اسفند گیشهها سبک میشوند
اسفند گیشهها سبک میشوند، سالنها خلوتتر از همیشه نفس میکشند و پرده، بیش از هر زمان دیگری شبیه آینهای میشود که خستگی یک سال را بیواسطه نشان میدهد.
مستندساز یا کارگردان بازارمحور
کسی که با «ایستاده در غبار» بهعنوان چهرهای متفکر و آرمانخواه وارد سینمای ایران شد، اما در کمتر از یک دهه، از روایتهای ایدئولوژیک به ملودرامهای عامهپسند، از مستندگرایی تا سریالهای پرفروش نمایش خانگی، چرخید و بخشی از هویت سینماییاش را از دست داد. اکنون با پروژههایی چون «کلاغ» و «ماجرای نیمهشب»، پرسش اصلی این است: آیا مهدویان میتواند به ریشههای فکری خود بازگردد یا در چرخهی مصرفگرایی تصویری گم خواهد شد؟
روایت سینمای دفاع مقدس
سینمای دفاع مقدس، از دل جنگ و ایمان زاده شد؛ ژانری ایرانی که با گذر زمان، از آرمانگرایی معنوی به تکنیکگرایی حرفهای رسید، اما همچنان در جستوجوی تعادل میان فرم و معناست.
اسکار سکوتی پرهیاهو برای هیچ
حضور ایران در مراسم اسکار، برخلاف تصور رایج، نه دستاوردی ملی داشته و نه تصویری واقعی از سینمای ایران به جهان ارائه داده است. مرور تاریخچه این حضور نشان میدهد که نه در دوران پهلوی و نه در سالهای پس از انقلاب، این رویداد به ابزاری برای بازنمایی هویت مستقل فرهنگی ایران تبدیل نشده و بیشتر در خدمت منافع سیاسی، فردی یا تصویری بوده که دیگران از ما ساختهاند.
بازگشت نسل روایتگر سینما
در سالهای اخیر، تلاشهایی برای بازسازی تصویری لوکس و تحریفشده از دوران پهلوی در رسانههای سلطنتطلب شدت گرفته است. در پاسخ، فیلمسازانی چون کلاری، افخمی و جوزانی با آثار خود به بازخوانی واقعگرایانه آن دوره پرداختند—از محاکم قضایی و زندانیان سیاسی تا فقر و محرومیت اجتماعی. این آثار، برخلاف جریان غالب، تصویری انتقادی و مستند از تاریخ معاصر ایران ارائه دادند که در برابر روایتهای یکجانبه ایستادگی میکند.
چهرهها یا ایدهها؟ تلویزیون در آزمون جذابیت و نوآوری
با آغاز پخش برنامه مسابقهمحور «۱۰۰» با اجرای هادی حجازیفر، بار دیگر این پرسش مطرح شده که آیا حضور چهرههای محبوب برای موفقیت تلویزیون کافی است یا ایدههای نو حرف اول را میزنند؟ مرور برنامههایی چون «کلاه قرمزی»، «مهمونی»، «خندوانه» و «هزار و یک» نشان میدهد که ترکیب خلاقیت و چهرهسازی میتواند فرمول موفقیت باشد، اما تکیه صرف بر شهرت، بدون نوآوری، مخاطب را راضی نگه نمیدارد. تلویزیون امروز در تقاطع نوستالژی، تقلید و خلاقیت ایستاده است.
سینمای ایران در سال 1404
سینمای ایران در سال 1404 شاهد رویدادی بود که توجهها را به خود جلب کرد: برای اولین بار پس از حدود ۶ سال، یک فیلم غیرکمدی صدرنشین گیشه شد.
کارگردانان نسل نود؛ از سینما تا نمایش خانگی، آزمون سبک و سرمایه
ورود نسل تازهای از فیلمسازان ایرانی در دهه ۹۰، همزمان با تحولات اقتصادی سینمای ایران و رشد شبکه نمایش خانگی، بستری فراهم کرد تا کارگردانانی مانند هومن سیدی، محمدحسین مهدویان و نرگس آبیار در دو مدیوم سینما و سریالسازی طبعآزمایی کنند. این گزارش با نگاهی تحلیلی به آثار این سه چهره، به بررسی کیفیت روایت، سبک کارگردانی و تأثیر مناسبات مالی بر مسیر حرفهای آنان میپردازد؛ مسیری که گاه با نوآوری همراه بوده و گاه با تکرار و فاصله گرفتن از جهان نمایشی اولیه.
شکارگاه نیما جاویدی؛ روایتی معلق میان تاریخ، فانتزی و مثلثهای عشقی
سریال «شکارگاه» تازهترین اثر نیما جاویدی، تلاش دارد در بستر تاریخ قاجار، داستانی معمایی و پرتعلیق را روایت کند؛ اما پرداخت سطحی به روابط انسانی، حضور پررنگ زنان با منطق فمینیستی مدرن، و مثلثهای عشقی وامدار سریالهای ترکی، باعث شده این اثر میان واقعگرایی تاریخی و فانتزیهای غیرمنسجم سرگردان بماند. هرچند جاویدی در قاببندی و سکانس افتتاحیه، نشانههایی از مهارتهای کارگردانیاش را به نمایش گذاشته، اما ضعفهای فیلمنامه، شخصیتپردازیهای تیپوار، و بیتوجهی به منطق روایی، «شکارگاه» را به اثری چندپاره بدل کرده که نه درام است، نه تاریخ، و نه تریلر. آیا این سریال میتواند جایگاه جاویدی را پس از «سرخپوست» بازسازی کند یا گامی دیگر در مسیر افول اوست؟


























