تئاتر ایران در شرایط سخت اقتصادی با کاهش مخاطب و افزایش هزینهها روبهروست، اما هنرمندان بدون حمایت مالی همچنان نمایش تولید میکنند
سرمایه فردا؛ آرتین توکلی: بحرانهای اجتماعی و سیاسی، جنگ، فشار اقتصادی کمرشکن، مشکلات معیشتی و قطعی اینترنت بینالملل؛ فهرستی بلندبالا از چالشهایی که گویی کمر به نابودی تئاتر ایران بستهاند. در کنار اینها، افزایش سرسامآور هزینههای تولید و دشواری جذب مخاطب، هنرمندان این عرصه را بیش از پیش در تنگنا قرار داده است.

با این حال، تئاتر ایران، همچنان استوار، اما خسته، در برابر موج مشکلات قد علم کرده است. در مجموعه تئاترشهر نیز نمایشهای «کانگوروی ژاپنی»، «بیست و چهار» و «زندانی خیابان دوم» بر روی صحنه هستند. اما پرسش اصلی اینجاست که کارگردانان با چه دغدغهها و امیدهایی نمایشهایشان را به روی صحنه بردهاند و چه اوضاع و احوالی دارند؟ «هفتصبح» با کارگردانان این ۳ نمایش گفتوگو کرده است تا از تلخیها و شیرینیهای این روزهای تئاتر ایران بگویند.
مسعود میرطاهری، که نمایش «کانگوروی ژاپنی» را از ۶ اردیبهشت دوباره در سالن سایه تئاترشهر روی صحنه خواهد برد، وضعیت امروز تئاتر ایران را تکاندهنده و اسفبار میخواند. او در این باره میگوید: «در حال حاضر، تئاتر به کالایی لوکس و گران تبدیل شده است. علاوهبر این، فرهنگ تئاتر دیدن و اینکه تئاتر میتواند ابزاری برای سرگرمی و تولید اندیشه باشد، در میان مردم ما شکل نگرفته.» او در ادامه بیان میکند: «مردم دل و دماغ تئاتر دیدن را ندارند.

وقتی مردم در تأمین نیازهای اولیه خود مانند خوراک و پوشاک از لحاظ اقتصادی با مشکل مواجهاند، انتظار خرید بلیتهای گرانقیمت تئاتر منطقی نیست.» کارگردان و تهیهکننده «کانگوروی ژاپنی» به تجربه اجرای نمایشش در زمستان گذشته اشاره میکند: «با وجود اینکه یک سال تمرین کرده بودیم، بعد از وقایع دیماه به سختی توانستیم برای ۱۸ شب، ۶۰۰-۵۰۰ نفر تماشاگر را به سالن بکشانیم و ۶ اجرا هم به خاطر جنگ لغو شد.
اما اگر الان از من بپرسند که تئاتر ایران چه وضعیتی دارد، میگویم تئاتری وجود ندارد و هیچ کورسوی امیدی هم نیست. خود من از بهمنماه خانهنشین شدهام و بهطور کلی، ما تئاتریها ماندهایم که چه کار کنیم.» او مجموعه تئاترشهر را فضایی «بسته و زشت» میخواند و آن را به زندان تشبیه میکند: «تئاترشهر مثل زندان است؛ دورش را بستهاند و فضایی به وجود آوردهاند که نه دیده میشود و نه کسی از اتفاقات درون آن خبر دارد. هیچ رفتوآمدی هم نیست و فضا بسیار سرد و بیروح است.»
یکی از مشکلات مهمی که این کارگردان تئاتر به آن اشاره میکند، مسئله تبلیغات است: «دیگر اینترنتی برای تبلیغ آثار نمایشی وجود ندارد. با توجه به هزینهها، گشتن در خیابانها و پخش تراکت و پوستر عملاً غیرممکن است. همین حالا چاپ هزار نسخه تراکت A5 حداقل سه میلیون تومان هزینه دارد و چاپ یک پوستر نیز ۴۰۰هزار تومان تمام میشود.»
او سپس «کانگوروی ژاپنی» را اینگونه توصیف میکند: «نمایش ما روایتگر خواستنها و نخواستنهای آدمهاست؛ به تصویر کشیدن روابط انسانی و کسانی که صرفاً به دنبال تحمیل نظر خود هستند. ما قصد نداریم چیزی را به مخاطب تحمیل کنیم یا نقش و مدرس را بازی کنیم؛ داستان خودمان را تعریف میکنیم و امیدواریم نمایشمان بتواند تأثیر مثبتی بر تماشاگران بگذارد.»
میرطاهری همچنین درباره وضعیت فروش نمایشها توضیح میدهد: «کدام گروه نمایشی امروز اطمینان دارد که نمایشش فروش خواهد رفت؟ سالنها اکثراً تعطیلاند و آن معدود گروههایی هم که اجرا میروند، هیچ تضمینی برای فروش ندارند. حتی قبل از آتشبس به ما پیشنهاد دادند که از ۱۵ فروردین نمایش را روی صحنه ببریم، اما چه کسی زیر بمباران سراغ تئاتر میآید؟ ما الان صرفاً از روی دلخوشی نمایشمان را اجرا میکنیم و هیچ توقعی از مخاطب نداریم، چراکه در این وضعیت، اولویت اول مردم قطعاً تئاتر نیست.»
علی حیدری، نویسنده و کارگردان نمایش «بیست و چهار»، که اقتباسی از «شب بیست و یکم» محمود استادمحمد را در کارگاه نمایش تئاترشهر روی صحنه برده، معتقد است تئاتر در شرایط بحران، هم میتواند به تنشها بپردازد و هم گاهی راه گریز از آنها را نیز فراهم میآورد. او این باور رایج که تئاتر باید برای مشکلات راهحل ارائه دهد را رد میکند و میگوید:
«در سراسر دنیا، تئاتر، راهیست برای طرح مسئله، نه حل مسئله. رسالت تئاتر در روزهای کنونی، مستندنگاری دراماتیک از طریق نمایشنامهنویسی است؛ هدفی که میتواند برای ساعتی به آرامش ذهنی مخاطب نیز منجر شود.» کارگردان نمایش «بیست و چهار» به مشکلات اقتصادی نیز اشاره میکند: «تئاتر در تولید، به طرز عجیبی تنهاست و کارگردان و تهیهکننده برای اجرای نمایششان باید ریسکی تمامعیار به جان بخرند، چون بازگشت سرمایه در این حرفه، هیچگاه قطعی نیست.»
حیدری به دوران پس از وقایع دیماه اشاره میکند؛ زمانی که تبلیغات مجازی، چه به دلیل قطعی اینترنت بینالملل و چه شرایط کلی جامعه، ناممکن شد. با این حال، او معتقد است که این دشواریها، دریچه تازهای به روی او و همکارانش گشودهاند: «یاد گرفتیم که فضای مجازی تنها رکن تبلیغات نمایش نیست و همچنان هستند مخاطبانی که ما را روی صحنه پیدا کنند. من قدردان کسانی هستم که در این روزهای سخت تئاتر را تنها نگذاشتهاند.
البته همچنان دولت هیچ کمکی به تئاتر نمیکند و از طرف دیگر، مدتی است که ما شاهد حذف و نحیف شدن صحنهآرایی، طراحی صحنه و لباس نمایشها هستیم؛ آن هم از روی اجبار و به خاطر مشکلات اقتصادی فراوان.» او تئاترشهر را نمادی از جاری بودن زندگی در پایتختی میداند که هنوز تکلیف آیندهاش، از جمله احتمال بازگشت به جنگ، مشخص نیست. حیدری با اشاره به ادامه حیات در جامعه، تأکید میکند که تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیست و همواره هستند کسانی که چراغ تئاتر ایران را روشن نگه دارند.
نویسنده و کارگردان نمایش «بیست و چهار» معتقد است: «اجرای آثار نمایشی محدود است اما تئاتر متفکرانه و نمایشی که به شعور و چشم مخاطب احترام میگذارد، همچنان انتخاب اول تماشاگران است. حتی فکر میکنم جنگ و فشارهای اقتصادی باعث میشوند که میل به فکر کردن و اندیشیدن بیشتر شود. فیلسوفان و اندیشمندان نیز اشاره کردهاند که انسان در غم، متفکرتر است. بنابراین، غمی که درون همه ما وجود دارد، در انتخاب تئاتری که میبینیم نیز تأثیر میگذارد.»
علی حیدری درباره نمایش خود توضیح میدهد: «ما در نمایش «بیست و چهار»، متن اصلی محمود استادمحمد را حفظ کردهایم، اما آن را در بستر روایی گستردهتر و با رویکردی چندصدایی بازآفرینی کردهایم. این ایده که چگونه میتوان متون کهن را به شکلی نو و چندوجهی ارائه داد، انگیزه اصلی من برای اجرای این نمایش بود.» در نهایت، چشمانداز آینده تئاتر ایران از نگاه این کارگردان چنین است: «تئاتر ایران راهش را ادامه میدهد؛ هرچند سخت، پیچیده و تلخ. اما راه قدرت گرفتن این جریان، در نظر گرفتن بودجههای حمایتی برای گروههای نمایشی و مماشات شورای ارزشیابی و نظارت با گروههاست. بازگشت جشنواره تئاتر دانشگاهی نیز میتواند به پویایی تئاتر ما کمک کرده و جانی تازه به این چرخه تزریق کند.»
نمایش «زندانی خیابان دوم» نوشته نیل سایمون، که این روزها در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر، روی صحنه است، با بازی خیام وقار کاشانی، الهه شهپرست، مرضیه صدرایی و وحید نفر، نگاهی کمدی به معضلات اجتماعی و اقتصادی دارد. سیدجواد روشن، کارگردان این نمایش میگوید: «موضوع نمایشنامه، یعنی بیکاری، مشکلات اقتصادی و فشارهایی که بر خانوادهها وارد میشود، برای مخاطب امروز ایرانی کاملاً قابل لمس است و با جامعه ما بیگانه نیست.
نیل سایمون در این اثر نگاهی انتقادی – اعتراضی به سیاستهای اقتصادی دوران خود دارد. مسائل مطرحشده در نهایت انسانی هستند و محدود به زمان و مکان خاصی نمیشوند. اقتصاد میتواند بنیان خانواده را سست کند و در این نمایش، پدر خانواده تحت تاثیر این مشکلات دچار پریشانی روحی میشود؛ اضطراب جای آرامش را گرفته و روابط زناشویی را به چالش میکشد. نیل سایمون با زبانی شیرین، این مسائل را در قالب یک کمدی سیاه مطرح میکند و پایان خوش آن نیز امیدی در میان سیاهیهاست.
این فضای کمدی صرفاً سرگرمکننده نیست و لایههای اجتماعی عمیقی دارد و نقدهای تلخ و گزندهای را در خود جای داده است. اصلاً یکی از کارکردهای کمدی همین است که تلخیها را کمی شیرین میکند.» تولید تئاتر در ایرانِ امروز با موانع متعددی روبهروست که مهمترین آنها، عدم تناسب اقتصادی است. روشن در این باره توضیح میدهد: «تولید تئاتر در شرایط فعلی با چالشهایی جدی روبهروست. نباید فروش میلیاردی چند اثر، ما را از واقعیت دور کند.
تعداد مخاطبان به اندازه افزایش سالنها و اجراها رشد نکرده و هزینههای تولید با درآمد گیشه تناسب ندارد، بهخصوص که بسیاری از سالنها ظرفیت کمی دارند و اجرای نمایش در آنها از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیست. در این میان، با کاهش حمایتهای دولتی، این عشق و علاقه هنرمندان است که تئاتر را سرپا نگه میدارد؛ هنرمندانی که گاه برای به روی صحنه بردن یک نمایش از حق خود نیز میگذرند. شرایط اجتماعی هم مشکلات را تشدید میکند.
قطعی اینترنت چرخه تبلیغات را مختل میکند، ناآرامیها بر روحیه تماشاگران و هنرمندان تأثیر میگذارد و طبیعتاً اجرای تئاتر نیازمند آرامش است، نه بحران. تعطیلی سالنها به بهانههای مختلف، برنامهریزی را سخت میکند. سایه جنگ در منطقه نیز بر جامعه سنگینی میکند و همه اینها باعث شد تا نمایش ما در میانه تمرینات با ابهاماتی جدی در مورد امکان اجرا مواجه شود. برخلاف سینما که امکان اکران در زمان مناسب را دارد، تئاتر نیازمند فاصله کم بین آمادهسازی و اجراست و هرگونه وقفه، صدمهای جدی به آن وارد میکند. با وجود تمام این سختیها، ما توانستیم با موفقیت از این مرحله عبور کرده و به روی صحنه برویم.»
این کارگردان تئاتر معتقد است: «تئاتر، مانند سایر هنرها، نیازی پنهان اما حیاتی در زندگی اجتماعی انسانهاست. در حالی که نیازهای جسمی، ملموس و فوری هستند، نیازهای روحی و ذهنی مانند معاشرت، تفریح و زیباییشناسی، اگرچه کمتر احساس میشوند، اما برای سلامت روان ضروریاند. خستگی ذهن با استراحت جسم برطرف نمیشود؛ ما به رنگ، موسیقی و هنر نیاز داریم تا بر ناخودآگاهمان تأثیر بگذارد و به ما احساس آرامش و لذت ببخشد.
حضور جمعی در اجرای تئاتر، حسی از زندگی و امید را القا میکند؛ ما درمیابیم که تنها نیستیم و زندگی ادامه دارد. بهطور کلی، تئاتر دو کارکرد مهم دارد: اول، سرگرمی و ایجاد نشاط که باعث انبساط خاطر میشود، و دوم، تحریک تفکر و اندیشه. این اثرگذاری فرهنگی و امیدبخشی، دلیل اهمیت اجرای تئاتر است.
البته قبول دارم که شرایط برای هنرمندان و مخاطبان دشوار است. سایه جنگ و از دست دادن عزیزان، مشکلات دسترسی به اینترنت و ابزارهای اطلاعرسانی، نگرانیهایی برای حضور مخاطب ایجاد میکند. اما مردم پس از دورهای تعطیلی و فشار روحی، نیاز به هنر و تئاتر را احساس کردهاند. خوشبختانه، در دور دوم اجراها از اوایل اردیبهشت، استقبال خوبی صورت گرفته و امیدواریم این روند ادامه یابد.»
سیدجواد روشن در پایان، نقش حیاتی تئاتر را اینگونه شرح میدهد: «تئاتر صرفاً سرگرمکننده نیست؛ سرگرمی شرط لازم آن است، اما کافی نیست. تئاتر با اندیشه و تفکر پیوند دارد و بستری برای گفتوگو و نقد فراهم میکند. اشکال مختلف تئاتر، مانند تئاتر تعاملی، آموزشی و درمانی، میتوانند در بحرانها بسیار موثر باشند.
اجرای تئاتر، فارغ از محتوایش، امیدبخش است و در بازسازی روانی جامعه نقش مهمی ایفا میکند؛ چراکه تئاتر، نماد جاری بودن زندگی است. بههرحال، اینجا چراغی روشن است و زندگی جریان دارد. از همین رو، ما هنرمندان در صحنه حاضر میشویم تا پیامآور اندیشه، امید و زندگی باشیم؛ این است اهمیت وجود تئاتر.»
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا