پیروزی در جنگ روایت‌ها

پیروزی در جنگ روایت‌ها

ایران در میدان قدرت سخت، از موشک و پهپاد تا مدیریت تنگه هرمز، بازیگری قابل‌اعتناست. اما در میدان روایت، همچنان بازنده است. محمد جامعی، کارشناس مسائل راهبردی، هشدار می‌دهد: ضعف رسانه‌ای فقط یک نقص ارتباطی نیست؛ یک خلأ راهبردی است که می‌تواند دستاوردهای نظامی را خنثی کند. از کودتای ۲۸ مرداد تا رخدادهای دی‌ماه، مرجعیت رسانه‌ای از داخل به خارج منتقل شده و طرف مقابل، رسانه را امتداد میدان نبرد می‌داند. حالا سؤال این است: بدون بازسازی مرجعیت، پیروزی در میدان سخت چه ارزشی دارد؟

محمد جامعی: ایران، در سال‌های اخیر نشان داده که در میدان قدرت سخت، بازیگری قابل‌اعتنا و پرافتخار است؛ از توان موشکی و پهپادی تا شبکه پدافندی و جنگ الکترونیک، از تحمیل هزینه به دشمن تا مدیریت گلوگاه‌های راهبردی مانند تنگه هرمز. این سطح از توانمندی، در بسیاری از مقاطع، قدرت‌های بزرگ را وادار به احتیاط و اذعان به توانایی ها و قابلیت های سترگ کرده است. اما در کنار این تصویر، یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد: همین دستاوردها در میدان روایت، آن‌گونه که باید بازتاب نیافته‌اند. قطعاً بخشی از جنگ، جایی بیرون از میدان نظامی در حال جریان است—جایی که ما کمتر آن را جدی گرفته‌ایم.

این ضعف، ریشه‌ای تاریخی دارد. از دهه ۲۰ شمسی، با ورود رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی و رادیو برلین، نقش رسانه در شکل‌دهی افکار عمومی ایران وارد مرحله‌ای تازه شد. در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، این نقش به‌روشنی خود را نشان داد؛ رسانه، دیگر صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نبود، بلکه به بخشی از عملیات سیاسی و امنیتی تبدیل شد.از آن زمان تا امروز، این روند نه‌تنها متوقف نشده، بلکه پیچیده‌تر و گسترده‌تر شده است.

متأسفانه هزینه هایی مانند سقوط دولت مصدق و عقیم ماندن ملی شدن صنعت نفت نیز ما را برای جدی گرفتن رسانه به خود نیاورد. مسئله‌ای که همچنان حل‌نشده باقی مانده، «مرجعیت رسانه‌ای» است. در بسیاری از بزنگاه‌های داخلی در سال‌های اخیر—از جمله رخدادهای دی‌ماه—بخش قابل توجهی از افکار عمومی، روایت خود را از منابعی دریافت کرده که خارج از کشور فعالیت می‌کنند. این یعنی انتقال مرجعیت از داخل به بیرون؛ وضعیتی که در آن، رقابت دیگر بر سر خبر نیست، بلکه بر سر «ادراک» است. وقتی روایت مسلط در خارج شکل می‌گیرد، حتی دستاوردهای میدانی نیز نمی‌توانند آن‌گونه که باید اثر کامل خود را در جامعه بگذارند.

در چنین شرایطی، ضعف رسانه‌ای صرفاً یک نقص ارتباطی نیست؛ یک خلأ راهبردی است. اگر روایت یک رخداد در داخل شکل نگیرد، در بیرون ساخته می‌شود—و در بسیاری از موارد، آن روایت، الزاماً منطبق با واقعیت‌های میدانی نیست. همین شکاف، می‌تواند در بزنگاه‌ها به فاصله ادراکی میان جامعه و حاکمیت منجر شود؛ فاصله‌ای که هزینه‌های آن کمتر از هزینه‌های نظامی نیست.

در این میان، طرف مقابل این معادله را به‌خوبی فهمیده است. رسانه برای او، امتداد میدان نبرد است! نه فقط یک نقش اطلاع رسانی! سرمایه‌گذاری هدفمند، تولید محتوا متناسب با ذائقه مخاطب و حضور فعال در فضای دیجیتال، بخشی از یک راهبرد منسجم او ست. در مقابل و در جبهه خودی با تداوم اتکا به الگوهای قدیمی، کم‌توجهی به تغییرات محیط رسانه‌ای و ناتوانی در ایجاد ارتباط مؤثر با نسل جدید، باعث شده این شکاف عمیق‌تر شود.

قدرت سخت، بدون قدرت روایت، ناقص است. کشوری که می‌تواند در میدان نظامی شگفتی بیافریند، اگر نتواند روایت آن را نیز به‌موقع، دقیق و متناسب با مخاطب منتقل کند، عملاً بخشی از دستاورد خود را واگذار کرده است. مسئله امروز، صرفاً تقویت یک نهاد رسانه‌ای یا افزایش تولید محتوا نیست؛ مسئله، بازسازی «مرجعیت» است—مرجعیتی که مخاطب به آن اعتماد کند، آن را منبع اول دریافت خبر بداند و روایت آن را معتبر تلقی کند.

این بازسازی، نیازمند یک تغییر جدی در رویکردهاست: فاصله گرفتن از الگوهای کهنه، پذیرش تکثر مخاطب، فهم زبان و ذائقه نسل جدید، و حرکت به‌سوی رسانه‌ای که بتواند همزمان دقیق، سریع و قابل اعتماد باشد.

بدون چنین تحولی، هرچقدر هم که در میدان سخت موفق باشیم، در میدان ادراک با چالش مواجه خواهیم شد. واقعیت این است که در جهان امروز، پیروزی تنها در میدان نظامی تعریف نمی‌شود؛ در بسیاری از موارد، این روایت است که تعیین می‌کند چه کسی برنده «به نظر برسد»—و همین «به نظر رسیدن»، خود بخشی از واقعیت قدرت در جهان امروز است.

در همین روزهای اخیر، در میانه بمباران‌ها و تهاجم دشمنان، ناخواسته پرده از بخشی از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی در دهه‌های گذشته کنار رفت؛ دستاوردهایی که شاید سال‌ها در سایه ضعف روایت رسانه‌ای، آن‌گونه که باید دیده و فهمیده نشده بودند.

تازه بسیاری از مردم، چه در داخل و چه در خارج از کشور، شنیدند که ایران امروز یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد جهان است؛ مهندسی و پل‌سازی جهانی در دست اجرا دارد؛ در زمره تولیدکنندگان مهم دارو و واکسن قرار گرفته؛ و در حوزه‌های پیشرفته‌ای چون فناوری‌های نوین، از جمله فعالیت‌های پژوهشی در مراکزی مانند پژوهشکده لیزر و پلاسما، به دستاوردهای قابل توجهی رسیده است. آن هم در شرایطی که این مسیر، نه در فضای عادی، بلکه زیر سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ معاصر طی شده است.

دیدگاهتان را بنویسید