دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵

نقد پزشکیان در جنگ

نقد پزشکیان در جنگ

فرمان جنگ و صلح بر‌اساس اصل 110 قانون اساسی با مقام رهبری است. چطور پزشکیان می‌تواند آتش‌بس را بپذیرد در صورتی که در دو مقطع آتش‌بس یعنی در جریان جنگ 12 روزه و در جریان جنگ اخیر نظام سیاسی ایران دارای رهبر بوده است.

مهرشاد ایمانی: کامران غضنفری، نماینده مجلس و از چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری، چند روز پیش سخنانی را علیه مسعود پزشکیان مطرح کرد که با واکنش‌های زیادی مواجه شد. او به بهانه نامه اخیر پزشکیان به رهبر انقلاب، با ادبیاتی توهین‌آمیز خطاب به پزشکیان گفت: «چرا نامه گستاخانه و بی‌ادبانه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ را امضا کردید؟» او مدعی می‌شود که پزشکیان آتش‌بس را پذیرفت و چه در جنگ 12‌روزه و چه در جنگ اخیر مانع نابودی اسرائیل و فرار آمریکا از حملات موشکی و پهپادی ایران شد. او به جای رهبری هم سخن می‌گوید و مدعی می‌شود: «اینکه رهبری در پیام‌های خود آتش‌بس را قبول نمی‌کنند، یعنی آن را قبول ندارند».


او یک ادعای عجیب دیگر را هم مطرح می‌کند؛ اینکه پزشکیان، رهبری را تهدید به استعفا کرده است؛ در حالی که پزشکیان گفته ‌ ادامه وضعیت کنونی مانع خدمت می‌شود. غضنفری هر آنچه خود می‌خواهد از نامه پزشکیان به رهبری استنباط می‌کند و برپایه آن استنباط‌ها فرضیه هم می‌سازد و می‌گوید ‌‌حسن روحانی به شما خط می‌دهد که برای جلو بردن کارهایت تهدید به استعفا کن! او رئیس‌جمهوری که در میانه جنگ کشور را اداره می‌کند، متهم به ترس می‌کند و می‌گوید در برابر دشمن ترسیده‌ای! این چهره نزدیک به پایداری پا را فراتر می‌نهد و پزشکیان را متهم به سازشکاری و بزدلی می‌کند و ادعا می‌کند پزشکیان دنبال مذاکره با شیطان یعنی آمریکاست.

این نماینده مجلس در سخنانی عجیب مطرح می‌کند که عراقچی با گفتن اینکه اگر رهبر انقلاب به شهادت برسد فرد دیگری برای این مسئولیت انتخاب می‌شود، به آمریکا چراغ سبز داد تا رهبری را ترور کند؛ در حالی که منظور عراقچی کاملا مشخص بود و او از قائم به شخص نبودن نظام جمهوری اسلامی سخن گفت.سخنان غضنفری با چند ایراد عمده مواجه است، هرچند که در برخی موارد می‌توان کذبِ مشهود را در این سخنان یافت.

1. فرمان جنگ و صلح بر‌اساس اصل 110 قانون اساسی با مقام رهبری است. چطور پزشکیان می‌تواند آتش‌بس را بپذیرد در صورتی که در دو مقطع آتش‌بس یعنی در جریان جنگ 12 روزه و در جریان جنگ اخیر نظام سیاسی ایران دارای رهبر بوده است. از سوی دیگر فرمانده کل قوا نیز رهبری است و پزشکیان ریاستی بر نیروهای نظامی ندارد که بخواهد به آن بگوید بجنگند یا نه. از طرفی شاید گفته شود پذیرش آتش‌بس از سوی شورای عالی امنیت ملی بوده ‌ که در این صورت هم باید در نظر داشت که همه مصوبات این شورا ‌ بر اساس اصل 176 قانون اساسی پس از تأیید رهبری اجرایی می‌شود. در واقع رئیس‌جمهور به نوعی جلسات شورا را اداره می‌کند و مانند دیگر اعضا یک حق رأی دارد و مصوبات اولا با نظر اکثریت اعضای حقیقی و حقوقی تصویب می‌شود و ثانیا بعد از تصویب باید به تأیید رهبری برسد.

2. غضنفری به جای رهبری می‌گوید او مخالف آتش‌بس بوده است. چطور می‌شود یک نماینده استنباط خود از پیام‌های رهبری را به مثابه واقعیت مطلق در نظر بگیرد و حکم قطعی بدهد که نظر رهبری همین استنباط من است؟! او باید توضیح دهد که احیانا اطلاعی دقیق‌تر دارد که دیگر مسئولان و حتی رئیس‌جمهور از آن بی‌اطلاع‌اند؟!

3. ادعای خط‌دهی حسن روحانی به پزشکیان برای تهدید به استعفا هم از آن دست ادعاهایی است که گوینده را باید در مقام اثبات قرار دهد زیرا از یکسو کدام قرینه وجود دارد که پزشکیان از روحانی خط می‌گیرد و از سوی دیگر سخن پزشکیان مبنی بر اینکه وضعیت موجود مانع خدمت‌ می‌شود، بیش از آنکه به معنی تهدید به استعفا باشد، حکایت از دشواری شرایط دارد که باید تمهیدی اندیشید.

4. شاید کار پزشکیان سخت‌تر از همه رؤسای‌جمهور بعد از جنگ هشت ساله با عراق باشد زیرا دوره او مملو بود از جنگ و تهدید و فشار اقتصادی. غضنفری چنین رئیس‌جمهوری را متهم به سازش‌کاری و ترسو بودن می‌کند. این در حالی است که مسعود پزشکیان با رأی اکثریت همه مردم روی کار آمده ‌ و مشخص نیست که کامران غضنفری چند درصد از رأی مردم را برای ورود به مجلس به دست آورده است. بزدل، ترسو و سازشکار نامیدن پزشکیان رسما توهین به انتخاب مردم است و این توهین در شرایطی انجام می‌شود که پزشکیان مانند دیگر مقامات کشوری و لشگری در همه ایام جنگ در میانه میدان بوده است.

5. مواضع عجیب غضنفری صرفا از سوی اصلاح‌طلبان مورد نقد قرار نگرفت، بلکه اتفاقا این اصولگراها بودند که بیش از همه بر او تاختند. برای مثال عبدالله گنجی در روزنامه «جوان» سخنان این نماینده مجلس را مشمئزکننده می‌داند و می‌نویسد: «سخنان غضنفری قبل از اینکه اتهام به پزشکیان باشد توهین به رهبری است، در عین حال می‌دانم ایشان حاضر است برای رهبری سر بدهد، به همین دلیل رویکرد روانشناسانه به مطلب را مهم‌تر از رویکرد سیاسی می‌دانم».

روزنامه «خراسان» نزدیک به محمدباقر قالیباف هم سخنان غضنفری را مملو از «دروغ» می‌داند. روزنامه «جمهوری اسلامی» هم درباره سخنان او نوشت: «این روزها افرادی با ماسک‌های فریبنده نمایندگی مردم مطالبی را به رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دیپلماسی ایران نسبت می‌دهند که علاوه بر دروغ بودن کاملاً پیداست که دست‌پخت اسرائیلی ها برای ضربه زدن به انسجام ملی ما و شکستن اضلاع مثلث مبارک «میدان، مردم و دیپلماسی است».با این اوصاف دیده می‌شود که این سخنان صدای بسیاری از نیروهای سیاسی و حتی اصولگرایان درآورده است و به نظر می‌رسد تاب‌آوری سیاسی گروه‌ها، رسانه‌ها و نیروهای سیاسی برای تحمل افراطی‌گری به پایان رسیده است.

6. در پایان باید یادآور شد که نامه‌نگاری میان مقامات عالی نظام با مقام رهبری امر تازه‌ای نیست که کامران غضنفری چنین متحیر شده است! برای مثال اکبر هاشمی‌رفسنجانی در سال 59 در نامه‌ای مطالبه‌گرایانه به امام خمینی‌(ره) نوشت: «گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را -که از ویژگی‌های شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیر‌ند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد».

محسن رضایی هم در ایام پیش از پذیرش قطعنامه 598 خطاب به امام از کمبودهای بسیار در حوزه نظامی سخن گفت و صریح مطرح کرد که در صورتی که امکانات لازم وجود نداشته باشد، شرایط جنگ بر ما بسیار سخت می‌شود. نامه انتقادی ۱۲۷ نفر از نمایندگان مجلس ششم مجلس به رهبر انقلاب هم وجود دارد؛ نامه‌ای که گرچه بسیار تند بود اما هیچگاه با برخورد تند از سوی رهبری مواجه نشد یا مهدی کروبی در سال 84 که تا چندی پیش از آن ریاست مجلس را برعهده داشت در نقد روند انتخابات ریاست جمهوری به رهبر انقلاب نامه‌ای نوشت.

علی لاریجانی هم در جریان ردصلاحیتش در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1400 به رهبری نامه‌ای نوشت و نسبت به شورای نگهبان نقد کرد. با این اوصاف به روشنی دیده می‌شود که ذکر مسائل کشور و حتی بیان دغدغه‌ها یا نقدها در نامه‌هایی به رهبری انقلاب یک امر مرسوم از ابتدای انقلاب تا کنون بوده است و برآشفته ‌شدن از نامه رئیس‌جمهوری که کشور را در میانه جنگ اداره می‌کند به رهبر انقلاب، بسیار عجیب و نامتعارف است.

دیدگاهتان را بنویسید