پویش امیدهای فردای ایران با کتابخوانی، تلاش میکند اضطراب کودکان پساجنگ را کاهش دهد، اما چالش امنیت روانی همچنان پابرجاست.
به گزارش سرمایه فردا، کودکی پشت میز کوچک اتاقش نشسته. یک دستش روی دفتر مشق است و دست دیگرش بیاختیار صفحه اخبار گوشیاش را بالا و پایین میکند. کلاسها هنوز آنلاین برگزار میشود و مدرسه در قاب سرد تلفن همراه و صدای معلمی خلاصه شده که از آن سوی صفحه درس میدهد. هرچند این روزها در آتشبس به سر میبریم و صدای انفجار خاموش شده، اما اضطراب جنگ هنوز از خانهها بیرون نرفته است.
در حرفهای آرام و نگران پدر و مادرها، در خبرهایی که مدام تکرار میشوند و در ذهن کودکانی که بیشتر از همیشه با ترس، ناامنی و آیندهای نامعلوم روبهرو هستند. درست در همین روزهاست که «امیدهای فردای ایران» تلاش میکند کتاب را دوباره به زندگی بچهها برگرداند. نه فقط برای درس خواندن، بلکه برای پناه بردن، آرام شدن و پیدا کردن روزنهای از امید میان این همه فشار روانی.
برگزارکنندگان این پویش معتقدند کودکان بیش از آنکه از خودِ جنگ آسیب ببینند، از فضا و جو مداوم نگرانی، اخبار تلخ، اضطراب خانوادهها و ناامنی روانی تأثیر میپذیرند. فضایی که حتی با خاموش شدن صدای انفجار هم از بین نمیرود. به همین دلیل، کتاب بهعنوان یکی از اصلیترین ابزارهای این پویش انتخاب شده است. ابزاری ساده اما موثر که میتواند ذهن کودک را برای ساعتی از اخبار و تنشها دور کند و او را به جهان قصه، تخیل و امنیت ببرد. در این طرح، کتاب نه فقط وسیلهای برای مطالعه، بلکه راهی برای گفتوگو، تخلیه هیجانی و کاهش فشارهای روحی دیده میشود.
برای بسیاری از کودکان و نوجوانان، این روزها خانه فقط محل زندگی نیست، جایی است برای ماندن، فکر کردن و فاصله گرفتن از اضطرابی که از اخبار و نگرانیهای بزرگترها به فضای شخصیشان رسیده است. کلاسهای آنلاین، محدود شدن رفتوآمدها و نگرانیهای مداوم باعث شده هرکدام راهی برای آرام کردن خود پیدا کنند. یکی با بازیهای ویدیویی، یکی با فیلم و انیمه و دیگری با کتاب. میان این همه فشار، هرکدام به شکلی تلاش میکنند ذهنشان را از اخبار جنگ و اضطراب این روزها دور نگه دارند.
آرین ۱۵ ساله به «هفتصبح» میگوید بیشتر وقت خود را این روزها پای پلیاستیشن ۵ میگذراند. بازی کردن بهویژه بازیهای فوتبالی یا داستانی، باعث میشود کمتر به اخبار و نگرانیهای اطراف فکر کند. او میگوید: فضای خانه در این روزها بیش از حد تحت تأثیر صحبت درباره جنگ، گرانی و نگرانیهای آینده قرار گرفته و همین مسئله ذهنم را خسته میکند. کلاسهای آنلاین چندان خوب نیست، مدرسه حضوری و حضور دوستانم تمرکز و انگیزه بیشتری ایجاد میکرد.
او علاقه چندانی به کتاب غیردرسی ندارد و ترجیح میدهد داستانها را در قالب بازی تجربه کند، اما معتقد است اگر کتابها جذاب و پرکشش باشند، میتوانند بعضی افراد را جذب کنند. آراد ۱۶ ساله هم، راه آرامش خود را در تماشای فیلم و انیمه پیدا کرده است. او میگوید شبها بیشتر از گذشته فیلم میبیند، بهویژه انیمههای ژاپنی که به او حس ورود به دنیایی متفاوت را میدهند.
آراد میگوید: این چند ساعت فاصله گرفتن از فضای پرتنش روزمره، به او کمک میکند اضطراب کمتری داشته باشد. کلاسهای آنلاین را چندان دوست ندارد و نبودن در کنار دوستانش را سختترین بخش این روزها میداند. او کتابخوان حرفهای نیست، اما گاهی سراغ رمانهای نوجوان میرود، بهخصوص آثاری که حالوهوایی شبیه فیلمها و انیمههای مورد علاقهاش داشته باشند.
اما برای هستی، ۱۴ ساله، کتاب از همان ابتدا پناه امن بوده است. او میگوید این روزها بیشتر از قبل کتاب میخواند، بهویژه رمانها و داستانهای ماجراجویانه. کتاب خواندن باعث میشود از فضای اخبار فاصله بگیرد و ذهنش آرامتر شود. هستی نیز مدرسه حضوری را ترجیح میدهد، اما در روزهای کلاس آنلاین، کتاب کمک کرده احساس تنهایی کمتری داشته باشد.
او درباره پویش امیدهای فردای ایران نگاه مثبتی دارد و معتقد است باید به کودکان و نوجوانان یادآوری شود که کتاب فقط برای درس خواندن نیست، بلکه گاهی میتواند حال روحی انسان را بهتر کند.
پویش امیدهای فردای ایران با این نگاه شکل گرفت که کودکان و نوجوانان در روزهای پرتنش، بیش از هر چیز به فضایی برای نفس کشیدن و فاصله گرفتن از اضطراب نیاز دارند. شکوفه کشوری، فعال اجتماعی و از همراهان این پویش در گفتوگو با «هفت صبح» میگوید: ایده اولیه این طرح از مدتها پیش و حتی پیش از آغاز تنشهای اخیر منطقهای شکل گرفت.
زمانی که معلمان و مددکاران اجتماعی از یک بحران خاموش حرف میزدند؛ بیحوصلگی و فرسودگی روحی بچهها. کودکان و نوجوانان زیر فشار اخبار مداوم، نگرانیهای اقتصادی و بحثهای پرتنش خانوادهها، آرامآرام دچار خستگی روانی شدهاند و دیگر توان مواجهه با این حجم از اضطراب را ندارند. در چنین شرایطی، برگزارکنندگان پویش به دنبال ابزاری بودند که هم در دسترس باشد، هم هزینه زیادی نداشته باشد و هم بتواند فراتر از یک سرگرمی زودگذر، به بازسازی ذهنی کودک کمک کند.
به همین دلیل، کتاب بهعنوان محور اصلی انتخاب شد. کشوری معتقد است که تفاوت کتاب با بسیاری از سرگرمیهای دیگر در این است که کودک را از یک دریافتکننده منفعل به یک مشارکتکننده فعال تبدیل میکند. برخلاف فیلم که تصویر را آماده و کامل در اختیار مخاطب میگذارد، کتاب ذهن کودک را وادار به ساختن و تصویرسازی میکند. فرآیندی که به او امکان میدهد از دل ترس و اضطراب، جهانی امنتر برای خود بسازد و همین، نخستین گام برای شکلگیری امید است.
او تأکید میکند که این پویش صرفاً به اهدای کتاب محدود نمیشود و تلاش شده یک زنجیره کامل از ارتباط و همراهی شکل بگیرد. این طرح بر سه محور اصلی استوار است: اهدای هدفمند کتاب، برگزاری حلقههای کتابخوانی و روایتگری کودکان. کتابهایی که برای مناطق کمبرخوردار یا آسیبدیده انتخاب میشوند، آثاری هستند که مضمون اصلی آنها عبور از سختیها و حفظ امید است. آثاری مانند شازده کوچولو، ماتیلدا یا قصههای کلیله و دمنه.
به گفته این فعال اجتماعی بخش مهم دیگر این پویش، تشویق کودکان به نوشتن و روایت کردن تجربههای شخصیشان است. برگزارکنندگان از بچهها میخواهند قصه خودشان را بنویسند یا از روزهای پراضطراب اخیر نقاشی بکشند. مجموعهای که قرار است در قالب کتاب امید منتشر شود. وقتی کودک احساس کند روایت زندگی او هم ارزش شنیده شدن دارد، دیگر خود را صرفاً قربانی شرایط نمیبیند و این همان نقطهای است که تابآوری شکل میگیرد.
همچنین از اینفلوئنسرهای نوجوان در شبکههای اجتماعی دعوت شده تا در قالب ویدئوهای کوتاه، کتابهای مورد علاقه خود را معرفی کنند. روشی که باعث شده کتابخوانی از تصویر کلیشهای یک فعالیت خشک و صرفاً آموزشی فاصله بگیرد و به بخشی از فضای روزمره نوجوانان تبدیل شود. نوجوانان همچنان تشنه روایتهای خوب هستند. مهم این است که کتاب بتواند خود را به زبان نسل امروز نزدیک کند.
در روزهایی که بحث از تابآوری اجتماعی و تقویت روحیه کودکان و نوجوانان در جریان است، نباید گروهی از آسیبپذیرترین آنها، یعنی کودکان کار و خیابان، از نگاه سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی دور بمانند. کودکانی که پیش از هر چیز با مسئله بقا درگیرند و تجربه زیستهشان، پیچیدهتر از سن تقویمی آنهاست. در چنین شرایطی، هرگونه برنامه فرهنگی از جمله کتابخوانی، زمانی میتواند اثرگذار باشد که ابتدا به نیازهای اولیه و امنیت روانی این کودکان توجه شود.
البته همه با یک نسخه واحد موافق نیستند. محمدرضا مشایخی، فعال حوزه کودکان کار، نگاه متفاوتی دارد. اودر گفتوگو با «هفتصبح» میگوید؛ برای کودکی که درگیر بقا و نان شب است، کتاب خواندن یک کالای لوکس به حساب میآید. او تاکید میکند تا وقتی حداقل امنیت روانی و ثبات در زندگی یک کودک خیابانی فراهم نشود، نباید انتظار داشته باشیم او به سمت داستان و قصه برود. از نظر او، مداخلات فرهنگی برای این گروه حساس باید خیلی دقیقتر طراحی شود. کتاب برای این بچهها زمانی معنا پیدا میکند که حس کنند یک جای امن در این دنیا دارند. او معتقد است فقط بیست درصد از این کودکان ممکن است در شرایط فعلی جذب کتاب شوند، مگر اینکه اول زیرساختهای زندگیشان درست شود.
این چالش را میتوان از منظر روانشناختی نیز بررسی کرد. سحر بازدار، دکترای روانشناسی، در گفتوگو با «هفتصبح» تأکید میکند که اثر جنگ بر روان کودکان و نوجوانان محدود به زمان وقوع درگیری نیست و حتی در شرایط آتشبس نیز میتواند به شکل اضطراب پایدار، بیقراری و کودکانی که در معرض اخبار جنگ، تنشهای خانوادگی و فضای عمومی نگرانکننده قرار میگیرند، معمولاً جهان را بهعنوان محیطی غیرقابل پیشبینی تجربه میکنند. تجربهای که میتواند احساس امنیت پایه را در آنها تضعیف کند.
او توضیح میدهد که حتی پس از توقف درگیریهای مستقیم، ذهن کودک همچنان در وضعیت آمادهباش باقی میماند و این حالت میتواند خود را در قالب اختلال خواب، کاهش تمرکز، گوشبهزنگی بیش از حد و یا کنارهگیری اجتماعی نشان دهد. تداوم مصرف اخبار و گفتوگوهای بزرگسالان درباره بحرانها، بدون مدیریت مناسب، این چرخه اضطرابی را در کودکان بازتولید میکند.
این روانشناس در ادامه بر نقش ابزارهای فرهنگی مانند کتابخوانی در کاهش فشار روانی تأکید میکند و میگوید: داستان و قصه، در صورت انتخاب درست، میتواند به کودک امکان تجربه امنیت نمادین بدهد. فضایی که در آن، ذهن از واقعیت پرتنش فاصله میگیرد و فرصت بازسازی هیجانی پیدا میکند. همراهی والدین در این فرآیند اهمیت اساسی دارد. زیرا وقتی والدین خود بهعنوان همراه در خواندن و گفتوگو درباره داستانها حضور دارند، کتابخوانی از یک فعالیت فردی به تجربهای مشترک و آرامبخش تبدیل میشود که میتواند به تقویت احساس امنیت در کودک کمک کند.
در میانه روزهایی که هنوز سایه نگرانیهای منطقهای و فشارهای اقتصادی بر زندگی خانوادهها سنگینی میکند، کودکان و نوجوانان بیش از هر زمان دیگری نیازمند فضاهایی برای آرامش، تخیل و بازسازی ذهنیاند. فضاهایی که بتواند میان واقعیت پرتنش بیرونی و جهان درونی آنها فاصلهای امن ایجاد کند. از روایت نوجوانانی که میان بازی و تصویر و کتاب به دنبال راهی برای فرار از اضطراب هستند، تا تجربه کودکانی که در دل قصهها پناه میگیرند و تا هشدارهای کارشناسان درباره روان در معرض آسیب، یک نقطه مشترک دیده میشود: نیاز به بازتعریف امنیت در زندگی کودکان.
پویشهایی مانند امیدهای فردای ایران در چنین بستری تلاش میکنند کتاب را نه صرفاً بهعنوان ابزار آموزش، بلکه بهعنوان امکان تجربه امید و آرامش دوباره به زندگی بچهها برگردانند. با این حال، همانطور که کارشناسان اجتماعی و روانشناسان تأکید میکنند، اثرگذاری این تلاشها زمانی پایدار خواهد بود که در کنار آن، واقعیتهای سخت زندگی کودکان، از کودکان کار گرفته تا نوجوانان در معرض اضطراب، دیده شود و برای آنها نیز راهحلهای بنیادیتری در نظر گرفته شود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا