جنگ فقط خیابانها را ویران نمیکند؛ لانههای امن حیوانات خانگی را هم هدف میگیرد. گربههای قلمروطلب، سگهای وابسته و پرندههای شکننده، هرکدام بهگونهای درد بحران را تحمل میکنند. دامپزشکان هشدار میدهند: حیوانات خانگی هم به مراقبت روانی نیاز دارند. گزارشی از زندگی پرتنش موجودات بیزبان در روزهای وحشت تهیه کردیم.
سرمایه فردا، مریم قاسمی: جنگ فقط خیابانها را ویران نمیکند؛ لانههای امن حیوانات خانگی را هم هدف میگیرد. گربههای قلمروطلب، سگهای وابسته و پرندههای شکننده، هرکدام بهگونهای درد بحران را تحمل میکنند. دامپزشکان هشدار میدهند: حیوانات خانگی هم به مراقبت روانی نیاز دارند. گزارشی از زندگی پرتنش موجودات بیزبان در روزهای وحشت تهیه کردیم.

جنگ، بیرحمانهتر از آن چیزی است که فکر میکنیم. وقتی انفجارها شروع میشود، به جز آدمها همه موجودات بیزبان شهر مثل پرندگان، گربهها و سگها هم زخمی میشوند. صبح که از خواب بیدار میشوید، اول سراغ گربهتان میروید. نه برای اینکه غذا بدهید؛ برای اینکه مطمئن شوید هنوز نفس میکشد. در روزهایی که زمین زیر پایتان میلرزید و صدای انفجار از هر کوچهای بلند میشد، حیوان خانگیتان نه فقط یک همراه، بلکه یک دلیل برای ماندن بود. حالا تصور کنید این موجودات کوچک هم مثل شما میترسند، اما برخلاف شما نه میتوانند فرار کنند، نه فریاد بزنند، نه بگویند دردشان چیست.
لابهلای هر قصه جنگ، آدمهایی هستند که یک دلیل مهمتر برای ماندن دارند؛ یک دلیل کوچک و زنده که وقتی همهجا تاریک وخاموش میشود، هنوز به او نیاز دارند. برای «فاطمه»، ساکن حکیمیه تهران، آن دلیل ۴ گربه خانگیاش بود. او در گفتوگو با «هفتصبح» از «پت» هایش میگوید که عاملی بودند برای آنکه جنگ را با تمام مصیبتهایش تحمل کند. او تعریف میکند که وقتی بمباران شروع شد، گربههایش ساعتها از ترس زیر مبل پناه بردند. تازه رنگ زبان سگ همسایه از شدت ترس کبود شد. حتی پس از انفجار شدید بمب در نزدیکی خانهشان، تعدادی پرنده و گربه از صدای مهیب بمب و موج انفجار سکته کرده بودند.
این حامی حیوانات تعریف میکند که وقتی خبر جنگ و بعد صدای وحشتناکش آمد، اولین کارش رفتن سراغ داروخانه بود:«توی خانه اسپری آرامبخش، قطره خوراکی آرامبخش و قرص گاباپنتین اصلا نداشتم که به زحمت و خیلی گران تهیه کردم. بعد تمام نقاط امن خانه را آنالیز کردم. باکسها و جای خوابشان را پشت دیوار و زیر میز جاسازی کردم و داخلشان اسپری آرامبخش میزدم.

دور تا دور مبل را با ملافه حصار کردم. هر جایی که فکرش را بکنید، یک پناهگاه برای این حیوانات زبانبسته درست کردم.» اما با همه این پیشفرضها و آمادگیها، وقتی صدای پهپاد یا جنگندههای دشمن و پدافند خودمان بلند میشد، او و حیواناتش از لحاظ روحی و روانی کم میآوردند. فاطمه با یادآوری آن ایام میگوید:«هر بار هر ۴ تایشان از بالکن به سمت داخل میدویدند. با گوشهایی که از ترس به عقب کشیده شده بود و تنی نیمخیز، زیر مبل، داخل کمد دیواری و باکسها پناه میبردند. لحظاتی سخت و جانکاه بود.»
در میانه ترس و وحشت، رفتار حیوانات به شدت تغییر میکند. آنها حتی مقاومتشان را هم از دست میدهند:«اگر آن لحظه میخواستی بغلشان کنی، این اجازه را میدادند. حتی تقلا نمیکردند.»اما داستان هر حیوانی یکسان نیست. دوست فاطمه هم در خانه سگ دارد، او نیز برای «هفت صبح» تعریف میکند:«بیچاره ۳ روز تمام نخوابید. زبانش کبود و چشمانش قرمز میشد. حتی به اسهال و استفراغ خیلی شدید دچار شد. اینجاست که تفاوت بین صاحبان حیوانات خانگی مختلف آشکار میشود.»
«فاطمه» حامی گربهها توضیح میدهد: «برای آنهایی که سگ دارند، جابهجایی خیلی راحتتر است، اما صاحبان گربه خیلی سخت میتوانند جای پتشان را جابهجا کنند. چون گربهها قلمروطلب هستند و با جابهجایی استرس شدید میگیرند. پس بهتر است در خانه خودشان باشند و ما هم هوایشان را داشته باشیم.»
اکبر، عقیده دارد افرادی که پرنده دارند، تحمل این شرایط برایشان حتی از صاحب گربه سختتر است، چون صدای بلند و ناگهانی میتواند باعث سکته و مرگشان شود. صدای انفجار برای گوش انسان آزاردهنده است؛ برای پرندهای در قفس، مرگبار.
فاطمه از خاطره تلخی هم میگوید:«در نزدیک محل زندگی من چندین بار بمباران شد. اولین بار که بیرون خانه رفتم با جنازه گربه و کبوترهایی مواجه شدم که وسط خیابان افتاده بودند، خیلی ناراحت کننده بود.»و بعد ادامه میدهد:«الآن پتهای من که گربه هستند، وقتی یکدفعه صدا میآید از خواب میپرند. ولی بعد وقتی تشخیص میدهند که صدای خطرناک نیست، دوباره میخوابند.» در واقع این نشاندهنده نوعی سازگاری تلخ است؛ نه عادت، بلکه تسلیم.
یکی از گربههایش که کاملا خانگی هست، هنوز علامتهایی از آن روزها دارد، میگوید:«بیشتر وقتها توی خواب ناله میکند. من هم با نوازش کردن سعی میکنم بفهمانم که من پیشت هستم، نترس. اما گربه بیرونیام که تازه به خانه آوردم تا تلف نشود، هنوز نتوانسته آدمها را ببخشد.خیلی عصبی و ناراحت هست. این حیوان بیچاره تقصیری ندارد، ما انسانها آدمهای بیرحمی هستیم و جز خودمان چیز دیگری را نمیبینیم.»
اما با وجود مشقتهای شخصی، او فراموش نکرده که پشت درخانه هم رها نیست، تعریف میکند:« در این ایام برای پیشیهای بیرون هم غذای خشک و آب میگذاشتم. چون اکثر سطل آشغالها خالی از زباله بود و غذا گیرشان نمیآمد. نمیدانم بگویم بدبختانه یا خوشبختانه، اما هر روز به تعدادی از گربههای محل غذا میدادم تا با خوردن یک وعده غذا سیر شوند و بتوانند به پارکینگهای مجتمعهای مجاور پناه ببرند.»
گفتوگو با صاحبان سگ، گربه و پرنده نشان میدهد که جنگ برای حیوانات خانگی هم خالی از آسیب نبوده است. بسیاری از شهروندان تجربه مشترکی دارند. شروین، یکی از شهروندان میگوید:«بیش از نگرانی خودم، استرس گربهام مرا بیمار کرد.» دیگری تعریف میکند: «سگم بعد از هر انفجار، ساعتها میلرزد و به هیچکس اعتماد نمیکند.» مردم معتقدند در بحرانی مثل، حیوانات خانگی به اندازه انسانها شکنندهاند، اما کسی صدای آنها را نمیشنود.»
در ادامه گزارش که روایتگر تجربه تلخ شهروندان در بحران بود، دکتر برزو نوربخش، دامپزشک در گفتوگو با «هفتصبح» توضیح میدهد که جنگ چگونه تعادل هورمونی حیوانات را برهم میزند، چرا پرندگان آشیانه را ترک میکنند و با چه راهکارهایی میتوان استرس مرگبار را از آنها دور کرد؟ به گفته او صدای انفجار برای گوش انسان بلند است، اما برای سگ و گربه با شنوایی ۴ برابر قویتر، یک شکنجه عصبی به حساب میآید.
