معادله فقر در تورم

معادله فقر در تورم

این روزها عده زیادی در پرداخت هزینه‌های روزانه خود مانده‌اند ، نه به این دلیل که بیکار با بیمار هستند، بلکه هزینه‌ها از درآمدها پیشی گرفته‌اند.

حامد هدائی: هوس صبحانه انگلیسی کرده بودم. با خودم گفتم بروم بساطش را تهیه کنم؛ بیکن گوشت، سوسیس فرانکفورتر، قارچ و غیره.

دستور پختش هم ساده است: اول قارچ را حسابی تفت می‌دهید تا برشته شود، بعد بیکن‌ها را آرام سرخ می‌کنید تا نرم شوند. برای هر نفر دو عدد سوسیس فرانکفورتر سرخ می‌کنید و همه این‌ها را توی سینی می‌چینید؛ کنارِ گوجه کبابی، خوراک لوبیا و دو تا تخم‌مرغ نیمرو.

خوراک لوبیا را باید از شب قبل درست کنید. یک مشت لوبیا چیتی را می‌پزید و آب اولش را می‌گیرید تا نفخش بپرد و باد توی روده‌هایتان جمع نشود! بعد پیاز را رنده می‌کنید، مقداری گلپر، فلفل، سیب‌زمینی خردشده، زردچوبه و چند قاشق رب گوجه‌فرنگی به مواد اضافه می‌کنید. به اندازه کافی آب می‌ریزید و می‌گذارید دو ساعت بپزد. سیب‌زمینی که پخته شد، کمی از آن را داخل قابلمه له می‌کنید تا خوراکتان لعاب بیندازد؛ نیازی به آرد و این مسخره‌بازی‌ها ندارید. لوبیا و سیب‌زمینی را به اندازه دو قاشق غذاخوری له کنید، کافی است. فردا صبح که خواستید صبحانه صرف کنید، در کنار موادی که آماده کرده‌اید بگذارید.

برای هر نفر هم دو عدد تخم‌مرغ نیمرو کافی است. من تخم‌مرغ را با روغن حیوانی سرخ می‌کنم؛ جوری تخم‌مرغ را می‌شکنم که زرده‌هایش را ببینم و می‌گذارم سفیده‌اش حسابی برشته شود. با هر نانی که دوست داشتید صرف کنید.
این‌ها را گفتم تا برسم به یک موضوع دیگر. خیلی‌ها دغدغه‌شان این چیزهاست، اما روزگار خرابی داریم. وقتی خریدهایم را انجام دادم، یک خانم مسن کنار ماشینم آمد و گفت: «می‌توانی برایم شیر بخری؟»

حالم بد شد. گفتم: «شما وارد فروشگاه بشو، هر چه دوست داشتی بردار، حسابش با من.» پشت سرش رفتم و آرام به آقا مهدی (صاحب فروشگاه) گفتم: «هر چه این خانم برداشت پای من حساب کن.» رفت و فقط یک شیشه شیر برداشت، تشکر کرد و رفت.

بعد از مدت‌ها رسیدِ پولِ فروشگاه را نگاه کردم؛ ۱۳۰,۰۰۰ تومان بابت پول شیر! اصلاً فکر نمی‌کردم یک شیشه شیر این‌قدر گران شده باشد. روحم جزغاله شد برای تمام کسانی که گرفتار این شرایط شده‌اند؛ آدم‌های آبرومندی که پول یک شیشه شیر را هم ندارند. ما چنین جامعه‌ای داریم؛ سرزمینی که در ثروت غرق شده و مردمانش شده‌اند میلیاردرهای کپرنشینی که دستشان به مال خودشان هم بند نیست.

 

دیدگاهتان را بنویسید