اقتصاد کلان

صندوقهای بازنشستگی بزرگ‌ترین زخم نظام حکمرانی رفاه در ایران

زهرا مهدور: در پس‌پرده بحران‌های مالی و هشدارهای مکرر درباره فروپاشی قریب‌الوقوع صندوق‌های بازنشستگی، یک واقعیت تلخ و ساختاری خودنمایی می‌کند: «تعدد صندوق‌ها». نظام حکمرانی رفاه در ایران با چالشی بی‌نظیر مواجه است؛ نه یک، نه دو، بلکه حدود ۱۸ صندوق بازنشستگی مجزا در کشور فعالیت می‌کنند. از سازمان تأمین اجتماعی با پوشش ۵۰ میلیون نفری گرفته تا صندوق‌های اختصاصی برای بانک مرکزی، نیروهای مسلح، نفت، صداوسیما، فولاد و هواپیمایی هما. این گزارش به تحلیل این آسیب ساختاری و پیامدهای آن می‌پردازد.

۱۸ صندوق، ۱۸ حیاط خلوت

کارشناسان حوزه تأمین اجتماعی بر این باورند که وجود صندوق‌های متعدد بازنشستگی، برخلاس الگوهای یکپارچه و کارآمد در کشورهای توسعه‌یافته، به یکی از بزرگ‌ترین موانع «مدیریت کلان» و «توزیع عادلانه رفاه» در ایران تبدیل شده است. عملاً هر دستگاه اجرایی، نهاد عمومی یا بنگاه بزرگ اقتصادی یک «حیاط خلوت» برای خود ساخته است؛ جایی که قواعد خاص خود را بر سایر قواعد برتری می‌دهد. در این صندوق‌های اختصاصی، به دلیل نبود سقف قانونی مشخص برای پرداخت حق بیمه و همچنین نبود محدودیت در تعیین میزان مستمری، هرگونه محاسبه علمی و دقیق بیمه‌ای (اکچوئری) به کلی نادیده گرفته شده است. این خلأ قانونی و نبود نظارت مؤثر، بستری مساعد برای شکل‌گیری «فساد سیستماتیک» و «رانت‌های نسلی» فراهم کرده است.

مستمری‌های نجومی؛ تعارض منافع در قلب صندوق‌ها

حاصل این ناکارآمدی، چیزی نیست جز «مستمری‌های نجومی». بر اساس اظهارات کارشناسان آگاه، در برخی صندوق‌های اختصاصی، مستمری ماهانه بازنشستگان به ارقامی بین ۲۰۰، ۳۰۰ و حتی ۴۰۰ میلیون تومان در ماه می‌رسد. این در حالی است که میانگین مستمری در بزرگ‌ترین صندوق کشور (تأمین اجتماعی) حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان است. عملاً شکاف مستمری میان یک بازنشسته عادی تأمین اجتماعی و یک بازنشسته یکی از صندوق‌های خاص، به بیش از ۲۰ تا ۳۰ برابر رسیده است.

این تفاوت فاحش نه از محل سابقه بیمه‌پردازی یا میزان مشارکت فرد، بلکه ناشی از «تعارض منافع» و «نفوذ قدرت» در هیأت‌امنای این صندوق‌هاست. وقتی مدیران یک صندوق، خودشان در آینده از همان صندوق مستمری دریافت خواهند کرد، چه انگیزه‌ای برای وضع قوانین سخت‌گیرانه و منطقی دارند؟ نتیجه، تصویب قوانینی است که به جای پایداری مالی، به نفع «خودی‌ها» و «مدیران ارشد» تدوین می‌شود.

بحران سربه سری؛ وقتی بازنشستگان از بیمه‌پردازان پیشی می‌گیرند

مشکل تعدد صندوق‌ها فقط به ناعدالتی در پرداخت‌ها ختم نمی‌شود. این صندوق‌ها در حال رسیدن به «نقطه سربه‌سری» (نقطه‌ای که تعداد بازنشستگان و مستمری‌بگیران از تعداد بیمه‌پردازان شاغل پیشی می‌گیرد) هستند. در یک صندوق سالم، باید چندین بیمه‌پرداز شاغل، هزینه‌های یک بازنشسته را تأمین کنند. اما در مدل فعلی، به دلیل کاهش نرخ باروری، افزایش سن امید به زندگی و سیاست‌های نادرست بازنشستگی پیش از موعد، نسبت پشتیبانی (نسبت بیمه‌پرداز به بازنشسته) در بسیاری از صندوق‌ها به زیر یک رسیده است. یعنی عملاً تعداد افرادی که حق بیمه می‌دهند از تعداد افرادی که باید مستمری بگیرند، کمتر شده است. نتیجه: ناترازی مالی فاجعه‌بار که هر سال عمیق‌تر می‌شود.

در سازمان تأمین اجتماعی، نسبت پشتیبانی در حال نزدیک شدن به ۳ به ۱ است (یعنی سه شاغل، هزینه یک بازنشسته را می‌دهند). در صندوق‌های کوچک و خاص، این نسبت بسیار بحرانی‌تر و در برخی موارد به ۱ به ۱ رسیده است. این ناترازی‌ها نشان‌دهنده «شکست کامل مدل حکمرانی فعلی» و ضرورت فوری «اصلاح ساختاری» است. اگر فکری به حال این صندوق‌ها نشود، به زودی شاهد فروپاشی کامل نظام تأمین اجتماعی در ایران خواهیم بود.

اصلاح ساختاری؛ راهی که رفته می‌شود؟

کارشناسان راه‌حل برون‌رفت از این بحران را در یک کلمه خلاصه می‌کنند: «یکپارچه‌سازی». ادغام ۱۸ صندوق مجزا در یک نهاد واحد یا حداکثر دو صندوق (یک صندوق برای کارگران و یک صندوق برای کارمندان دولت). این یکپارچه‌سازی مزایای متعددی دارد. نخست، شفافیت مالی: با یکپارچه شدن، دیگر خبری از حیاط خلوت‌های مالی و مستمری‌های نجومی نخواهد بود. همه چیز تحت نظارت یک نهاد واحد شفاف خواهد شد. دوم، توزیع عادلانه منابع: منابع حاصل از حق بیمه‌ها به صورت عادلانه بین همه بازنشستگان توزیع می‌شود و شکاف ۳۰ برابری فعلی از بین می‌رود. سوم، مدیریت سرمایه‌گذاری: یک صندوق بزرگ، توانایی مدیریت سرمایه‌گذاری‌های کلان و سودآور را دارد و می‌تواند از محل سود سرمایه‌گذاری، بخشی از ناترازی را جبران کند. چهارم، کاهش هزینه‌های اداری: تجمیع صندوق‌ها به معنای حذف هزینه‌های سربار، حقوق مدیران متعدد و ساختمان‌های جداگانه است و میلیاردها تومان صرفه‌جویی به همراه خواهد داشت.

با این حال، چنین اصلاحی به «اراده سیاسی قوی» و «شجاعت در برابر لابی‌های قدرتمند» نیاز دارد. مدیران و اعضای هیأت‌امنای صندوق‌های خاص، به شدت از یکپارچه‌سازی استقبال نمی‌کنند، چرا که مزایای خاص خود را از دست خواهند داد.

فروپاشی در کمین است

تعدد ۱۸ صندوق بازنشستگی، بزرگ‌ترین زخم بر پیکره نظام حکمرانی رفاه در ایران است. این زخم هر سال عمیق‌تر می‌شود و ناترازی و ناعدالتی از آن به مشام می‌رسد. اگر سران قوا و قانونگذاران نتوانند بر منافع گروهی غلبه کرده و اصلاحات ساختاری (یکپارچه‌سازی) را آغاز کنند، نه تنها وعده «عدالت بیمه‌ای» محقق نخواهد شد، بلکه شاهد فروپاشی قریب‌الوقوع صندوق‌های کوچک و در ادامه، سازمان تأمین اجتماعی خواهیم بود. در آن روز، نه مستمری ۴۰۰ میلیون تومانی در کار خواهد بود و نه مستمری ۱۰ میلیون تومانی. همه با هم، زیر آوار بحران، یکسان خواهیم بود.

modir

Recent Posts

شوک جنگ به اشتغال ایران؛ بیکاری ۱۰ میلیون شاغل مجازی

اگرچه تصاویر رسانه‌ای جنگ بر انهدام تأسیسات نظامی و راهبردی متمرکز است، اما عمق فاجعه…

12 دقیقه ago

تورهای بدون اینترنت

تورهای طبیعت‌گردی روی تجربه بی‌آنتنی و فاصله گرفتن از فضای مجازی تبلیغ و سرمایه‌گذاری می‌کنند.

17 دقیقه ago

سه شوک به اقتصاد؛ بحران نفت، غذا و صنعت در انتظار یک تصمیم

جهان در حال از دست دادن همزمان نفت، کود شیمیایی و اسید سولفوریک است. نفت،…

25 دقیقه ago

رویکرد احتیاط در بیت‌کوین / فرصت‌های کوتاه‌مدت در آلت‌کوین‌ها

سیگنال‌های کوتاه‌مدت (۱ ساعته تا ۶ ساعته) برای بیت‌کوین و بسیاری از آلت‌کوین‌ها، نزولی و…

28 دقیقه ago

بازگشایی بورس در میانه التهاب؛ دو نگاه متضاد به آینده بازار

بازگشایی بورس در شرایط کنونی، بدون شک با التهابات شدید و نوسانات منفی در روزهای…

35 دقیقه ago

اوراق هم‌وطن؛ بزرگ‌ترین طرح حمایتی یا تغییر قواعد بازی؟

طرح «هم‌وطن»، با هدف «حمایت از سهامداران خرد و جلوگیری از فروش هیجانی» طراحی شده…

48 دقیقه ago