار عوض شده، ابزارش هم عوض شده است
اینکه اینستاگرام جای لینکدین را گرفته، تعبیر دقیقی نیست. واقعیت این است که بازار کار تغییر کرده و شبکههای اجتماعی هم خودشان را با آن وفق دادهاند. وقتی سهم مشاغل پروژهای، دورکاری و فریلنسری هر سال بیشتر میشود، طبیعی است که شیوه پیدا کردن نیرو هم تغییر کند.کارفرمایی که دنبال یک تدوینگر یا طراح گرافیک است، بیشتر از اینکه به فهرست سوابق شغلی علاقه داشته باشد، دوست دارد نمونه کار را ببیند. برایش مهم است بداند این فرد چه سلیقهای دارد، چطور ایدههایش را اجرا میکند و مخاطبانش چه واکنشی به کارهای او نشان میدهند. همه اینها را میشود در چند دقیقه ورق زدن یک صفحه اینستاگرام فهمید؛ کاری که از دل یک رزومه چندصفحهای برنمیآید.
آمار سخن میگوید
این تغییر فقط یک احساس عمومی نیست. پژوهش موسسه Zety که روی بیش از ۹۰۰ نفر از اعضای نسل Z انجام شده، نشان میدهد ۷۶ درصد آنها برای دنبال کردن محتوای شغلی از اینستاگرام استفاده میکنند. تنها ۳۴ درصد گفتهاند لینکدین اولین انتخابشان است.نکته جالبتر اینکه دو سوم پاسخدهندگان ترجیح میدهند ارتباط حرفهای خود را در اینستاگرام شکل بدهند و نزدیک به ۶۴ درصد هم گفتهاند حداقل یک فرصت شغلی یا کارآموزی را از همین شبکه اجتماعی به دست آوردهاند.
جایی که استخدام از استوری شروع میشود
در ایران، این ماجرا حتی پررنگتر است. لینکدین هنوز برای شرکتهای بزرگ، مدیران و بعضی صنایع جایگاه خودش را دارد، اما بازار واقعی استخدام همیشه آنجا نیست. اگر در حوزه رسانه، تبلیغات، فناوری، فروش آنلاین یا تولید محتوا فعالیت کنید، احتمالا بیشتر پیشنهادهای همکاری را در استوریها، کانالهای تلگرامی یا حتی زیر یک پست اینستاگرامی پیدا میکنید.تلگرام هم هنوز یکی از شلوغترین بازارهای استخدام غیررسمی کشور است. دهها کانال تخصصی هر روز فرصتهای کاری منتشر میکنند. فرصتهایی که شاید هیچوقت به سایتهای استخدامی راه پیدا نکنند.
نسلی که خودش را با نمونه کار معرفی میکند
شاید بزرگترین تفاوت نسل Z همین باشد که خودشان را نه با رزومه، بلکه با نمونه کارهای قبلی معرفی میکنند. نسلهای قبل تلاش میکردند سابقه کاری جمع کنند و بعد از چند سال برای خودشان اعتبار بسازند.
اما جوانهای امروز از همان دوران دانشگاه شروع میکنند به ساختن تصویری از خودشان. پروژههایشان را منتشر میکنند، درباره مسیر یادگیریشان مینویسند، از شکستها حرف میزنند و روند پیشرفتشان را جلوی چشم دیگران میگذارند. برای آنها، برند شخصی چیزی نیست که آخر مسیر ساخته شود. این برند، از همان روز اول شکل میگیرد.
دایرکت، جای ایمیل را گرفته است
کارفرما نمونهکار را میبیند، چند دقیقه صفحه را بالا و پایین میکند و اگر خوشش آمد، یک پیام میفرستد.همین. نه فرم استخدامی، نه رزومه پنج صفحهای و نه هفتهها انتظار. البته این مدل بیشتر در مشاغل جدید جواب میدهد؛ همان شغلهایی که اقتصاد دیجیتال آنها را ساخته است. مشاغلی مانند تولید محتوا و طراحی، برنامهنویسی، آموزش آنلاین، بازاریابی دیجیتال و مدیریت شبکههای اجتماعی.



















