با وجود ارزندگی بسیاری از سهام، این ریسکها ممکن است بورس را برای مدتی درگیر اصلاح زمانی، قیمتی یا ترکیبی از هر دو نگه دارند.
شهیر محمدنیا: نشانههای واگرایی منفی در نمودار شاخص کل بورس، چند روزی بود که زنگهای هشدار را به صدا درآورده بود. افت اخیر بازار، نشان داد که این هشدار تکنیکال، به درستی عمل کرده است. در همین حال، خروج ۲۵ همتی نقدینگی از بازار در تنها یک هفته پس از خروج ترامپ از تفاهمنامه، ابعاد تازهای از نااطمینانی را آشکار کرده است. این در حالی است که از زمان بازگشایی بورس در ۲۹ اردیبهشت تا رسیدن به سقف ۱۶ تیر، حدود ۶۶ همت پول وارد بازار شده بود. حال، بازار درگیر ریسکهای مهمی مانند ادامه محاصره دریایی، نااطمینانیهای جنگ و نرخ بهره ۴۰ درصدی است.
واگرایی منفی؛ هشداری که جدی گرفته شدنمودار شاخص کل بورس، طی روزهای گذشته، نشانههایی از واگرایی منفی را به نمایش گذاشته بود. این الگوی تکنیکال که معمولاً پیشدرآمدی بر اصلاح قیمت است، این بار نیز به درستی عمل کرد و بازار در روزهای اخیر با افت همراه شد. واگرایی منفی زمانی رخ میدهد که قیمتها به سقفهای جدیدی دست مییابند، اما نوسانگرهایی مانند RSI یا MACD قادر به تأیید این رشد نیستند. این وضعیت، هشداری جدی برای معاملهگران محسوب میشود.
خروج ۲۵ همتی؛ دومینوی نقدینگی پس از خروج ترامپ
از زمان بازگشایی بورس در ۲۹ اردیبهشت تا رسیدن شاخص به سقف خود در ۱۶ تیر، حدود ۶۶ همت پول وارد بازار شده بود. این ورود نقدینگی، یکی از مهمترین محرکهای رشد بازار در آن دوره بود. اما با خروج ترامپ از تفاهمنامه، تنها طی یک هفته، حدود ۲۵ همت از این پول از بازار خارج شده است. این خروج سریع و سنگین، نشاندهندهٔ حساسیت بالای سرمایهگذاران به ریسکهای سیاسی و نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی است.
رابطهای دوسویه نرخ بهره و تورم
از سوی دیگر، اگر نرخ دلار در بازار آزاد افزایش پیدا کند، بهتدریج نرخ ارز در مرکز مبادله نیز بالا خواهد رفت. این موضوع، از محل افزایش درآمد ریالی شرکتهای صادراتی، میتواند به نفع بورس باشد. شرکتهای صادراتی، بخش مهمی از درآمد خود را به ارز دریافت میکنند و با افزایش نرخ ارز، درآمد ریالی آنها افزایش یافته و سودآوری بهبود مییابد. با این حال، این رابطه، یکطرفه نیست و افزایش نرخ ارز نیز خود میتواند تحت تأثیر عوامل دیگری قرار گیرد.
ریسکهای پیشرو از محاصره تا نرخ بهره
این حال، بازار همچنان با ریسکهای مهمی روبهروست. ادامه محاصره دریایی، نااطمینانیهای مربوط به جنگ، و نرخ بهره حدود ۴۰ درصدی که احتمال افزایش بیشتر آن نیز وجود دارد، فشار قابلتوجهی بر بازار وارد میکند. محاصره دریایی، زنجیره تأمین بسیاری از صنایع را مختل کرده و نااطمینانی جنگ، سرمایهگذاریهای جدید را با تردید مواجه ساخته است. همچنین نرخ بهره بالا، هزینه تأمین مالی شرکتها را افزایش داده و جذابیت سرمایهگذاری در بورس را کاهش میدهد
ارزندگی بسیاری از سهام در ۱۴۰۵
با وجود ارزندگی بسیاری از سهام، این ریسکها ممکن است بورس را برای مدتی درگیر اصلاح زمانی، اصلاح قیمتی یا ترکیبی از هر دو نگه دارند. به عبارت دیگر، با وجود اینکه بسیاری از سهام، در قیمتهای فعلی، ارزان به نظر میرسند، اما جوّ حاکم بر بازار و ریسکهای موجود، ممکن است مانع از رشد آنها در کوتاهمدت شود. سرمایهگذاران، باید بین ارزندگی سهام و ریسکهای موجود، تعادل برقرار کنند.
سرمایه، در حال حاضر، درگیر تقابل دو جریان متضاد است: از یک سو، ارزندگی سهام، و از سوی دیگر، ریسکهای سیاسی و اقتصادی. خروج سریع نقدینگی، نشاندهندهٔ غلبه جریان دوم در روزهای اخیر است. به نظر میرسد بازار تا روشن شدن تکلیف محاصره دریایی، جنگ و نرخ بهره، در یک فاز انتظار و اصلاح به سر خواهد برد. با این حال، در صورت رفع این ریسکها، ارزندگی فعلی میتواند زمینهساز یک رشد پایدار باشد.




