این دامپزشک باتجربه، با اشاره به حس شنوایی و بویایی خارقالعاده سگ و گربه، پرده از یک واقعیت تلخ برمیدارد: «این حیوانات درک محیطی بالایی دارند و صدای انفجار مستقیماً سیستم عصبی آنها را تحریک میکند. نتیجه؟ توفان هورمونی و استرسی که گاهی کشنده است.»نوربخش با تاکید ویژه بر پرندگان هشدار میدهد:«متاسفانه بسیاری از پرندگان خانگی اکنون در فصل تولیدمثل هستند و صدای انفجار ممکن است باعث سکته و مرگ ناگهانی پرنده شود و حتی اگر زنده بماند، آشیانه خود را رها میکند و فرار میکند.»
این دامپزشک همچنین از تحقیقاتی میگوید که روی سگها انجام شده است و در آنها آمده است که حیوانات خانگی در مواجهه با ترس تغییراتی شامل لرزش شدید بدن، پنهان شدن در گوشهها، زوزههای طولانی، بیاشتهایی و در موارد حاد، خشونت و گاز گرفتن حتی صاحب خود را به نمایش میگذارند. با این حال اما گربهها بیشتر با تغییر الگوی خواب مثل بیخوابی یا خوابهای کابوسوار، مخفیشدن اجباری، بیاشتهایی و پرخاشگری غیرمنتظره مواجهاند. همه اینها واکنش طبیعی یک سیستم عصبی درگیر با ترس مرگ است.»
اما او تنها به توصیف فاجعه بسنده نمیکند و چند راهکار عملی و فوری برای کم کردن استرس حیوانات خانگی در زمانهایی مانند بمبارانها ارائه میدهد:«تهیه محصولات ضداسترس تجاری یا ترکیبات گیاهی و مراجعه به دامپزشک و استفاده از اسپریها یا قطرههای ضداسترس معتبر میتواند بهترین گزینهها باشد. همچنین ترکیباتی از بابونه، سنبلالطیب یا سنبل هندی و بادرنجبویه میتواند معجزه کند.»
دومین راه حل شنیدن موسیقی آرامبخش و کلاسیک است. در واقع پخش موسیقی با ضربان آرام، ضربان قلب پرنده و پستانداران را کاهش میدهد. این یک روش علمی و اثباتشده است. اما سومین پیشنهاد این دامپزشک نوازش، بغل کردن و صحبت با صدای ملایم است. تماس فیزیکی و صدای آرام صاحب، امنیت ازدسترفته را به حیوان بازمیگرداند.
نوربخش در ادامه بر یک اصل روانشناختی مهم تاکید میکند:«حیوانات خانگی به شدت به روتین عادت دارند. در بحران، باید ساعت خوراک، ساعت خواب و زمان بازی را تا حد ممکن حفظ کنید. حتی اگر خودتان استرس دارید، برنامه غذایی حیوان را عقب نیندازید. در نهایت باید گفت که ایجاد یک مکان ساکت و امن در دورترین نقطه خانه از پنجره و در، همراه با داروهای ضداسترس، میتواند استرس ناشی از شرایط جنگی را تا حد قابل قبولی کاهش دهد.»
دیدگاه تخصصی دکتر نوربخش نشان میدهد که جنگ به جز تهدید فیزیکی و مرگ، بحرانی عصبی-هورمونی برای حیوانات خانگی است. شنوای حساس سگ، غریزه قلمروطلبی گربه و شکنندگی پرندگان، آنها را در خط مقدم آسیبهای روانی جنگ قرار میدهد. اما با اقدامات سادهای مثل موسیقی کلاسیک، حفظ روتین زندگی و استفاده از ترکیبات گیاهی ضداسترس، میتوان این همراهان بیزبان را از کابوس نجات داد.
در پایان باید گفت که جنگ برای حیوانات خانگی پایان ندارد؛ حتی پس از خاموش شدن پدافندها و صدای بمبها، کابوس در ذهن آنها باقی میماند. حقیقتی تلخ است؛ موجودات بیزبان، عمیقترین زخمهای جنگ را بر تن و روان خود حمل میکنند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا