پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

معمای مذاکرات ایران و آمریکا؛ اختلاف بر سر اورانیوم، تعلیق غنی‌سازی و توافق یکجا

معمای مذاکرات ایران و آمریکا؛ اختلاف بر سر اورانیوم، تعلیق غنی‌سازی و توافق یکجا

ایران به دنبال یک توافق «فازبندی شده» و «قابل راستی‌آزمایی» است، در حالی که آمریکا خواهان یک «بسته همه یا هیچ» است. حتی اگر این اختلافات حل شود (که بعید به نظر می‌رسد)، دو مانع بزرگ دیگر یعنی «عدم تعهد دائمی آمریکا» و «تهدیدات اسرائیل» باقی می‌ماند.

آزاد کلهر: در حالی که رسانه‌های جهانی از پیشرفت در مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا خبر می‌دهند، جزئیات تازه‌ای از پیشنهادهای آمریکا و پاسخ ایران فاش شده است که نشان از «شکاف عمیق» و «اختلافات ساختاری» بر سر سه محور اصلی دارد: «سرنوشت ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده»، «حق غنی‌سازی ایران» و «نحوه اجرای توافق (یکجا یا مرحله‌ای)». بر اساس اطلاعات به دست آمده، آمریکا یک بسته پیشنهادی «همه یا هیچ» را به ایران ارائه کرده است که در آن مسائل اقتصادی (آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار، رفع محاصره، بازگشایی تنگه هرمز) و مسائل هسته‌ای (خروج اورانیوم، تعطیلی مراکز هسته‌ای، محدودیت غنی‌سازی) در یک بسته واحد و به صورت همزمان ارائه شده است. اما ایران خواهان «فازبندی» و «راستی‌آزمایی تدریجی» است. این گزارش به تحلیل دقیق این اختلافات و چشمانداز توافق می‌پردازد.

پیشنهاد جدید آمریکا؛ یک بسته «همه یا هیچ»

بر اساس اطلاعات به دست آمده از منابع مطلع، آمریکایی‌ها پس از دریافت نظرات ایران، یک بسته جامع شامل ۸ بند اصلی را پیشنهاد کرده‌اند که به شرح زیر است. نخست، «پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها» (لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین). دوم، «رفع محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا» (یعنی نیروهای آمریکایی دیگر مانع عبور کشتی‌ها نشوند). سوم، «بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران با تعرفه و مسیر دریایی مدنظر ایران» (یعنی ایران کنترل عملی تنگه را در دست گیرد). چهارم، «آزادسازی ۲۵ درصد از اموال بلوکه‌شده ایران» (حدود ۲۵ میلیارد دلار). پنجم، «معافیت فروش نفت ایران به مدت ۳۰ روز» (که در این مدت ایران بتواند بدون محدودیت نفت بفروشد). ششم، «فاز اصلی مذاکره» یعنی «خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده از ایران» (در بهترین حالت، ارسال به کشور ثالث، اما آمریکا ترجیح می‌دهد خود آن را دریافت کند). هفتم، «پذیرش حق غنی‌سازی ۳.۶۷ درصد برای ایران» (اما با این شرط که آمریکا در «فاز نهایی» آن را بپذیرد). هشتم، «تعطیلی مراکز هسته‌ای» (به جز رآکتور تهران که صرفاً کاربرد پزشکی دارد).

نکته کلیدی این است که آمریکا خواهان «امضای یکجای تمام این بندها» توسط ایران است، بدون فازبندی و بدون راستی‌آزمایی تدریجی. به عبارت دیگر، واشنگتن می‌گوید: «یا همه را در یک لحظه قبول کنید، یا هیچ توافقی در کار نیست.»

موضع ایران؛ فازبندی، راستی‌آزمایی و جدایی پرونده هسته‌ای از پرونده تنگه هرمز

در مقابل، ایران یک رویکرد «مرحله‌ای» و «مشروط» را پیشنهاد کرده است. ایران می‌گوید: «تمام فازهای پیشنهادی آمریکا برای راستی‌آزمایی به مدت ۳۰ روز انجام شود تا هم ایران نفت خود را بفروشد و هم جذب شود و سپس در بحث هسته‌ای مذاکره را انجام دهد.» به عبارت دیگر، ایران خواهان آن است که ابتدا بخش اقتصادی و امنیتی توافق (آزادسازی دارایی‌ها، رفع محاصره، بازگشایی تنگه هرمز و معافیت فروش نفت) به صورت آزمایشی به مدت ۳۰ روز اجرا شود و در این مدت، ایران بتواند نفت بفروشد و منابع ارزی خود را آزاد کند. سپس، پس از راستی‌آزمایی و اطمینان از حسن نیت آمریکا، وارد مذاکره بر سر «پرونده هسته‌ای» شود. ایران همچنین بر «جدایی پرونده هسته‌ای از پرونده بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ» تأکید دارد. به عبارت دیگر، تهران نمی‌خواهد یک توافق «همه یا هیچ» انجام دهد که در آن امتیازات اقتصادی را بدهد، اما در بحث هسته‌ای ناچار به عقب‌نشینی شود.

سه نقطه اختلاف جدی؛ اورانیوم، غنی‌سازی و تعطیلی تأسیسات

تحلیل‌ها نشان می‌دهد که دست‌کم سه نقطه اختلاف جدی بین ایران و آمریکا باقی مانده است که می‌تواند توافق را به طور کامل متوقف کند. نخست، «خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم از ایران». این بند به عنوان «خط قرمز دیکته‌ای اسرائیل برای آمریکا» توصیف شده است. اسرائیل مصمم است که اورانیوم غنی‌شده ایران از کشور خارج شود، چه به آمریکا و چه به کشور ثالث. اما ایران با «ارسال ۴۰۰ کیلو اورانیوم به کشور ثالث (چین و روسیه) موافقت نکرده، آمریکا هم همینطور و خودش آن را می‌خواهد». به عبارت دیگر، آمریکا می‌خواهد اورانیوم را مستقیماً در اختیار بگیرد (تا اطمینان حاصل کند که به ایران بازگردانده نمی‌شود) و ایران نیز نمی‌خواهد اورانیوم را به عنوان یک «باج» در اختیار آمریکا بگذارد. نقطه دوم، «حق غنی‌سازی و تعلیق ۲۰ ساله». ایران «غنی‌سازی را حتماً می‌خواهد و ۲۰ سال آن را تعلیق نمی‌کند». در حالی که آمریکا به دنبال تعلیق بلندمدت غنی‌سازی (احتمالاً ۱۰ تا ۲۰ سال) است تا اطمینان حاصل کند ایران نمی‌تواند به سرعت به سمت سلاح هسته‌ای حرکت کند. نقطه سوم، «تعطیلی مراکز هسته‌ای». آمریکا خواهان تعطیلی تمام تأسیسات هسته‌ای ایران به جز رآکتور تهران (که صرفاً کاربرد پزشکی دارد) است. اما ایران به هیچ وجه با تعطیلی تأسیسات هسته‌ای خود (مانند نطنز، فردو و اصفهان) موافقت نخواهد کرد. این سه نقطه اختلاف به قدری عمیق هستند که برخی منابع آن را «نقطه جدی شکست توافق» می‌نامند.

موانع ساختاری؛ بی‌اعتمادی، عدم تضمین و ترور

علاوه بر اختلافات هسته‌ای، سه مانع ساختاری دیگر نیز وجود دارد که هرگونه توافق را شکننده و غیرقابل اعتماد می‌کند. نخست، «آمریکا متعهد به متن و محورهای ارسالی نیست». حتی اگر توافق بر سر محورهای ذکر شده حاصل شود، آمریکا الزام قانونی برای پایبندی به آن ندارد. رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند با یک فرمان اجرایی، توافق را لغو کند یا تحریم‌ها را بازگرداند. دوم، «آمریکا تحریمی را لغو نمی‌کند؛ شاید تعلیق مدت‌دار در بهترین حالت». حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، آمریکا فقط «تعلیق» تحریم‌ها (و نه لغو دائمی) را پیشنهاد می‌کند. این بدان معناست که تحریم‌ها همچنان به عنوان یک «شمشیر دولبه» بالای سر ایران باقی می‌ماند و می‌تواند در هر لحظه بازگردد. سوم، «بر فرض توافق با آمریکا، هیچ تضمینی برای جلوگیری از ترور سطح بالا توسط اسرائیل نیست». حتی اگر آمریکا به توافق پایبند بماند، اسرائیل (که خود را طرف توافق نمی‌داند) می‌تواند به ترور دانشمندان هسته‌ای، فرماندهان نظامی و تأسیسات حساس ایران ادامه دهد. این اتفاق دقیقاً مشابه وضعیت پس از برجام است که اسرائیل با وجود پایبندی ایران به برجام، ترورها را ادامه داد.

توافق ممکن، اما ناپایدار و پرهزینه

در مجموع، می‌توان گفت که اگرچه نشانه‌هایی از پیشرفت در مذاکرات وجود دارد (مانند رفت‌وآمدهای وزیر کشور پاکستان و دریافت پیشنهاد جدید آمریکا توسط ایران)، اما اختلافات اساسی بر سر اورانیوم، غنی‌سازی و تعطیلی تأسیسات هسته‌ای هنوز پابرجاست. ایران به دنبال یک توافق «فازبندی شده» و «قابل راستی‌آزمایی» است، در حالی که آمریکا خواهان یک «بسته همه یا هیچ» است. حتی اگر این اختلافات حل شود (که بعید به نظر می‌رسد)، دو مانع بزرگ دیگر یعنی «عدم تعهد دائمی آمریکا» و «تهدیدات اسرائیل» باقی می‌ماند. بنابراین، محتمل‌ترین سناریو، «ادامه وضعیت نه جنگ، نه صلح» (آتش‌بس صوری) است، نه یک توافق جامع و پایدار. سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی باید خود را برای یک دوره طولانی از «نااطمینانی استراتژیک» آماده کنند و هر خبری از توافق را با احتیاط و با در نظر گرفتن این موانع ساختاری تحلیل نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید