آتشبس چند روز پیش میان ایران و آمریکا، اگرچه نفسها را برای لحظاتی تازه کرد، اما نقضهای پیدرپی آن از سوی آمریکا و اسرائیل، بهویژه حملات مجدد به لبنان، این پرسش را ایجاد کرده است که هدف اصلی از این آتشبس چه بوده و هر یک از طرفین چه نیازی به آن داشتند. ایران به دنبال رسمیت بخشیدن به قدرت خود در منطقه است.
به گزارش سرمایه فردا، بسیاری از من میپرسند درباره لبنان بیشتر توضیح بده. آنچه به ذهنم میرسد را میگویم به شرط آنکه تو هم قول بدهی با سخنانی که از عقل سرد راهبردی میشنوی، آن قلب گرم انقلابیت از حرارتش کم نشود. بمانی و فریاد بزنی «لبنان، لبنان». آتشبس چند روز پیش میان ایران و آمریکا، اگرچه نفسها را برای لحظاتی تازه کرد، اما نقضهای پیدرپی آن از سوی آمریکا و اسرائیل، بهویژه حملات مجدد به لبنان، این پرسش را ایجاد کرده است که هدف اصلی از این آتشبس چه بوده و هر یک از طرفین چه نیازی به آن داشتند. در این گزارش نگاهی میاندازیم به لایههای پنهان این بازی پیچیده و معمایی که هنوز پایان آن مشخص نیست.
نه توییت قالیباف معنایش رها کردن آتشبس بود و نه تهدیدهای سپاه و سید مجید لزوماً همان لحظه اجرایی میشود. بله، ایران و آمریکا قرار بر آتشبس در همه جبههها داشتند، همانطور که پاکستان هم به صراحت گفت. بله، آمریکا و اسرائیل هم زیر قولشان زدند و دبه کردند. اما برای درک درست ماجرا، باید بفهمیم اصل این آتشبس برای چیست و هر طرف چه نیازی به آن دارد.
ایران به این آتشبس نیاز دارد تا یا آمریکا اراده و قدرت ایران را در منطقه رسماً بپذیرد و برود، یا زیر بازی بزند و خرابش کند. اگر آمریکا اراده و قدرت ایران را بپذیرد، ایران یک دستاورد تاریخی و تمدنی را در میدان رسمیت بخشیده و تمام. اگر زیر میز بزند، فایده آن برای ایران چیست؟ مشروعیت برای بالابردن سطح جنگ. چه در داخل و چه در خارج. در داخل، با بالا رفتن شعله آتش، تحمل ضربات دشمن و آسیب دیدن زیرساختها نیاز به منطقی دارد که همه ایران، حتی ضعیفترها را بتواند همراه کند. این یک ضلع مهم نبرد است که ایران توانسته تأمین کند؛ دشوارتر از ضلع میدان نبرد نیست، اما سادهتر هم نیست. در خارج نیز زدن زیرساختهای منطقه و بستن بابالمندب نیاز به مشروعیت بالاتری در جنگ دارد. همه اینها با دبه کردن آمریکا تأمین میشود.
آمریکا اما چرا به آتشبس نیاز دارد؟ او باید با دبه کردنهای موردیاش کاری کند که فشار افکار عمومی بر ایران بیشتر شود تا ایران آتش بگشاید و نتیجه این شود که او بتواند برای حمایت بیشتر از اسرائیل مشروعیت داشته باشد. تا امروز مشروعیت جنگ در سمت ایران بوده است. او باید کاری کند مشروعیت به او برگردد. فشار بر لبنان و سخنان ترامپ و ونس را در همین چارچوب ببینید. ترامپ در داخل زیر فشار است. اگر ضربه ایران در منطقه به زیرساختهای اقتصادی اتفاق بیفتد و قیمت نفت دوباره انفجاری بالا برود، کار برای او سختتر هم خواهد شد. او باید برای خروج آبرومندانه از این مهلکه فکری کند. تلاش او برای آتشبس از سر مصلحتسنجی نیست، بلکه کاملاً مجبور است و در منگنه قرار دارد. مگر اینکه با همین جفتک انداختنهای موردی که نتواند برای ایران مشروعیت خروج بسازد و فقط فشار روی ایران بیاورد، راهی پیدا کند برای منطقی نشان دادن جنگ و کمک بیشتری به اسرائیل کند. اسلحه روی شقیقه اوست و دارد پیش میآید. منتظر کوچکترین خطای ایران است و این آن فتنه بزرگ برای مسئولین ما است؛ باید کاملاً هوشیار باشند و هم مردم را نگه دارند و هم فشار را کم نکنند.
اسرائیل اما از همه بیچارهتر است. رها کردن آمریکا و رسمیت یافتن ایران یعنی محو او. این را او میداند. او به این جنگ مثل هوا نیاز دارد. اما زور آمریکا هم نرسید. چه شود کرد؟ او از طرفی نمیتواند کمترین اشارهای کند که با آمریکا موافق نیست، چون فشار افکار عمومی و نخبگان آمریکا بسیار بالا رفته و قصه «اول اسرائیل» در آمریکا دارد او را خفه میکند. اسرائیل باید تا میتواند ضربههای خود را بزند، دست و پای آخرش را بزند و کمک کند شاید شعله جنگ دوباره بالا بگیرد. چه مشروعیت جنگ با ایران باشد چه آمریکا، اسرائیل محتاج جنگ است. چون جنگ تمام شود، آمریکا میرود و او تنها میماند در حلقه آتش، در حالی که دیگر آمریکا آن کمک بیاندازه را به او نخواهد کرد و این یعنی یک قدم قبل از محو.
دیروز جیدی ونس با تهدیدهای ایران گفت: «ما لبنان را جزو آتشبس نمیدانستیم، ولی گفتیم اسرائیل آتش جنگ را کم کند.» او دروغ میگوید، اما توجه به آن استدلال داشته باشید. نیاز به یک نقض فاحش داریم که ایران و منطقه کاملاً راضی شوند. این همان نقطه دردآور است که جگر ما را خون میکند. اما برای فتح بزرگتر لازم است به آن توجه کنیم.
لبنان موضوع آتشبس ما است. لبنان در اتاق جنگ کنار ما است. فرماندهان حزبالله لبنان میدانند قصه چیست. اما ما هم باید بدانیم. پس صبر کردن ما در این جهت است. حملات اخیر اسرائیل به لبنان، اگرچه قلب ما را به درد میآورد، اما بخشی از بازی است که اسرائیل برای زنده نگه داشتن شعله جنگ و جلوگیری از رسمیت یافتن ایران طراحی کرده است.
ما محتاج فریادهای مردممان در حمایت از حزبالله هستیم. اتصال جبهه مقاومت و اتاق جنگ واحدش برای ما یک آورده مهم راهبردی است. اما محتاج اعتماد به مسئولین هم هستیم و این دو را باید با هم جمع کرد. نباید اجازه دهیم که سخنان عقل سرد راهبردی، حرارت قلب انقلابی ما را کم کند. باید بمانیم و فریاد بزنیم: لبنان، لبنان.
آتشبس چند روز پیش، آغاز یک بازی پیچیده بود، نه پایان آن. ایران به دنبال رسمیت بخشیدن به قدرت خود در منطقه است و از دبه کردن آمریکا برای کسب مشروعیت بیشتر استفاده میکند. آمریکا در منگنه فشارهای داخلی و بینالمللی گیر افتاده و سعی میکند با جفتک انداختنهای موردی، افکار عمومی را علیه ایران mobilise کند. اسرائیل اما از همه بیچارهتر است؛ او میداند که پایان جنگ، آغاز انزوای او و محو تدریجیاش خواهد بود.
لبنان امروز میدان آزمون این بازی پیچیده است. ما باید صبر راهبردی داشته باشیم و بدانیم که فرماندهان حزبالله در اتاق جنگ کنار ما هستند و قصه را میدانند. فریادهای ما در حمایت از لبنان، نه فقط یک وظیفه انسانی و دینی، که بخشی از این بازی راهبردی است. اما در کنار فریاد، باید به مسئولین خود نیز اعتماد داشته باشیم و اجازه دهیم آنها با عقل سرد راهبردی، این کشتی طوفانزده را به ساحل نجات برسانند. پیروزی بزرگ، نیازمند صبری بزرگ است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا