به گزارش سرمایه فردا، ماهشهر و عسلویه، دو قطب انرژی ایران، این روزها صحنه یک بحران بیسابقهاند. خروج دو مجتمع یوتیلیتی حیاتی پتروشیمی از مدار، ۸۰ درصد تولید محصولات پتروشیمی را متوقف کرده و زنجیره فولاد نیز ضربات سنگینی از خاموشیها و محاصره دریایی خورده است.
در پی خروج دو واحد کلیدی یوتیلیتی پتروشیمیهای «بفجر» در منطقه ماهشهر و «مبین» در عسلویه از مدار تولید، ظرفیت صنعت پتروشیمی کشور با سقوطی فاجعهبار مواجه شده است. بر اساس آمارهای موجود، ۸۰ درصد از کل ظرفیت تولیدی محصولات پتروشیمی که معادل ۷۲ میلیون تن است، به کلی از مدار خارج شده است. کارشناسان برآورد میکنند که بازگشت این دو مجتمع به وضعیت پایدار پیشین، حداقل ۶ ماه زمان نیاز دارد.
سالانه نزدیک به ۷ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات محصولات این دو مجتمع به تنهایی بوده است. این رقم معادل ۱۳ درصد از کل صادرات غیرنفتی کشور است. با توقف تولید، عملاً این جریان ارزی به صفر رسیده است. یعنی کاهش ۱۰۰ درصدی درآمد ارزی این بخش و افت ۱۳ درصدی در کل صادرات کشور. اگر هر ماه تأخیر در بازگشت را ۱.۱۶ میلیارد دلار خسارت مستقیم ارزی در نظر بگیریم، طی ۶ ماه نزدیک به ۷ میلیارد دلار «زیان انباشته از محل عدمالنفع» محقق خواهد شد.
اما بحران فقط به پتروشیمی ختم نمیشود. دو غول فولادی کشور، یعنی فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان نیز خسارتهای سنگینی متحمل شدهاند. اگرچه آمار دقیق خاموشیها به طور کامل اعلام نشده، اما اثر آن بر کل زنجیره فولاد – از سنگآهن تا محصول نهایی – کاملاً مشهود است.
اتاق بازرگانی تهران به طور رسمی اعلام کرده است که تولید فولاد ایران ۱۰ میلیون تن کاهش یافته است. برای درک ابعاد این کاهش، بدانید که کل تولید سالانه فولاد ایران پیش از بحران حدود ۳۰ میلیون تن بود. بنابراین، این کاهش به معنای افزایش ۳۳ درصدی در زیان تولید نسبت به سال قبل است. به عبارت دیگر، یکسوم از توان تولیدی فولاد کشور از بین رفته است. این کاهش مستقیماً درآمدهای ارزی حاصل از صادرات فولاد را – که در شرایط عادی حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار بود – با کاهشی دستکم ۳۰ تا ۴۰ درصدی مواجه میکند. همچنین ارزش افزوده زنجیره فولاد که به اشتغال ۳۰۰ هزار نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم وابسته است، با خطر سقوط آزاد روبرو شده است.
در کنار خاموشی صنایع پاییندستی، «محاصره دریایی» به عنوان یک پدیده بیرونی، بحران را به سطحی بیسابقه ارتقا داده است. عدم امکان صادرات نفت خام از طریق دریا به معنی توقف کامل یکی از اصلیترین شاهرگهای ارزی کشور است.
اگرچه آمار دقیق روزانه صادرات نفت در شرایط تحریم و جنگ شفاف نیست، اما برآوردهای پیشین نشان میداد که ایران پیش از بحران حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد. با اعمال محاصره دریایی، عملاً درصد صادرات نفت خام به نزدیک صفر رسیده است. این یعنی کاهش ۱۰۰ درصدی درآمدهای نفتی در مقایسه با وضعیت عادی. با فرض هر بشکه ۷۰ دلار، عدمالنفع روزانه حدود ۱۰۵ میلیون دلار و ماهانه بیش از ۳ میلیارد دلار است. وقتی این رقم را کنار توقف ۷ میلیارد دلاری پتروشیمی قرار دهید، تصویر روشنی از حجم خسارت ارزی پیدا خواهید کرد.
مجموع این سه بحران – از کار افتادگی پتروشیمیها (۱۳ درصد صادرات)، سقوط ۳۳ درصدی تولید فولاد و توقف ۱۰۰ درصدی صادرات نفت خام – ایران را با یک «شوک تمامعیار عرضه و ارز» مواجه کرده است. اقتصاد کشور نه تنها با کاهش شدید تولید داخلی روبهروست، بلکه ظرفیت تأمین ارز برای واردات کالاهای اساسی، دارو و مواد اولیه کارخانهها را نیز از دست داده است. تداوم این وضعیت به معنای ورود به رکودی عمیقتر از هر دورهای در تاریخ اقتصادی کشور خواهد بود.
جنگ اخیر، دستکم سه اثر منفی اقتصادی بر جای گذاشته است؛ خروج ۱۵۰ تا ۲۰۰…
رفتار مصرفکننده ایرانی در اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ دستخوش یک دگرگونی بنیادین شده است. خروج از…
سهم اجاره از درآمد برخی خانوادهها در بهار ۱۴۰۵ به ۷۰ درصد رسیده و معیشت…
افزایش کمسابقه قیمت بنزین در ایالات متحده، دیگر یک نوسان بازار نیست، بلکه روایتی عددی…
باتوجه به قرار گرفتن کشور در جنگ و افزایش سطح عمومی قیمتها، دولت بازنگری در…
موضوع بحث ما ریشه ایرانی داشتن یا نداشتن «اکرت» نیست بلکه بحث کیفیت این مهاجم…