زنجیره‌ای تامین بازار خودرو گسست
زنجیره‌ای تامین بازار خودرو گسست

دولت خودرو را واقعاً ارزان نکرده فقط قیمتِ کارخانه را سرکوب کرد و هزینه‌ی واقعیِ آن را به شکلِ رانت، قرعه‌کشی، زیانِ انباشته، بدهیِ بانکی، افتِ کیفیت و عقب‌ماندگیِ صنعتی، به کلِ کشور، تحمیل کرد. خودروساز، فقط یک کارخانه نیست؛ نبضِ یک زنجیره‌ی صنعتی است که با هر ضربه‌ای بر آن، کلِ اقتصاد، لرزه برمی‌دارد.

به گزارش سرمایه فردا، خودروسازِ، فقط یک کارخانه نیست.  حلقه‌ی انتهاییِ یک زنجیره‌ی عظیمِ صنعتی است. وقتی ایران‌خودرو یا سایپا، یک خودرو تولید می‌کند، پشتِ آن، ده‌ها صنعتِ دیگر درگیر می‌شوند؛ از فولاد برایِ ورقِ بدنه، پتروشیمی برایِ پلاستیک و پلیمر، مس برایِ سیم‌کشی، آلومینیوم برایِ قطعاتِ سبک، تا شیشه، لاستیک، باتری، قطعه‌سازی، ماشین‌سازی، رنگ، الکترونیک و حتی حمل‌ونقل و خدماتِ فنی. اما ما، برایِ اینکه خودرو، ظاهراً کمی ارزان‌تر به دستِ مردم برسد، قیمتِ کارخانه را دستوری، پایین نگه داشتیم. نتیجه، یک فاجعه‌ی زنجیره‌ای بود که تا امروز، گریبان‌گیرِ اقتصادِ کشور است.

رانتِ قرعه‌کشی؛ وقتی خودرو، بلیتِ شانس می‌شود

وقتی تولید، از تقاضا، کمتر بود، خودرو در بازارِ آزاد، گران‌تر فروخته شد و فاصله‌ی قیمتِ کارخانه و بازار، تبدیل به یک رانتِ بزرگ شد. برایِ تقسیمِ همین رانت، قرعه‌کشی راه افتاد؛ یعنی به‌جای اینکه خودرو، یک کالایِ عادی باشد، تبدیل به یک «بلیتِ شانس» شد. کسی که برنده می‌شد، گاهی بدونِ هیچ‌گونه تولید و زحمتی، از اختلافِ قیمتِ کارخانه و بازار، سود می‌کرد، اما خودروساز، همان خودرو را با زیان می‌فروخت.

پولِ توسعه، به جیبِ دلال‌ها

نتیجه، این شد که پولی که باید داخلِ شرکت می‌ماند و صرفِ توسعه می‌شد، به جیبِ دلال و برنده‌ی قرعه‌کشی رفت. خودروساز، بدهکار شد، پولِ قطعه‌ساز را دیر پرداخت کرد، قطعه‌ساز هم برایِ خریدِ موادِ اولیه و پرداختِ حقوق، گرفتار شد و کلِ زنجیره، به‌جای رشد، فقط سعی کرد که زنده بماند.

وقتی خودروساز، سود و جریانِ نقدی نداشته باشد، دیگر نمی‌تواند رویِ موتورِ جدید، گیربکسِ بهتر، پلتفرمِ مدرن، ایمنی، کاهشِ مصرفِ سوخت، خودرویِ برقی، کیفیتِ مونتاژ و تحقیق‌وتوسعه، سرمایه‌گذاری کند. او از تأمین‌کننده، محصولِ پیشرفته‌تر نمی‌خواهد، چون اولویتِ اصلی‌اش، فقط این است که خطِ تولید، نخوابد.

کلِ زنجیره خودرو ضربه می‌خورد

در نتیجه، فولادساز هم انگیزه‌ی کمتری برایِ تولیدِ ورق‌هایِ پیشرفته و مقاومِ خودرویی دارد، پتروشیمی، سراغِ گریدهایِ مهندسی و باکیفیت‌تر نمی‌رود، قطعه‌ساز، ماشین‌آلاتش را نوسازی نمی‌کند و صنایعِ مس، آلومینیوم، لاستیک، شیشه و الکترونیک نیز بازارِ بزرگی برایِ توسعه، پیدا نمی‌کنند. یعنی با زیان‌ده‌کردنِ خودروساز، فقط دو شرکت را خراب نکردیم؛ تقاضایِ کلِ یک زنجیره‌ی صنعتی را ضعیف کردیم. زنجیره‌ای که می‌توانست باعثِ رشدِ تولید، اشتغال، بهره‌وری، کیفیت، صادرات و ارزش‌افزوده‌ی بیشتر شود.

سودآوری، به‌تنهایی کافی نیست

البته، سودآوری به‌تنهایی، کافی نیست. اگر خودروساز، انحصاری باشد، ممکن است سود کند، اما باز هم کیفیت را بالا نبرد. خودروساز باید هم سودآور باشد، هم در برابرِ واردات، خودروسازِ خصوصی و استانداردهایِ سخت‌گیرانه، رقابت کند. در فضایِ رقابتی، اگر کیفیت پایین باشد یا قیمت بالا برود، مشتری، سراغِ رقیب می‌رود و شرکت برایِ بقا، مجبور می‌شود رویِ تحقیق و توسعه، کاهشِ هزینه، ایمنی و کیفیت، کار کند.

رقابت، فقط بینِ دو خودروساز نیست

در چنین فضایی، رقابت فقط بینِ دو خودروساز نبود؛ فولادساز برایِ ورقِ بهتر، پتروشیمی برایِ پلیمرِ بهتر، قطعه‌ساز برایِ قطعه‌ی دقیق‌تر و ماشین‌ساز برایِ خطِ تولیدِ پیشرفته‌تر، با هم رقابت می‌کردند. این رقابت، می‌توانست کلِ زنجیره را به سمتِ کیفیت و بهره‌وری، هدایت کند.