کشورهای منطقه خاورمیانه در مواجهه با تفاهمنامه خرداد ۱۴۰۵، به دو اردوگاه متضاد تقسیم شدند: گروه پیروز به رهبری ترکیه-عربستان و گروه ناموفق به رهبری اسرائیل. در پشت پردهٔ این توافق، تقابل عمیقی میان آنکارا و تلآویو شکل گرفته که میتواند نظم نوین خاورمیانه را برای دهههای آینده تعیین کند.
یدالله کریمی پور: ترکیه با تکیه بر نفوذ منطقهای خود و بهرهگیری از حمایت قطر، عربستان، پاکستان، عمان و همدلی چین و اروپا، موفق شد از فروپاشی جمهوری اسلامی و تغییر موازنهٔ منطقه به نفع اسرائیل جلوگیری کند. اما این پیروزی، پایان ماجرا نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای جدید از رقابتهای استراتژیک میان دو قدرت منطقهای است.
با تکوین تفاهمنامه خرداد ۱۴۰۵، کشورهای منطقه در دو گروه متضاد جای گرفتند. گروه پیروز به رهبری ترکیه-عربستان و متشکل از پاکستان، قطر، عمان، کویت، اردن، مصر و عراق، خواهان پایان جنگ و برقراری صلح با تثبیت جمهوری اسلامی بودند. در مقابل، گروه ناموفق به رهبری اسرائیل، شامل امارات متحده، بحرین و جمهوری آذربایجان، بر ادامه کشمکش و جنگ تا تغییر رژیم در ایران تأکید داشتند. با این حال، در روزهای منتهی به تصویب تفاهمنامه، امارات بهطرزی عجیب در حال تغییر موضع به نفع همگرایی با ایران و گروه اول بود.
مهمترین هدف استراتژیک گروه ترکیه-عربستان، جلوگیری از افزایش قدرت منطقهای اسرائیل بود. با شکست جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با رژیمی متمایل به اسرائیل، توازن کنونی منطقه به نفع اسرائیل بر هم میخورد و این، کاریترین زخم استراتژیک برای اهداف درازمدت ترکیه محسوب میشود. به همین دلیل، آنکارا با تمام توان و با بهرهگیری از نفوذ قطر، عربستان، پاکستان و عمان و جلب حمایت اروپا و همدلی چین، به نفع تصمیمسازی ترامپ وارد گود شد.
در این مبارزهٔ پشتپرده، دست اسرائیل از هر جهت بسته ماند. حزبالله دستنخورده باقی ماند، عقبنشینی از جنوب لبنان تا حدودی محرز شد، نظام جمهوری اسلامی پابرجا ماند و ادامهٔ جنگ فعلاً متوقف شد. کار به جایی رسید که ترامپ پیشنهاد کرد سوریه را مأمور سرکوب حزبالله کند، اما اسرائیل به دلیل آنکه جولانی را دستنشاندهٔ اردوغان میداند، با چنین طرحی از بیخ و بن مخالفت کرد. زیرا آن را جایگزین کردن نیرویی جوان و ناشناختهٔ بنیادگرا به جای حزبالله کاملاً شناختهشده میدانست؛ آن هم نیرویی نیابتی ترکیه.
از سوی دیگر، طی دو جنگ (۱۲ روزه و ۳۹ روزه)، مناسبات شکوهمند و تودرتوی آنکارا-باکو نیز خدشهدار شد. هرچند دو کشور در حمایت از ترامپ حین دو جنگ، در کارکرد نظامی سنگ تمام گذاشتند، اما این تنشها نشان داد که حتی مستحکمترین اتحادهای منطقهای نیز در برابر موجهای جدید سیاسی، آسیبپذیرند.
با تأیید و ادامهٔ تفاهمنامه، دهها بازی جدید و کشمکش در خاورمیانه افزوده خواهد شد: چگونگی ادامهٔ پیمان ابراهیم، چگونگی ادارهٔ غزه و کرانهٔ باختری، و سرنوشت پیچیدهٔ دروزیها و کردهای سوریه. این مسائل، همگی عرصههای جدیدی برای رقابت ترکیه و اسرائیل خواهند بود.
به هر روی، از این پس کشمکش اصلی و محوری (استراتژیک) در منطقه، میان ترکیه و اسرائیل خواهد بود. تفاهمنامه خرداد ۱۴۰۵، هرچند بهطور موقت به جنگ پایان داد، اما آتش رقابتهای ژئوپلیتیک را میان دو قدرت منطقهای شعلهورتر ساخت. آنکارا که با موفقیت از تثبیت جمهوری اسلامی و تداوم محور مقاومت دفاع کرد، اکنون خود را برای مرحلهٔ جدیدی از نبرد با اسرائیل آماده میکند؛ نبردی که در آن، ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی، همگی بهکار گرفته خواهند شد تا توازن قوا در خاورمیانه را به نفع خود تغییر دهند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا