آنچه در خاورمیانه میگذرد، دیگر فقط یک جنگ منطقهای نیست. این یک بحران انرژی تمامعیار است که دارد دومینوی اقتصادهای بزرگ جهان را یکی پس از دیگری به زمین میزند. هنوز مشخص نیست آخرین دومینو کدام اقتصاد بزرگ خواهد بود و چه زمانی این سقوطها متوقف میشوند.
به گزارش سرمایه فردا، جنگ در خاورمیانه حالا دیگر فقط یک درگیری نظامی نیست؛ به یک بحران تمامعیار انرژی تبدیل شده که دارد زنجیرههای تأمین صنایع حیاتی را در سراسر جهان قطع میکند. این بار اما قربانیان اصلی، اقتصادهای صنعتی آسیا هستند. از پتروشیمیهای ژاپن و کره گرفته تا رستورانهای کوچک هند و حتی شبکه برق چین، همه در معرض یک شوک بیسابقه قرار گرفتهاند. پویان مظفری، کارشناس مسائل انرژی، در تحلیلی عمیق به ابعاد این بحران پرداخته و نشان داده که چرا این بار وضعیت فراتر از کمبود نفت ساده است. این گزارش نگاهی دارد به جزئیات این تحلیل و پیامدهای آن برای آینده انرژی در آسیا.
برخلاف نفت خام که برای آن در بسیاری از کشورها ذخایر استراتژیک وجود دارد، برای نفتا و گاز مایع چنین پشتوانهای وجود ندارد. این دو محصول که قلب صنایع پتروشیمی و مصارف خانگی را تشکیل میدهند، حالا با کمبود شدید روبرو شدهاند.
شرکتهای خاورمیانه سالهاست که تأمینکنندگان بزرگ نفتا برای صنایع شیمیایی آسیا هستند. ژاپن حدود ۷۰ درصد و کره جنوبی ۶۰ درصد از نفتای وارداتی خود را از خلیج فارس دریافت میکنند. حالا با بسته شدن تنگه هرمز و حملات به تأسیسات انرژی منطقه، این مسیر حیاتی مسدود شده و ذخایر به سرعت در حال اتمام است.
در ژاپن، ذخایر نفتا فقط برای سه هفته باقی مانده. در کره جنوبی وضعیت بدتر است و تنها دو هفته ذخیره دارند. نتیجه این کمبود را میتوان در صنایع پتروشیمی این کشورها دید: میزان استفاده از ظرفیتهای تولید که معمولاً بین ۸۰ تا ۹۰ درصد است، حالا به حدود ۶۰ درصد سقوط کرده. یعنی یک سوم از ظرفیت صنایع پتروشیمی این کشورها بلااستفاده مانده و کارخانهها مجبور به کاهش تولید شدهاند.
بحران گاز مایع اما ابعاد انسانیتری دارد. در هند، پروپان و بوتان نه فقط در صنایع، که در مصارف خانگی و سوخت خودروها استفاده میشوند. از پخت و پز روزانه گرفته تا روشن کردن کورههای سوزاندن اجساد در مراسم مذهبی، همه به این گازها وابسته هستند.
حالا با قطع شدن مسیرهای تأمین از خلیج فارس، هند با کمبود حاد گاز مایع مواجه شده. رستورانها برای پخت غذا مشکل دارند، دستفروشان خیابانی که با کپسولهای کوچک کار میکنند، هر روز دغدغه تأمین سوخت را دارند. حتی کورههای سوزاندن اجساد که در فرهنگ هند جایگاه ویژهای دارند، با کمبود سوخت مواجه شدهاند. این بحران نشان میدهد که جنگ خاورمیانه دیگر فقط یک درگیری راهبردی نیست؛ دارد زندگی روزمره مردم عادی در آن سوی دنیا را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
در میان این آشفتگی، چین وضعیت متفاوتی دارد. فعلاً از بحران مصون مانده و دلیل آن هم چند عامل مهم است. نخست، چین ذخایر گسترده نفت دارد. دوم، پتروشیمیهای چین به طور مستقیم به پالایشگاههای داخلی متصل هستند و نیازی به واردات نفتا از خلیج فارس ندارند. سوم، چین از مسیر زمینی میتواند نفت مورد نیاز خود را از روسیه تأمین کند.
بر اساس تحلیل پویان مظفری، چین بدون کاهش تولید میتواند تا ۶ ماه به تولید روی ظرفیت قبلی خود ادامه دهد. همین مزیت نسبی به چین اجازه میدهد که از این بحران برای تقویت موقعیت خود در مقابل متحدان اصلی آمریکا در منطقه یعنی ژاپن و کره استفاده کند.
این سناریو یادآور اتفاقی است که چند سال پیش در اروپا رخ داد. زمانی که آمریکا اروپا را وادار کرد از حاملهای انرژی روسیه صرفنظر کند، اقتصاد کشورهای اتحادیه اروپا تضعیف شد و وابستگی شدید انرژی به واردات گاز مایع و نفت از آمریکا پیدا کردند. در نهایت، زیان اقتصادی اروپا چندین برابر بیشتر از خسارات اقتصادی روسیه بود. حالا به نظر میرسد آسیا در آستانه تجربه مشابهی قرار دارد، با این تفاوت که این بار چین در نقش تضعیفکننده رقبای منطقهای ظاهر شده است.
اما چین هم کاملاً از این بحران در امان نیست. ایران به بزرگترین کارخانه تولید گاز طبیعی مایعشده جهان در قطر حمله کرده است. این تأسیسات حدود ۲۰ درصد از ظرفیت جهانی مایعسازی گاز طبیعی را تأمین میکند، چیزی معادل ۸۰ میلیون تن در سال. بخش عمده این تولید به مقاصد چین، هند، کره، تایوان و ژاپن صادر میشود و این کشورها حدود ۵۳ میلیون تن در سال LNG دریافت میکنند.
حالا با قطع این مسیر، چین برای تأمین انرژی خود با چالش جدیدی مواجه شده. نمودار تولید ماهانه برق در چین نشان میدهد که اوج مصرف برق در این کشور در ماههای ژوئیه و اوت رخ میدهد. در این ماهها به دلیل آبوهوای مرطوب ساحلی (جایی که ۸۰ درصد جمعیت چین در آن متمرکزند) مصرف برق رشد شدیدی پیدا میکند.
نکته اصلی اینجاست که مصرف اوج هر سال افزایش مییابد. امسال انتظار میرود تولید برق در ماههای تابستان به حدود ۱۰۰۰ تراواتساعت برسد، رقمی که کمی بیشتر از کل تولید سالانه سیستم انرژی روسیه است. چین برای فصل اوج مصرف برق خود آماده میشود و سرمایهگذاری زیادی انجام میدهد، به ویژه در نیروگاههای تجدیدپذیر. اما بار اصلی همچنان بر دوش نیروگاههای حرارتی یعنی گازی و زغالسنگ است.
مشکلات معمولاً یک بعد ندارند. بسته شدن تنگه هرمز ممکن است با افزایش شدید تقاضای LNG در اروپا همراه شود. در این صورت، محمولههای آزاد LNG که میتوانستند به چین بروند، به سمت اتحادیه اروپا خواهند رفت. در مجموع، میتوان انتظار بحران برق در چین را داشت.
اما باید گفت بحرانهای برق در چین تقریباً هر پنج سال یک بار رخ میدهند و اتفاق نادری نیستند. مسئله اصلی این است که مسئولان انرژی چین چگونه با آن مقابله خواهند کرد. در بحران قبلی، آنها محدودیت مصرف اعمال کردند و به سرعت به خرید زغالسنگ از بازار آزاد روی آوردند.
با این حال، بحران قبلی برق در چین تأثیرات گستردهای داشت. بر قیمت فلزات بهویژه منیزیم، گاز و زغالسنگ تأثیر گذاشت و سپس به اروپا نیز سرایت کرد. حالا با توجه به ابعاد بزرگتر بحران فعلی، اثرات دومینویی آن میتواند طولانیمدت و گستردهتر باشد.
جنگ خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز، آسیا را با یک بحران انرژی بیسابقه روبرو کرده است. صنایع پتروشیمی ژاپن و کره با کاهش ۳۰ درصدی تولید مواجه شدهاند، هند با کمبود گاز مایع برای مصارف خانگی و تجاری دست و پنجه نرم میکند، و چین نیز در آستانه بحران برق در فصل گرم تابستان قرار دارد.
در این میان، چین موقعیت نسبتاً بهتری دارد و میتواند از این بحران برای تضعیف رقبای منطقهای خود استفاده کند، اما خود نیز از اثرات دومینویی بحران در امان نیست. اثرات این بحران فراتر از مرزهای آسیا خواهد رفت و زنجیرههای تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در مجموع، آنچه در خاورمیانه میگذرد، دیگر فقط یک جنگ منطقهای نیست. این یک بحران انرژی تمامعیار است که دارد دومینوی اقتصادهای بزرگ جهان را یکی پس از دیگری به زمین میزند. هنوز مشخص نیست آخرین دومینو کدام اقتصاد بزرگ خواهد بود و چه زمانی این سقوطها متوقف میشوند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا