نوزاد ۱۴ ماهه از نظر شناختی هنوز قادر به دستکاری عاطفی یا «بهانهجویی» به معنای بزرگسالانه آن نیست. گریه او همیشه به یک نیاز برآوردهنشده است؛ چه نیاز فیزیکی (گرسنگی، خستگی، درد)، چه نیاز عاطفی (امنیت، توجه، آرامش).
به گزارش سرمایه فردا، یکی از رایجترین دغدغههای والدین در ماههای دومین سال زندگی کودک، گریههایی است که به نظر میرسد «بیدلیل» اتفاق میافتند. نوزادی که غذا خورده، خوابش کافی بوده و پوشکش تمیز است، ناگهان بیتاب میشود و آرام نمیگیرد. آیا این گریهها نشانه لوس شدن و بهانهجویی است یا دلایل عمیقتری دارد؟ در این گزارش، به بررسی ریشههای گریه «بیدلیل» در نوزاد ۱۴ ماهه میپردازیم.
در ۱۴ ماهگی، کودک در آستانه جهش رشدی مهمی قرار دارد. او تازه راه افتاده یا در حال تثبیت راه رفتن است، اولین کلمات را بر زبان میآورد و به طرز شگفتانگیزی مستقل شده است. این استقلال طلبی اما با ناتوانی در برقراری ارتباط کامل همراه است. او میخواهد کاری را خودش انجام دهد، اما نمیتواند. میخواهد چیزی را بیان کند، اما واژگانش کافی نیست. این شکاف میان «خواستن» و «توانستن»، سرچشمه اصلی بسیاری از گریههای بهظاهر بیدلیل است. این گریه، بهانهجویی نیست؛ ابراز درماندگی است.
نوزاد ۱۴ ماهه به طور متوسط تنها ۳ تا ۵ کلمه ساده را تلفظ میکند. او هنوز نمیتواند بگوید «گرممه»، «میترسم»، «دلم برایت تنگ شده» یا «این صدا اذیتم میکند». در نتیجه، برای بیان هر نوع ناراحتی، تنها ابزار قدرتمندی که در اختیار دارد، گریه است. گریه، زبان اول و اصلی اوست. وقتی به نظر میرسد «بیدلیل» گریه میکند، احتمالاً دلیلی دارد که نمیتواند با کلمات به شما بگوید. شاید نور آزاردهنده است، شاید صدای یخچال او را میترساند، یا شاید فقط نیاز دارد چند دقیقی در آغوش شما باشد تا احساس امنیت کند.
یکی از شایعترین دلایل گریه «بیدلیل» در این سن، خستگی مفرط و تحریک بیش از حد حسی است. برخلاف باور عمومی، نوزادان ۱۴ ماهه هنوز توانایی تشخیص نشانههای خستگی را ندارند و والدین اغلب زمان خواب را از دست میدهند. وقتی کودک «بیش از حد خسته» میشود، به جای خوابآلودگی، بیقرار و گریان میشود و خوابیدن برایش دشوارتر میگردد. همچنین، محیطهای شلوغ، مهمانیهای طولانی، بازیهای پرتحرک و حتی نور و صدای تلویزیون میتوانند سیستم عصبی ظریف او را بیش از حد تحریک کنند. در چنین شرایطی، تنها واکنش ممکن، گریه است. این گریه، بهانهجویی نیست؛ فریاد خاموش یک سیستم عصبی خسته است.
بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی، دندانهای نیش و آسیاب کوچک (مولر) در حال جوانه زدن هستند. این دندانها نسبت به دندانهای جلویی، دردناکتر هستند و فشار بیشتری به لثه وارد میکنند. درد دندان درآوردن در شبها شدیدتر میشود، به همین دلیل است که نوزادانی که در طول روز آرام هستند، ناگهان در نیمههای شب با گریههای سر داده از خواب بیدار میشوند. این گریه، نشانه نیاز به تسکین فیزیکی است، نه لوس بودن.
اضطراب جدایی که معمولاً در ۸ تا ۹ ماهگی اوج میگیرد، در ۱۴ ماهگی ممکن است دوباره شدت یابد. کودک اکنون درک عمیقتری از وابستگی خود به شما پیدا کرده است. هر بار که از اتاق خارج میشوید، حتی برای چند ثانیه، او احساس رها شدن میکند. این ترس از دست دادن، کاملاً واقعی و طاقتفرسا است. گریه او راهی برای گفتن «نرو، من به تو نیاز دارم» است.
نوزاد ۱۴ ماهه از نظر شناختی هنوز قادر به دستکاری عاطفی یا «بهانهجویی» به معنای بزرگسالانه آن نیست. گریه او همیشه به یک نیاز برآوردهنشده است؛ چه نیاز فیزیکی (گرسنگی، خستگی، درد)، چه نیاز عاطفی (امنیت، توجه، آرامش). پاسخ دادن به این گریهها با آغوش گرم و حضور آرام، نه تنها او را لوس نمیکند، بلکه به او میآموزد که دنیا جای امنی است و همیشه کسی هست که به کمکش بیاید. این اعتماد پایهگذار سلامت روان او در سالهای آینده خواهد بود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا