در حالی که مذاکرات مستقیم میان لبنان و اسرائیل قرار است در واشنگتن برگزار شود، جامعه لبنان بیش از هر زمان دیگری دوپاره شده است
به گزارش سرمایه فردا، در یکی از مغازههای بیروت، فروشندهای با خندهای عصبی از پاسخ دادن طفره میرود. او درباره مذاکرات مستقیم میان لبنان و رژیم اسرائیل که قرار است در واشنگتن برگزار شود، میگوید: «نمیخواهم نظر بدهم؛ اگر حرف اشتباهی بزنم، ممکن است کسی بیاید و به من حمله کند.» این واکنش کوتاه اما معنادار، تصویری روشن از فضای ملتهب لبنان ارائه میدهد؛ کشوری که زیر فشار جنگ و بحران، دچار شکافی عمیق برسر چگونگی مواجهه با اسرائیل شده است.
از یک سو، برخی نخبگان سیاسی و بخشی از افکار عمومی، مذاکره را تنها گزینه باقیمانده برای پایان دادن به جنگ میدانند؛ جنگی که بهزعم آنان توان اقتصادی و اجتماعی کشور را فرسوده کرده اما در سوی دیگر، طیف گستردهای از جامعه، بهویژه شیعیان لبنان و حامیان حزبالله، این مذاکرات را بیفایده و حتی خطرناک تلقی میکنند و معتقدند تجربه تاریخی نشان داده که اسرائیل تنها در برابر قدرت و مقاومت عقبنشینی میکند. این دوگانگی، نهفقط یک اختلاف سیاسی، بلکه شکافی اجتماعی و هویتی است که در لایههای مختلف جامعه لبنان ریشه دوانده و هرگونه تصمیمگیری ملی را پیچیدهتر کرده است.
بیش از ۵۰ روز است که حملات اسرائیل به لبنان بار دیگر شدت گرفته؛ حملاتی که در واکنش به پاسخ نظامی حزبالله پس از ماهها تجاوز مداوم آغاز شد. حزبالله اعلام کرده بود این پاسخ، نهتنها واکنشی به حملات پیدرپی اسرائیل، بلکه پاسخی به اقدامات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. در این دور از درگیریها، بیش از ۲۲۹۴ نفر در لبنان جان خود را از دست دادهاند؛ در میان آنان، خبرنگاران، نیروهای امدادی و غیرنظامیان بسیاری دیده میشوند. افزون بر این، بیش از ۱.۲ میلیون نفر از خانههای خود آواره شدهاند؛ رقمی که نشاندهنده عمق بحران انسانی در کشور است.
اسرائیل همچنین با گسترش حضور نظامی خود، منطقهای حائل موسوم به «خط زرد» در عمق حدود ۱۰ کیلومتری مرز ایجاد کرده است. ساکنان این مناطق اجازه بازگشت به خانههای خود را ندارند و گزارشهای متعدد از تخریب گسترده روستاها و منازل حکایت دارد. در بازدید از شهرهایی مانند المنصوری، مجدل زون و القلیله، آثار این ویرانی بهوضوح قابل مشاهده است؛ خانههایی که به تلی از خاک تبدیل شدهاند و زندگیای که بهیکباره فروپاشیده است. در چنین شرایطی، بسیاری از منتقدان میپرسند: چگونه میتوان در حالی که بمباران ادامه دارد و اشغال پابرجاست، وارد مذاکرهای شد که بهاحتمال زیاد توازن آن به سود اسرائیل خواهد بود؟
تنها ساعاتی پس از آغاز درگیریهای اخیر، دولت لبنان فعالیتهای نظامی حزبالله را غیرقانونی اعلام کرد؛ تصمیمی که بار دیگر شکافهای داخلی را آشکار ساخت. سلاح حزبالله از دههها پیش یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در لبنان بوده است. پس از پایان جنگ داخلی در سال ۱۹۹۰، تمامی گروههای مسلح سلاحهای خود را تحویل دادند اما حزبالله با استناد به ادامه اشغال اسرائیل در جنوب لبنان، سلاح خود را حفظ کرد. این تصمیم، بعدها به یکی از پایههای اصلی مشروعیت این گروه مقاومت تبدیل شد.
باادامه مبارزه جانانه حزبالله علیه اسرائیل که در سال ۲۰۰۰ موجب عقبنشینی نیروهای رژیم از جنوب لبنان شد، حزبالله به اوج محبوبیت داخلی رسید. بسیاری این رویداد را نتیجه مستقیم «مقاومت» میدانستند، نه دیپلماسی. بااین حال، در سالهای بعد، اختلافات داخلی درباره نقش حزبالله افزایش یافت و بخشی از جامعه لبنان خواستار خلع سلاح آن شد؛ بخشی که به طور عمومی به عنوان غربگراها شناخته میشدند. با وجود این اختلافات، حامیان حزبالله تأکید میکنند که تاریخ روابط لبنان و اسرائیل «آغشته به خون» است و نمیتوان بدون در نظر گرفتن این گذشته، به مذاکراتی معنادار امید داشت. از نگاه آنان، هرگونه تلاش برای تضعیف مقاومت، در نهایت به تقویت موقعیت اسرائیل منجر خواهد شد.
در شرایط کنونی، حتی برخی از حامیان مذاکره نیز اذعان دارند که لبنان با دست خالی وارد این گفتوگوها شده است. بسیاری از شهروندان به اسرائیل اعتماد ندارند و ایالات متحده را نیز بهعنوان میانجی بیطرف نمیپذیرند. در این میان، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، یکی از چهرههای کلیدی این مذاکرات است؛ نقشی که از نگاه منتقدان، بیش از آنکه به توازن کمک کند، به سود اسرائیل عمل میکند. اما برخی تحلیلگران لبنانی میگویند گزینههای کشور محدود است: یا پذیرش مذاکرهای که ممکن است به امتیازدهی منجر شود، یا ادامه جنگی که هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی دارد. با این حال، حامیان مقاومت استدلال میکنند که تنها «اهرم واقعی» لبنان، همان توان بازدارندگی حزبالله است؛ عاملی که بهگفته آنان، اکنون بهجای تقویت، در داخل کشور تضعیف میشود.
لبنان در موقعیتی قرار گرفته که هر انتخابی، هزینههای سنگین خود را دارد. مذاکره، در حالی که جنگ همچنان ادامه دارد، از نگاه بسیاری به معنای پذیرش شرایط تحمیلی است. در مقابل، ادامه مسیر مقاومت نیز خطر تشدید درگیریها را به همراه دارد. با این حال، آنچه در میان بخش قابلتوجهی از جامعه لبنان برجسته است، بیاعتمادی عمیق به اسرائیل و تردید نسبت به کارآمدی مذاکراتی است که بدون توازن قوا و در سایه بمباران برگزار میشود. اینکه لبنان میتواند بدون اتکا به «مقاومت»، به توافقی عادلانه دست یابد، یا این مسیر بار دیگر به بازتولید همان چرخه خشونت و نابرابری خواهد انجامید را باید زمان پاسخ دهد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا