دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵

توقف سیگنال فروشی سهام

توقف سیگنال فروشی سهام

ما به ابزارهای دیجیتال برای «دموکراتیزه کردن اطلاعات» نیاز داریم، اما کانال‌های سیگنال‌دهی تلگرامی، نمونه بارز «سیلاب مخرب» بودند.

به گزارش سرمایه فردا، در روزهایی که اینترنت ایران نفس‌های آخر خود را می‌کشد و دسترسی به پیام‌رسان‌های خارجی به شدت محدود شده، یک آزمایش طبیعیِ ناخواسته اما بینهایت گویا در بازار سرمایه در حال وقوع است. خاموش شدن «موتورهای هیجان‌ساز» (کانال‌های سیگنال فروشی تلگرامی)، به نظر می‌رسد نفس‌های تند و بی‌نظم بازار را تا حدی آرام کرده است. اما آیا این آرامش، نشانه «کارایی بیشتر» بازار است یا صرفاً «کرختی و بلاتکلیفی» ناشی از نبود یک محرک جمعی؟ نگاهی به تجربه بازار در اوج رونق ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ و مقایسه آن با شرایط امروز، نشان می‌دهد که فناوری، هم می‌تواند «قاتل تحلیل عقلانی» باشد و هم «ماسکی بر چهره ناکارآمدی‌های ساختاری». این گزارش به تحلیل این پدیده می‌پردازد.

دوران هیاهو؛ چگونه کانال‌های سیگنال، بازار را به طوفان کشاندند؟

بازار سرمایه ایران در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ یک «حباب حافظه‌ای» را تجربه کرد. شاخص کل بورس تهران از حدود ۵۰۰ هزار واحد به بالای ۲ میلیون واحد رسید و سپس سقوطی تاریخی را تجربه کرد. در پس این هیاهوی عظیم، یک عامل کلیدی وجود داشت: «کانال‌های سیگنال فروشی تلگرامی». این کانال‌ها با سرعت باورنکردنی، روایت‌های سطحی، غیرعلمی و غیراقتصادی را جایگزین تحلیل‌های بنیادی و ارزش‌گذاری‌های دقیق کردند. یک نمودار ساده با چند خط روند، یا شایعه‌ای مبنی بر تحولی باورنکردنی در یک شرکت، می‌توانست در چند دقیقه صف خرید سنگین بسازد و قیمت سهم را از ارزش ذاتی خود فاصله دهد. به زبان علمی، این پدیده یک «ناکارآمدی نیمه‌قوی سرعتی» (Semi-strong form inefficiency) بود. قیمت‌ها نه به اطلاعات واقعی (گزارش‌های مالی، شاخص‌های اقتصادی، صورت‌های جریان وجوه نقد)، بلکه به «نویز اطلاعاتی» و «هیجانات آنی» واکنش نشان می‌دادند. در واقع، دنیای دیجیتال در آن مقطع، ناکارآمدی سنتی بازار را از بین نبرد، بلکه آن را به شکل یک «هیولای مدرن» بازآفرینی کرد؛ هیولایی که تحلیل عقلانی را بیش از پیش به حاشیه راند.

خاموشی موتورهای هیجان؛ نفس آرام‌تر اما نه کارآمدتر

حالا بیاییم به چند ماه اخیر نگاه کنیم. پس از تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک و اختلال‌های گسترده در اینترنت، دسترسی به تلگرام و به تبع آن، فعالیت کانال‌های سیگنال‌دهی بورسی به شدت محدود شده است. این یک «آزمایش طبیعی ناخواسته اما بینهایت گویا» خلق کرده است. دستگاه تولید هیجان خاموش شده است. نتیجه مشهود چیست؟ «فروکش کردن بخش قابل توجهی از رفتار توده‌وار و هیجانات کور». بازاری که تا قبل از این با آدرنالین سیگنال‌ها می‌تپید، یکباره با کاهش محسوس نویز اطلاعاتی مواجه شده و تنفسش به ظاهر آرام‌تر شده است.

این موضوع قویاً نشان می‌دهد که آن «برآیند منفی» که بسیاری از تحلیلگران و سرمایه‌گذاران حرفه‌ای از کانال‌های سیگنال‌دهی حس می‌کردند، ریشه در واقعیتی علمی داشت. این کانال‌ها «کاتالیزور و هماهنگ‌کننده اصلی ناکارآمدی» بودند. قطع موقت آنها، هرچند با تلخی محدودیت اینترنت همراه است، عملاً به «معدل کارایی بازار» کمک کرده است. بازار دیگر هر چند دقیقه یک بار با یک خبر جعلی یا تحلیل سطحی به این سو و آن سو پرتاب نمی‌شود. اما اینجا یک پارادوکس عبرت‌آموز هم وجود دارد: در یک بازار ناسالم، پیشرفت فناوری الزاماً به کارایی منجر نمی‌شود. گاهی برای مهار ناکارآمدی ناشی از همان فناوری، به یک «شوک بیرونی» (مانند محدودیت اینترنت) نیاز داریم. این نشان می‌دهد که ساختار معیوب بازار، قوی‌تر از ابزارهای دیجیتال است.

آرامش امروز بورس کرختی است یا کارایی

با این حال، نباید فریب این آرامش ظاهری را خورد. قطعۀ گمشدۀ این پازل، همچنان «ساختار بازار» است. حذف کانال‌های تلگرامی، مشکل «رانت اطلاعاتی» و «عدم تقارن عمیق اطلاعاتی» بین بازیگران بزرگ (سهامداران عمده، نهادهای مالی، شرکت‌های کارگزاری) و بازیگران خرد (سرمایه‌گذاران عادی) را حل نکرده است. در واقع، این محدودیت احتمالاً ما را از یک «ناکارآمدی پرهیاهو» به سمت یک «ناکارآمدی خاموش» پرتاب کرده است. در ناکارآمدی پرهیاهو، حداقل سیگنال‌های کاذب و هیجانات به سرعت در قیمت‌ها منعکس می‌شدند (هرچند اشتباه). اما در ناکارآمدی خاموش، نقدینگی و اطلاعات در دست عده‌ای محدود باقی می‌ماند و بازار عملاً قفل می‌شود. با نگاهی به وضعیت فعلی بازار می‌توان دریافت که اگر بازار امروز آرام‌تر است، این آرامش نه از جنس «کارایی» (Efficiency)، که از جنس «کرختی و بلاتکلیفی» است. دو نیروی محرکه متضاد (از یک سو ریسک تشدید تنش‌های سیاسی-نظامی، از سوی دیگر کاهش ارزش پول ملی و تورم) سرمایه‌گذاران را در دو جهت متفاوت می‌کشند و نتیجه، نه تعادل، که «فلج تصمیم‌گیری» است. تحلیل‌های بنیادی و گزارش‌های شفاف شرکت‌ها در سامانه کدال، هنوز به عنوان مرجع اصلی تصمیم‌گیری جای خود را پیدا نکرده‌اند.

آینده بازار؛ نیاز به پیوند سرعت دیجیتال و عمق تحلیل

اصل صحبت این است که ما به ابزارهای دیجیتال برای «دموکراتیزه کردن اطلاعات» نیاز داریم. دسترسی آسان و ارزان به اطلاعات مالی، گزارش‌های حسابرسی شده، تحلیل‌های بنیادی و اخبار شفاف، حق مسلم هر سرمایه‌گذاری است. اما اگر «ظرف ساختاری بازار» (قوانین، شفافیت، حکمرانی، نظارت) ظرفی شکسته باشد، همین ابزارها به سیلابی تبدیل می‌شوند که ظرف را شدیدتر از قبل می‌کوبد. کانال‌های سیگنال‌دهی تلگرامی، نمونه بارز «سیلاب مخرب» بودند. آینده، از آنِ بازاری است که بتواند «سرعت دنیای دیجیتال» را با «عمق تحلیل بنیادی» و «استحکام نهادی» پیوند بزند. بازاری که در آن، سرمایه‌گذار خرد به جای دنبال کردن سیگنال‌های لحظه‌ای، به تحلیل صورت‌های مالی، ارزیابی تیم مدیریت، و درک چشم‌انداز صنعت تشویق شود. سازمان بورس و نهادهای ناظر باید به جای محدودیت‌های فنی (که موقتی هستند)، بر «افزایش شفافیت»، «نظارت بر نهادهای مالی» و «ساده‌سازی فرآیندهای تحلیل» تمرکز کنند. سرمایه‌گذاران نیز باید به مرور از «راه‌های کوتاه و فریبنده» دست بردارند و به سراغ منابع اطلاعاتی تحلیلی و معتبر بروند؛ منابعی که «خیال نمی‌فروشند» بلکه «واقعیت را آموزش می‌دهند». در غیر این صورت، هر بار که موتور هیجان روشن شود (با رفع محدودیت‌های اینترنت یا ظهور پلتفرم جدید)، محکوم به تکرار همان تراژدی‌های قبلی خواهیم بود. موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید