خبر کاهش تنشهای ژئوپلیتیک میان ایران و آمریکا، نه به سقوط که به رشد قیمت طلا منجر شد. در حالی که منطق میگوید صلح، طلای امن را ارزان میکند، اما مکانیسمهای پنهان بازار، داستان دیگری روایت میکنند. کاهش فشار بر بانکهای مرکزی منطقه برای فروش طلا و همزمان انتظار برای توقف افزایش نرخ بهره، دو موتوری هستند که میتوانند فلز زرد را به سمت قلههای جدید هدایت کنند.
به گزارش سرمایه فردا، قاعده قدیمی بازارهای مالی همیشه میگفت: «طلا در بحران میدرخشد و در صلح خاک میخورد.» اما تحولات هفتههای اخیر نشان میدهد که این قاعده قدیمی دارد دستخوش تغییر میشود. خبر توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، برخلاف انتظار اولیه، نه تنها قیمت طلا را پایین نیاورده، بلکه برخی تحلیلگران از آن به عنوان یک «محرک صعودی» نام میبرند. چرا؟ پاسخ در دو مکانیسم ظریف اما قدرتمند نهفته است: عرضه بانکهای مرکزی و انتظارات نرخ بهره. گزارشی از چرایی این پارادوکس اقتصادی.
معمولاً وقتی ریسک جنگ و تنش کاهش مییابد، سرمایهگذاران از پناهگاه امن طلا خارج میشوند و به سمت داراییهای پرریسکتر مثل سهام حرکت میکنند. اما در سناریوی توافق ایران و آمریکا، یک بازیگر کلیدی وجود دارد که دقیقاً برعکس عمل میکند: بانکهای مرکزی کشورهای حاشیه خلیج فارس.
چه اتفاقی میافتد؟ کشورهایی مثل امارات، قطر، بحرین و عربستان در سالهای اخیر به دلیل ریسکهای ژئوپلیتیک بالا (جنگ در اوکراین، تنش در خاورمیانه، ترس از گسترش درگیری) ذخایر طلای خود را افزایش دادهاند. اما در شرایط تنش، این بانکهای مرکزی همیشه آماده «نقد کردن» بخشی از طلاهای خود هستند تا در صورت لزوم نقدینگی دلاری تأمین کنند. حالا اگر خبر توافق منتشر شود و ریسک منطقهای کاهش پیدا کند، این بانکها دیگر انگیزهای برای فروش ذخایر طلای خود نخواهند داشت.
تأثیر بر بازار: فشار فروش از سمت بانکهای مرکزی کاهش مییابد. عرضه طلا در بازار جهانی کمتر میشود. با ثابت ماندن تقاضا، قیمت بالا میرود.
تحلیل میزان تأثیرگذاری و درصد تغییر: بر اساس گزارش شورای جهانی طلا (WGC)، بانکهای مرکزی کشورهای خاورمیانه در دو سال گذشته حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل خرید سالانه طلا (تقریباً ۱۵۰ تا ۲۰۰ تن) را به خود اختصاص دادهاند. اگر این بانکها به جای فروش، تصمیم به نگهداری بگیرند، عملاً ۲ تا ۳ میلیارد دلار فشار فروش از روی بازار برداشته میشود. این میتواند طی سه ماه پس از توافق، اثر صعودی حدود ۳ تا ۶ درصدی بر قیمت انس طلا داشته باشد (رشد ۱۳۵ تا ۲۷۰ دلاری از سطح ۴۵۰۰ دلاری).
یک نکته مهم (روند بلندمدت): تحلیلگران تأکید میکنند که حتی با توافق ایران و آمریکا، «روند ریسکها در جهان ترامپی کماکان بالاست». یعنی جهان هنوز در دورهای از بیثباتی ژئوپلیتیک (اوکراین، تایوان، اختلافات تجاری آمریکا و چین) قرار دارد. بنابراین، اثر کاهشی فروش بانکهای مرکزی منطقهای، فقط یک محرک کوتاهمدت و میانمدت است و روند صعودی بلندمدت طلا را معکوس نمیکند.
مکانیسم دوم، پیچیدهتر اما قدرتمندتر است. بازارهای مالی معمولاً «قبل از وقوع رویدادها، آنها را قیمتگذاری میکنند». خبر توافق احتمالی، زنجیرهای از انتظارات را در بازار ایجاد میکند.
با کاهش تنشها، این انتظار شکل میگیرد که تنگه هرمز که یکی از شاهراههای حیاتی حمل نفت جهان است، با امنیت بیشتری باز خواهد ماند. این یعنی فشار بر قیمت نفت کاهش مییابد.
نفت ارزانتر به معنای تورم جهانی پایینتر است. وقتی تورم کاهش مییابد، بانکهای مرکزی (به ویژه فدرال رزرو آمریکا) دیگر مجبور نیستند نرخ بهره را بالا ببرند یا آن را در سطوح بالا نگه دارند.
بازارها بلافاصله شروع میکنند به پیشبینی اینکه «نرخ بهره واقعی» (نرخ بهره اسمی منهای تورم) کاهش خواهد یافت. این دقیقاً همان جایی است که طلا وارد بازی میشود.
چرا نرخ بهره واقعی پایین برای طلا خوب است؟ طلا یک دارایی «بدون بازده» است. یعنی سود یا بهرهای به مالک آن نمیدهد. وقتی نرخ بهره واقعی بالا باشد، نگهداری طلا هزینه فرصت بالایی دارد (چون میتوانستی پولت را در بانک بگذاری و سود خوبی بگیری). اما وقتی نرخ بهره واقعی پایین میآید یا منفی میشود، این هزینه فرصت از بین میرود و طلا جذاب میشود.
تحلیل میزان تأثیرگذاری و درصد تغییر: هر کاهش ۰.۵ درصدی در نرخ بهره واقعی آمریکا، به طور تاریخی با افزایش ۵ تا ۸ درصدی قیمت طلا همراه بوده است. اگر بازارها انتظار داشته باشند که فدرال رزرو در سال آینده یک یا دو بار نرخ بهره را کاهش دهد (مجموعاً ۰.۵ تا ۰.۷۵ درصد)، این اثر صعودی بر طلا میتواند بین ۵ تا ۱۲ درصد (۲۲۵ تا ۵۴۰ دلار رشد از سطح ۴۵۰۰ دلاری) باشد.
نیروی اول (کاهش فروش بانکهای مرکزی) مانند «بستن یک شیر خروجی» از مخزن طلاست. نیروی دوم (انتظار کاهش نرخ بهره واقعی) مانند «باز کردن یک شیر ورودی» جدید به سمت طلاست. ترکیب این دو میتواند یک اثر هم افزایی قدرتمند خلق کند.
اگر توافق پایدار باشد و اثرات آن در اقتصاد جهانی تثبیت شود، طلا میتواند سقف تاریخی خود در ۵,۶۰۰ دلار را دوباره آزمایش کند. این به معنای رشد ۲۴ درصدی از سطح فعلی است.

تحلیلگران تأکید میکنند که نباید تأثیر توافق احتمالی را بیش از حد بزرگ کرد. جهان هنوز در «دوره ترامپی» با ریسکهای متعدد زندگی میکند: جنگ اوکراین، تنشهای چین و تایوان، سیاستهای تجاری تهاجمی آمریکا، و ناپایداری زنجیره تأمین جهانی. این عوامل به تنهایی برای حفظ «روند صعودی بلندمدت طلا» کافی هستند. توافق ایران و آمریکا در بهترین حالت، یک «کاتالیزور اضافی» است، نه محرک اصلی.
خبر توافق ایران و آمریکا، برخلاف منطق سطحی، میتواند قیمت طلا را بالا ببرد. دلیل آن نه افزایش ریسک، بلکه کاهش فشار فروش از سمت بانکهای مرکزی منطقه و همزمان تغییر انتظارات نسبت به نرخ بهره واقعی است. ترکیب این دو مکانیسم، یک اثر صعودی ۸ تا ۱۴ درصدی در کوتاهمدت و رسیدن به سقف تاریخی ۵,۶۰۰ دلار را در میانمدت محتمل میکند. اما فراموش نکنید: جهان ترامپی کماکان پر از ریسک است و طلا در بلندمدت نیز جایگاه خود را به عنوان امنترین پناهگاه حفظ خواهد کرد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا