به گزارش سرمایه فردا، صورتهای مالی بانک کشاورزی در سال ۱۴۰۳ روایتی تلخ و هشداردهنده از عمق فاجعه در یکی از قدیمیترین بانکهای تخصصی ایران را فاش میکند. عددها از زبانی بیزبان حکایت دارند: ۸۸۱ هزار میلیارد تومان بدهی (۸۸۱ همت) و ۲۷ هزار میلیارد تومان زیان انباشته (۲۷ همت).
برای درک ابعاد این فاجعه کافی است بدانیم که بودجه کل کشور در سال ۱۴۰۴ حدود ۵۲۰۰ همت بوده است. یعنی بدهیهای یک بانک به تنهایی نزدیک به ۱۷ درصد بودجه سالانه کل کشور است. این عدد را با صراحت میتوان «غیرقابل کنترل» توصیف کرد.
نکته شوکهکننده، جهش وحشتناک بدهیها در تنها یک سال است. بدهیهای بانک کشاورزی از ۵۸۴ همت (۵۸۴ هزار میلیارد تومان) در سال ۱۴۰۲ به بیش از ۸۸۱ همت در سال ۱۴۰۳ رسیده است. یعنی نزدیک به ۳۰۰ همت (معادل ۵۷ میلیارد دلار) تنها در یک سال به بدهیهای این بانک اضافه شده است.
در همین بازه زمانی، زیان انباشته بانک نیز با افزایش حدود ۴ همتی از ۲۳ همت به ۲۷ همت رسیده است. این یعنی بانک نه تنها سودی نمیسازد، بلکه هر روز عمیقتر در باتلاق زیان فرو میرود.
یکی از هشداردهندهترین شاخصها، نسبت بدهی به سرمایه بانک است. این نسبت به عدد خطرناک ۸۸ رسیده است. یعنی به ازای هر یک تومان سرمایه، بانک ۸۸ تومان بدهی دارد. در شرایط عادی بانکی، این نسبت نباید از ۱۰ تا ۱۵ عبور کند. نسبت ۸۸ یعنی بانک عملاً با پول دیگران زندگی میکند و توانایی بازپرداخت ندارد.
اما فاجعهبارترین عدد در صورتهای مالی بانک کشاورزی، کفایت سرمایه ۱.۸۴ درصد است. این شاخص که نشاندهنده توانایی بانک در جذب زیان و حفظ سپردههاست، در یک سال از ۲.۸۳ درصد به ۱.۸۴ درصد سقوط کرده است.
طبق استانداردهای بینالمللی (بازل ۳)، کفایت سرمایه بانکها باید حداقل ۸ درصد باشد. بانکی با کفایت سرمایه زیر ۴ درصد در محدوده «در معرض ورشکستگی» قرار میگیرد. عدد ۱.۸۴ درصد یعنی بانک کشاورزی عملاً با آخرین نفسهای خود راه میرود.
در تمام این مدت، حقوق مالکانه بانک (سرمایه سهامداران) نیز روند کاهشی داشته است. یعنی بانک نه تنها سودی برای سهامداران خود نمیسازد، بلکه سرمایه اولیه آنها را هم میخورد و تحلیل میبرد.
صریحترین جمله تحلیل این است: اگر بانک کشاورزی یک بانک خصوصی بود، سالها پیش باید تعطیل یا منحل میشد. هیچ نهاد نظارتی در هیچ جای دنیا اجازه نمیدهد بانکی با این شاخصها به فعالیت خود ادامه دهد. تنها چیزی که این بانک را زنده نگه داشته، حمایت دولت و امکاناتی است که به عنوان یک بانک دولتی در اختیار دارد.
اما این «زندگی مصنوعی» چه بهایی دارد؟ به گفته تحلیلگران اقتصادی، ادامه فعالیت چنین بانک ناترازی میتواند به تشدید تورم، افزایش پایه پولی و در نهایت آسیب جدی به بخش کشاورزی – که این بانک متولی اصلی آن است – منجر شود.
واقعیت تلخ این است که بانک کشاورزی به یک بمب ساعتی در سیستم بانکی کشور تبدیل شده است. دو راه پیش روست؛ یا درمان دردناک (بازسازی ساختاری، واگذاری داراییهای غیرجاری، تزریق سرمایه بزرگ و تعویض مدیریت) یا انفجار (بحران سیستماتیک در کل شبکه بانکی).
تاکنون دولتها مسیر سادهتر را انتخاب کردهاند: نادیده گرفتن، تزریقهای مقطعی و امیدواری به آیندهای بهتر. اما عددها نشان میدهد که آینده دیگر امیدی ندارد، مگر آنکه تصمیمات بزرگ و غیرقابل پیشبینی در سطوح بالای حاکمیت گرفته شود.
تاصیکو با NAV هر سهم ۲۵,۱۲۷ ریال و نسبت P/NAV فقط ۴۵ درصد، از نظر…
ایران نه در سال ۱۹۷۰ و نه در سال ۲۰۲۴ در جمع بیست کشور اول…
تجربیات تلخ، یک اصل مهم در مدیریت بحران بازار سرمایه را به ما یادآوری میکند:…
مهدی یکتا: چند روزی از بازی پاریسنژرمن و آرسنال گذشته اما اخبار و حواشی آن…
دولت دکتر پزشکیان در روزهای سخت نشان داد که کنار مردم میایستد؛ امروز هم با…
تاصیکو در یک نگاه؛ ارزش خالص داراییها و پتانسیل رشد ۵۵ درصدی دارد همین مسأله…