در روزهایی که اقتصاد ایران در آتش جنگ میسوزد، شاید وقت آن رسیده که نگاهی تازه به رفتارهای اقتصادی خودمان بیندازیم. شاید پاسخ بسیاری از پرسشهای ما، نه در فرمولهای پیچیده، که در درک بهتر خودمان به عنوان انسانهای کژرفتار نهفته باشد.
به گزارش سرمایه فردا، تصور کنید استاد اقتصاد دانشگاه شیکاگو، یکی از معتبرترین مراکز علمی جهان، بیاید و بگوید مدلهای اقتصادی که سالهاست تدریس میکند، نقص دارد. نه یک نقص کوچک و اصلاحی، بلکه یک نقص اساسی: انسانها آنطور که مدلهای اقتصادی فرض میکنند، منطقی و خودخواه و حسابگر نیستند. این جرأت و جسارت را پروفسور ریچارد تیلر داشت. نتیجه این جرأت، کتابی شد به نام «کژرفتاری» که نه تنها جایزه نوبل اقتصاد را برای او به ارمغان آورد، بلکه دریچهای تازه به روی نگاه ما به انسانها و تصمیمهای روزمرهمان گشود. این گزارش نگاهی دارد به این کتاب، داستان شکلگیری اقتصاد رفتاری، و اهمیت آن برای دنیای امروز.
اقتصاد رفتاری، همانطور که از نامش پیداست، تلاش میکند رفتار واقعی انسانها را در تصمیمهای اقتصادی بررسی کند. ممکن است بپرسید مگر اقتصاددانان قبلاً به رفتار انسان توجه نمیکردند؟ پاسخ این است که میکردند، اما از یک زاویه خاص.
اقتصاد سنتی بر پایه این فرض بنا شده که انسانها «عقلانی» هستند. یعنی همیشه بهترین تصمیم را برای خود میگیرند، همه اطلاعات موجود را به درستی پردازش میکنند و هیچگاه از منافع شخصی خود منحرف نمیشوند. اما آیا واقعاً اینطور است؟
ریچارد تیلر سالها پیش، وقتی هنوز دانشجوی دکترا بود، متوجه شد که انسانها مدام از این مدل عقلانی منحرف میشوند. ما وقتی قهوه میخریم، وقتی پول پسانداز میکنیم، وقتی سرمایهگذاری میکنیم، تحت تأثیر احساسات، عادتها، و سوگیریهای شناختی قرار میگیریم. گاهی با وجود اینکه میدانیم چه تصمیمی به نفع ماست، کاری کاملاً متفاوت انجام میدهیم. این همان «کژرفتاری» است؛ همان نقطهای که اقتصاد سنتی از کنارش به سادگی عبور میکرد، اما تیلر آن را مرکز توجه خود قرار داد.
ریچارد تیلر، استاد دانشگاه شیکاگو و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۷، از همان ابتدای کارش یک شورشی آرام بود. شورشی که با لبخند و شوخطبعی، مفروضات پایهای اقتصاد را به چالش میکشید.
کتاب «کژرفتاری» روایت این شورش است. روایتی از دههها تلاش برای اثبات این نکته که انسانها موجودات پیچیدهتری از آن هستند که مدلهای ریاضی بتوانند آنها را در خود جای دهند. تیلر در این کتاب، از زبان اول شخص و با طنزی شیرین، داستان شکلگیری اقتصاد رفتاری را روایت میکند. از روزهایی که همکارانش در دانشگاه به او میخندیدند و مقالاتش را رد میکردند، تا روزی که جایزه نوبل را دریافت کرد.
اما نکته جذاب این است که تیلر هرگز ادعا نمیکند اقتصاد سنتی بیارزش است. او فقط میگوید این مدلها ناقص هستند. انسانها گاهی خطا میکنند، گاهی از منطق فاصله میگیرند، گاهی تحت تأثیر عوامل غیرمنطقی تصمیم میگیرند. اقتصاد رفتاری تلاش میکند این خطاها را بشناسد و آنها را در مدلها بگنجاند.
مترجم کتاب، سید امیرحسین میرابوطالبی، در یادداشت کوتاهی که در ابتدای کتاب آمده، به نکته جالبی اشاره کرده است. او میگوید در ابتدای کتاب، تیلر به خواننده تذکر میدهد: «این کتابی نیست که از یک استاد اقتصاد انتظار دارید.» اما مترجم اضافه میکند: «به خاطر آن که ریچارد تیلر را میشناسیم، دقیقاً همان انتظار را از این کتاب داریم.»
این جمله به خوبی نشان میدهد که تیلر در طول سالها توانسته چهرهای متفاوت از یک استاد اقتصاد بسازد. چهرهای که نه با فرمولهای پیچیده و مدلهای ریاضی، بلکه با داستانهای روزمره و مثالهای عینی، مفاهیم اقتصادی را توضیح میدهد. کتاب کژرفتاری پر است از داستانهایی از جنس زندگی روزمره: چرا مردم حاضرند برای یک قهوه بیشتر پول بدهند؟ چرا وقتی سهام بورس سقوط میکند، همه میفروشند؟ چرا نمیتوانیم برای بازنشستگی پسانداز کنیم؟
تیلر با این مثالها نشان میدهد که اقتصاد، در نهایت، علم رفتار انسان است. و اگر رفتار انسان را نفهمیم، هیچ مدل ریاضی به دردمان نخواهد خورد.
در میانه جنگ و تحریم و تورم، شاید خواندن یک کتاب درباره اقتصاد رفتاری کار لوکس و غیرضروری به نظر برسد. اما واقعیت این است که شاید هیچوقت به اندازه امروز به درک رفتار اقتصادی خودمان نیاز نداشتهایم.
ما در این روزها مدام با تصمیمهای اقتصادی سخت روبرو هستیم: آیا پول خود را در بانک نگه داریم یا تبدیل به دلار کنیم؟ آیا خانه بخریم یا صبر کنیم؟ آیا سرمایهگذاری در بورس منطقی است یا نه؟ این تصمیمها، اگر تحت تأثیر هیجان، ترس و سوگیریهای شناختی گرفته شوند، میتوانند هزینههای سنگینی داشته باشند.
اقتصاد رفتاری به ما یاد میدهد که چطور از این تلهها فرار کنیم. میگوید وقتی همه میترسند و میفروشند، شاید وقت خرید باشد. میگوید وقتی همه خوشبین هستند و میخرند، شاید وقت احتیاط باشد. میگوید ما انسانها در تصمیمهای اقتصادی چندان هم که فکر میکنیم منطقی نیستیم، و اگر این را بپذیریم، شاید بتوانیم تصمیمهای بهتری بگیریم.
ریچارد تیلر در یادداشت کوتاهی که برای ترجمه فارسی کتاب نوشته، گفته: «امیدوارم همان اندازه که من از نوشتن این کتاب لذت بردم، از خواندنش لذت ببرید و دریچهای تازه برای نگاه به انسانها، پیش روی شما بگشاید.»
این شاید بهترین توصیف برای کتاب کژرفتاری باشد. کتابی که نه فقط درباره اقتصاد، که درباره ما انسانهاست. درباره اینکه چرا کارهایی میکنیم که خودمان هم از انجامشان تعجب میکنیم. درباره اینکه چطور میتوانیم با شناخت نقاط ضعف خود، تصمیمهای بهتری بگیریم.
کژرفتاری روایت یک انقلاب آرام در علم اقتصاد است؛ انقلابی که به ما یادآوری میکند پشت هر عدد و رقم اقتصادی، یک انسان با همه پیچیدگیهایش ایستاده است. و تا این انسان را نفهمیم، هیچ مدل اقتصادی نمیتواند جهان را درست پیشبینی کند.
در روزهایی که اقتصاد ایران در آتش جنگ میسوزد، شاید وقت آن رسیده که نگاهی تازه به رفتارهای اقتصادی خودمان بیندازیم. شاید پاسخ بسیاری از پرسشهای ما، نه در فرمولهای پیچیده، که در درک بهتر خودمان به عنوان انسانهای کژرفتار نهفته باشد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا